هنوز جسم بیجان بهنام محجوبی را از تخت بیمارستان برنداشتهاند که خبر میرسد سحرگاه امروز، حکم اعدام زهرا اسماعیلی اجرا شده است.
او که در یک پروندهٔ پر از ابهام به قتل همسرش متهم شده بود؛ برای دومین بار بود که پای چوبه دار میرفت.
رحلت جانگداز «درویش بهنام محجوبی» را به خانواده محترم آن مرحوم و جامعه دراویش گنابادی و همه آزاداندیشان تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال برایشان طلب مغفرت مینماید.
در ضمن بدینوسیله از کلیه نهادهای بین المللی حقوق بشری تقاضای رسیدگی عاجل به علت مرگ آن مرحوم را دارم. زیرا، با توجه به تجارب اینجانب در خلال حدود یک دهه اسارت در بازداشتگاه امنیتی و شکایاتی که به کمیسیون اصل ۹۰ مجلس ارائه نمودهام (با استناد به جلد چهارم مجموعه کتابهای دفاعیات من)، کاملا مشخص است که علت مرگ ایشان مشکوک و طی طرح و برنامههای امنیتی به وقوع پیوسته است.
با آرزوی توفیق الهی
محمد علی طاهری
تورنتو ۲۰۲۱/۰۲/۱۷ مصادف با ۱۳۹۹/۱۱/۲۹
بهنام محجوبی درویش گنابادی زندانی، در بیمارستان لقمان تهران درگذشت.
به گزارش فعال حقوق بشر
بهنام محجوبی در زمستان ۹۶، در جریان حوادث گلستان هفتم توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و در تاریخ ۲۷ مردادماه ۹۸ توسط شعبهٔ ۲۶ دادگاه انقلاب تهران از بابت اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور از طریق ارتباطگیری با سایرین و فراهم ساختن تجمع غیرقانونی» ۲ سال حبس تعزیری و مجازات تکمیلی محکوم شده بود .
بهنام محجوبی در زندان اوین پس از آگاهی از درگذشت نورعلی تابنده، قطب دراویش گنابادی، بعلت شوک روانی شدید، به اختلال پانیک مبتلا شد و هر چند وقت یکبار بر اثر حملات پانیک به فلج موقت و اختلال در تکلم دچار میشد. مسئولان قضایی و عوامل زندان اوین، جهت تحمیل فشار به ایشان، داروهایی که خانوادهاش به سختی تهیه کردند و به زندان تحویل میدادند را در اختیار ایشان قرار نمیداد,
آزاد نکردن فوری زندانیای که برای او توسط پزشکی قانونی رأی عدم تحمل کیفر صادر شده، در اختیار نگذاشتن داروهای درمانی و تحمیل مقادیر بالای داروی خوابآور به زندانی با تهدید به انتقال و بستری در شکنجهگاهی بنام بیمارستان روانپزشکی و نهایتاً به کما رفتن زندانی در اثر مسمومیت دارویی، مسئولیت مرگ وی را مستقیماً متوجه مسئولان قضایی، امنیتی و مخصوصاً پزشک و عوامل بهداری زندان اوین میکند.
از تمامی جوامع حقوق بشری میخواهیم که این ظلم بزرگ را بی جواب نگذارنند بی نهایت بهنام ها میمیرند و جهموری اسلامی به ظلمش ادامه میدهد
مجموعه آموزشی استاد عشق زیر نظر فعالین حقوق بشر بدینوسیله اعلام میکند در جهت مقابله با افراد دست نشانده، خودفروخته، نفوذی، معاند و معلوم الحالی که با شعار مضحک و پروژه طراحی شده «استاد فیک» و «استادم کجاست» در صدد ایجاد اغتشاش و کثرت بین اعضای مجموعه بزرگ عرفان حلقه میباشند، با تمام قوا و توان خود ایستادگی نموده و در دفاع از این مسیر الهی از هیچ کوششی فروگذار نخواهد کرد.
دشمنان راه کمال باید بدانند دوره دروغ و دغل و تهمت و افترا به پایان رسیده و عصر هوشمندی با قوت تمام نا اهلان را به سزای کارشان خواهد رساند
مجموعه آموزشی استاد عشق
1399/10/22
2021/02/10
برای رعایت حق انتشار و به منظور اطمینان از صحت و اعتبار مطالب و ویدئوهای منتشر شده از طرف استاد محمدعلی طاهری خواهش میشود صرفا به کانال یوتوب،اینستاگرام ،کانال تلگرامی، توئیتر و یا سایت رسمی ایشان از طریق لینکهای زیر مراجعه فرمایید.
website:
به نام بي نام او
خدای عشق و عشق
به نام خدای رحمن و رحیم، خدای عشق و عشق؛ خدایی که رحمانیتش عشق را در هستی جاری کرد و از فیض رحمانی خود به هستی جان بخشید و از این بخشش و حُب بود که عوالم مختلفی در قالب عقل به وجود آمد.و به این ترتیب خداوند، عکس روی خود را در آیینه آفاق انداخت. یعنی با تبلور عشق، عقل را آفرید تا نظاره گر و آیینه ای برای انعکاس عشق و زبانی برای خبر دادن از آن باشد. قلم عقل با همه ناتوانی اش نام عشق را بر صفحه عالم نوشته است و عظمتش را انعکاس می¬دهد هر چند که عشق قابل توصیف نیست.
چـون قلم انـدر نـوشتـن مــی شتـافت چون به عشـق آمد قلم در خود شکافت
(مولوی)
از آن جا که انگیزه ایجاد عقل، لطف رحمانی (عشق) است، باید گفت که عقل از دل عشق بیرون آمده است. در ازل، همه هستی از دل عشقی بنیادی پدیدار شد که می توان آن را «عشق اول» و عالم به وجود آمده از دل این عشق را «عقل اول» نامید.
اما در این پیدایش، هر عالمی نسبت به عالم ماقبل خود، از خالق فاصله بیشتری گرفت و دورتر شد و با این دوری نازل تر و پست تر گردید و هر جزیی حرکت به سوی قهقرا را آغاز کرد. ادامه این روند، خلقت را نه به سوی کمال بلکه به سوی پستی جلوه می داد و چنین طرحی از او بعید و محال بود. از این رو عشق الهی در جلوه¬ای دیگر نیز جاری بود تا با بازگشت هستی به سوی او، خلقت برای همیشه در منهای بینهایت اسیر نباشد. او رحیمیت خود را نثار هستی کرد تا ارکان آن را در آغوش کشیده، نگذارد که قهقرا همه تجلیات را ببلعد.
پس او از یک سو وجود را به هستی هدیه کرده است و از سویی دیگر همه چیز را به آغوش خود می کشد تا مخلوقش از لطف و مرحمت او دور نباشد. زیرا او رحمان است و رحیم؛ او عاشق است و عشق او در برگیرنده هستی. این عشق از مبدأی جریان دارد که نه در بند مکانی است، نه زمانی و نه تضادی، پس همان هنگام که عشق می ورزد و هدیه می کند، چون در قید زمان نیست، باز پس می گیرد و در آغوش می کشد و از منظری که فوق زمان است، هیچ یک از این دهش و باز دهش بر دیگری مقدم نیست. همه چیز و همه کس دور از او و در آغوش اویند. بنابراین، از اوییم و روانیم به سوی او و از هر طرف مشمول عشق او.
این است اساس هستی: رحمانیت و رحیمیت و یا به عبارتی دیگر، عشق و عشق؛ عشقی که علت همه علت ها است. زیرا اگر انگیزه خلقت بر پایه عقل بود (نه حُب و بخشش الهی)، لازم بود تا خلقت، منفعتی برای خالق ایجاد کند؛ در حالی که خالق بی نیاز است. این عشق و حُب است که نیاز به علت نداشته، منفعتی را دنبال نمی کند و عاشق است که می بخشد نه عاقل.
لاابالی عشق باشد، نی خرد عقل آن جوید کزان سودی برد
(مولوی)
خداوند رحمن و رحیم، قرآن را نیز کلامی برای بیان و ابلاغ این عشق قرار داد تا رحمن و رحیم بودن و حُب و وُّد خود را به بشر بشارت دهد و بگوید که رحمن است و رحیم؛ یعنی عشق است و عشق. پس به نام او که رحمان بودنش عشق است و رحیم بودنش نیز عشق. به نام او که چنین عاشقی است؛ خدایی که عفو کننده است و عفو او نیز از تبعات عشق است؛ نه عقل. چرا که عفو و بخشش مورد پسند عقل نیست؛ مگر آن که برای بخشنده، منفعتی حاصل کند و این در حالی است که خدا غنی است و بی نیاز.
و او فؤاد و صدر و قلب را سه مرتبه متفاوت برای تجربه عشق قرار داد تا جایگاهی برای دریافت لطف و رحمتش در وجود انسان باشد؛ آن طور که از طریق فؤاد دریافت نموده، شهود داشته باشیم؛ با قلب منقلب شده، به تغییرات و تحولات درونی برسیم و با شرح صدر به گشادگی و گستردگی به وسعت عالم هستی نایل شویم؛ کاری که هرگز از عقل بر نمی آید:
عقل گوید شش جهت حد است و بیرون راه نیست عشق گوید راه هست و رفته ام من بارها
(مولوی)
اما تاسف بر کسانی که خداوند را صرفاً خدای عقل می دانند و نه خدای عشق و کلام او (قرآن) را نیز فقط کلام عقل می دانند و نه پیام عشق. در حالی که پیش از آن که قرآن از عقل بگوید، از عشق گفته است و پیامبر گرامی(ص) از آن رو در کلام خدا رحمتی برای عالمیان نامیده شد که با عرضه قرآن، معرفی برای این عشق بوده است و به درستی که حامل چنین پیامی، فخر عالم و رحمتی است برای آن. تاسف بر کسانی که اسلام را دین قساوت و سنگدلی و خدای آن را خدایی انتقام جو معرفی می کنند؛ غافل از این که خود آن ها بیش از همه به لطف و رحمت و بخشش خداوند نیاز دارند و اگر این لطف و رحمت نباشد چه کسی می تواند از این ورطه به عافیت بگذرد؟
دام سخت است مگر یار شود لطف خدا ور نه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم
(حافظ)
چه کسی بدون لطف و رحمت او می تواند به جایی برسد؛ اگر او تعلیم ندهد، تزکیه نکند، حکمت ندهد، سینه را نگشاید، بارهای گران را از دوش بر ندارد، هنگام وسوسه شیطان که می¬رود پا بلغزد، او درنیابد و …؟!
به جایی نرسد کس به توانایی خویش اِلّا تو چراغ رحمتش داری پیش
(سعدی)
امروزه معرفی نادرست اسلام وعرضه آن در قالب دینی خشک، جدا از عشق و خالی از پیام لطف الهی و طرح مباحث و نظرات آن در چنین حیطه ای، باعث سوء برداشت فراوانی برای جوانان این نسل شده، آن ها را از این دین، گریزان و به دامان آیین¬ها و مکاتب وارداتی سوق داده است. از طرف دیگر، در جوامع غربی نیز مسلمانان را وحشی، عقب مانده و اهل خشونت می خوانند و در جوامع و محافل بین المللی، اسلام را دین کُشت و کُشتار و تجاوز معرفی می کنند. در حالی که می دانیم اسلام دین آزادی اندیشه (الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هداهم الله …)، آزادی انتخاب (قل یا ایها الکافرون * لا اعبد ما تعبدون * … لکم دینکم و لی دین – لا اکراه فی الدین…) و آزادی رهروی (انا هدیناه السبیل اِمّا شاکراً و اِمّا کفوراً) است.
علاوه بر این، دین اسلام، مرام مطلوب نزد خداوند را مرام اسلام (تسلیم شدن) در برابر اراده الهی معرفی می کند که همانا نیل به سوی غایت کمال است. یعنی، از میان دو مرام تسلیم در برابر حق و یا طغیان در برابر آن، مرام الهی و پسندیده تسلیم و مسلمانی را تایید و پیشنهاد می کند. در چنین راهی است که شهادت، گواهی انسان است بر حق که در راه آن، جان نیز فدا می¬شود. شهادت (گواهی به حق با گذشتن از جان) نیز امری است که عقل را با آن کاری نیست و به طور مطلق بر مبنای عشق محقق می¬شود. شهید، از روی عشق با خون خود شهادتنامه حق را امضاء می¬کند؛ در حالی که عقل در این راه، به جز پای بند شدن و ممانعت نقش دیگری را ایفا نمی کند.
عاقلان از غرقه گشتن در گریز و بر حذر عاشقان را کار و پیشه غرقه دریا شدن
(مولوی)
به این ترتیب، اگرچه عقل در جایگاه خود معتبر است، عاشق در راه رسیدن به معبود خود، آن را کنار می زند:
گـرفتـم گــوش عقل و گفتم ای عقل بـرون رو کز تـو وارسـتم من امروز
بشوی ای عقل دسـت خویش از من کـه در مـجنـون بپیوستــم من امروز
(مولوی)
به هر حال، خداوند رحمن و رحیم، مرام منتهی به کمال را معرفی کرده، انتخاب را با مهربانی به ما وا گذاشته است. او آنچنان که خود را نعم المولی، نعم النصیر، نعم الوکیل و … معرفی می کند، بهترین دوست، یاور، وکیل و … برای همگان است و پیام لطف «ادعونی استجب لکم» را خطاب به همه انسان ها عرضه کرده است. او با پیام «اِلیه راجعون» بزرگترین مژده مبنی بر بازگشت همه به سوی آغوش پر مهر خود را به همه انسان ها بشارت داده است. چه نویدی می تواند از این زیباتر و چه رحمت و عشقی می تواند از این بالاتر باشد؟! خدای را دریابیم و او را از خدای عشق به خدای عقل تنزل ندهیم که کفری )پوشش حقی( از این ناحق تر نیست.
خداوند یگانه است و به درستی که او خدای عشق است.
و «بسم الله الرحمن الرحیم» گواهی بر عشق اوست؛ اسم اعظمی که از ازل تا ابد بر لوح هستی حک شده است.
اسم اعظم پیش ما باشد قدیم یعنی بسم الله الرحمن الرحیم
(شاه نعمت… ولی)
مقاله خدای عشق و عشق به مناسبت روز عشق تقدیم بر تمام عاشقان دنیا ❤️❤️❤️❤️
نویسنده محمد علی طاهری
امروزه بشر با بیماریهای مختلفی روبهرو است که اکوسیستم آنها را برای محدود کردن فعالیت او ایجاد کرده است. کسانی که بیشتر به مقررات طبیعت احترام میگذارند و در حفظ اکوسیستم تأثیر دارند، اکوسیستم نیز آنها را حفظ میکند و کسانی که قوانین را نقض میکنند، بیشتر در معرض خطر هستند. همانطور که پیشتر گفته شد، اکوسیستم وظیفهی حفظ بقاء و تعادل در طبیعت را بهعهده دارد و از زمانیکه بشر برای حفظ منافع خود دست به تخریب و منقرض کردن برخی گونههای موجودات زده و تعادل را از بین برده است، با او به نحوی مقابله میکند که از
بلندپروازی ساقط شود. اکوسیستم باید حفظ شود تا بشر نیز بقا پیدا کند، بههمین دلیل مأموریت دارد که خود را حفظ
کند. هوشمندی حاکم بر جهان هستی، حفظ اکوسیستم را تضمین میکند و شرایطی را فراهم آورده است که انسان بتواند زندگی کند. فقط کافی بود که ذرات باردار بتوانند از فضا به جو نفوذ کنند یا ذرات رادیواکتیو در کمربند وان آلن13 خارج از جو به دام نیفتند تا هیچ موجود زندهای بر زمین باقی نماند. قوانین و پدیدههای هوشمندانهی متعددی دست به دست هم دادهاند تا اکوسیستم حافظ خود
و در حقیقت حافظ بقاء شود. حتی هیچیک از جهشهای ژنی و تحولات سلولی در انسان و سایر موجودات زنده بیدلیل
نیست و همگی بهنحوی قانونمند رخ میدهد. این تغییرات در معرض عوامل مختلف (تشعشعات فیزیکی، شعوری، تأثیرات شیمیایی و …) ایجاد میشود و روند زیستی جدیدی را بنا میگذارد. انواع جهشهای ژنی، قانون انتخاب اصلح و … نشان میدهد که اکوسیستم برای تطابق خود با شرایط
جدید برنامهریزی شده است. اکوسیستم موجودیت و شعور دارد و اشتباه نمیکند. انسان برای منافع خود به طبیعت لطمه میزند، اما اکوسیستم بهعنوان یک کل، بهدنبال حفظ
بقاء است و حذف و اضافه کردنهای آن به این منظور است. حتی برهم خوردن تعادل اکسیژن و گاز کربنیک جو که باعث ذوب شدن یخهای قطبی میشود، در ظاهر موجب از بین رفتن موجودات
میشود، اما تداوم حیات بر روی زمین را حفظ خواهد کرد. قانون مرگ و زندگی، خود ضامن حفظ بقاء در اکوسیستم است. بدون این قانون، زمین پر از گیاه
بود و ازدیاد پرندگان جایی برای انسان باقی نمیگذاشت و … . تعادل یعنی مرگ و زندگی. اگر در اکوسیستم مرگ وجود نداشت، دچار مشکل میشد و مرگ بیرویه نیز آن را دچار ضایعه میکند. اکوسیستم در یک سطح موجوداتی را از بین میبرد تا موجودات دیگر بقاء یابند. مث ًلا در بررسی آتشسوزی جنگلها دیده میشود که اکوسیستم سطح رویی جمعیت گیاهی را از بین میبرد تا سطوح زیرین رشد پیدا کند. انسان نیز این درس را از آن فراگرفته است و آتشسوزی مصنوعی جنگلها را با برنامه انجام میدهد و در پی آن است که این تعادل را بهطور مصنوعی حفظ کند؛ یعنی بهنوعی در حال پذیرفتن پدیدهی مرگ در اکوسیستم است و برای آن دستورالعمل نیز صادر میکند. اما اگر حذف موجودات از طبیعت حسابشده نباشد و برای انجام آن، فقط منافع موقت انسان در
نظر گرفته شود، لطمهای جدی در بر خواهد داشت. برای مثال، اگر انسان برخی از حیوانات مانند شیر، ببر، پلنگ و … را بهدلیل درنده بودن از بین ببرد، خیلی از حیوانات باقیمانده و بیآزار، جنگلها را از بین میبرند، زیرا حتی ریشهی درختان را خواهند خورد. وجود شیر، ببر و پلنگ برای حفظ این
تعادل است و اکوسیستم بقاء یا عدم بقای طبیعی آنها را خود تعیین میکند. از طرف دیگر، اکوسیستم بر اساس اصل سادگی عمل میکند. آبی که از چشمه میجوشد، هر چه از سرچشمه دور شود، با افزوده شدن مواد و آلودگی بیشتر، پیچیده و پیچیدهتر میشود و تصفیهی آن عملیات و هزینههای بیشتری خواهد داشت. در خصوص بشر نیز به مرور انواع و تعداد بیماریها افزایش یافته است. یک دلیل عمدهی آن این است که در آغاز ذهن بشر تا این حد پیچیده نبوده و به دلایل مختلف او را درگیر بیماریهای مختلف نمیکرده است. انسان نباید پیچیدگی را با قابلیت اشتباه بگیرد و فکر کند عالم بودن یعنی پیچیده بودن. عالم بودن یعنی یافتن سریع روابط ساده. نوابغ دنیا با راهحلهای ساده، پیچیدگیهای بیشماری را حل کردهاند. حتی در معنویت نیز همین قاعده حاکم است و راه خدا سادهترین و کوتاهترین راه است و انسان هرچه به مبدأ نزدیکتر شود، غل و غش و پیچیدگی ارتباطش با مبدأ کمتر میشود. اکوسیستم حرکت بهسوی سادگی را میآموزد و
هر چه پیچیدگیهای ما بیشتر میشود، تأثیر منفی آن را به ما نشان میدهد. وقتی که فرد تحت فرادرمانی یا سایمنتوتراپی قرار میگیرد، تمام اجزای وجود او اسکن میشود و
در انطباق با اکوسیستم است که درمان یا عدم درمان او تعیین میشود. بههمین دلیل، فرادرمانی و سایمنتوتراپی با وجود راندمان بالای خود، به نحو صد در صدی عهدهدار درمان نیستند و در مواردی به نسبت اندک، برخی افراد در برخی شرایط از این درمانها برخوردار نمیشوند.
برگرفته از كتاب سايمنتولوژي تاليف استاد محمدعلي طاهري صفحه ١٥٣-١٥٥
به نام خدا
سلام و عرض ادب خدمت استاد مهربانمان
انجمن عرفان حلقه کیهانی در یونان از تمام توان خود برای حمایت از شما و خانواده بزرگ عرفان کیهانی حلقه اعلام آمادگی میکند و در برابر تمامی دشمنان،بدخواهان، مخالفان و ابن ملجم های زمانه ایستادگی خواهد کرد
انسان برای منافع خود به طبیعت لطمه می زند، اما اکوسیستم زمینی به عنوان یک کل، به دنبال حفظ بقاء است و حذف و اضافه کردن های موجودات بر روی زمین نیز به همین منظور است. پدیده هایی مانند پدیده گل خانه ای(GREEN HOUSE EFFECT) و گرم شدن جو زمین بر اثر افزایش گاز کربنیک جو و در نتیجه ذوب شدن یخ های قطبی که با (طرح اعجاب انگیز مهندسی اکوسیستم برای متوقف کردن انسان از نابودی کامل زمین که طی میلیون ها سال میزان غیر قابل تصوری از آب اقیاوسها را به صورت یخ در قطب های زمین برای چنین روزی ذخیره نموده تا امروز بتواند جلوی تخریب بیش از حد انسان را بگیرد و انسان با احساس خطر، به اصل زندگی مسالمت آمیز خود با طبیعت بازگشت کند)، در ظاهر موجب از بین رفتن موجودات می شود، اما از طرف دیگر باعث نجات زمین و تداوم حیات بر روی آن خواهد شد.
اکوسیستم زمینی، با صلاحدید هایی در یک سطح موجوداتی را از بین می برد تا موجودات دیگری بقاء یابند. برای مثال، در بررسی آتش سوزی جنگل ها دیده می شود که اکوسیستم سطح رویی جمعیت گیاهی را از بین می برد تا فرصت برای رشد موجودات سطوح زیرین ایجاد کنند. انسان نیز این درس را از آن فراگرفته و آتش سوزی مصنوعی جنگل ها را با برنامه انجام می دهد و در پی آن است که این تعادل را به طور مصنوعی حفظ کند؛ یعنی به نوعی در حال پذیرفتن پدیده مرگ در اکوسیستم است و برای آن دستورالعمل نیز صادر می کند.
به نام خدا
هر انجمنی، چه رسمی و چه غیر رسمی، میتواند مستقلا فعالیت کند و در صورت تمایل به انجمن بزرگتر ملحق شود و یا اینکه فقط در گروه خود فعالیت کند، حتی در یک محله چندین انجمن محلی میتوانند فعالیت کنند.
در ضمن، در آمریکا و آمریکای شمالی هم انجمنهای کشوری، ایالتی، شهری و محلی میتوانند تشکیل و فعالیت کنند.
لارم به ذکر است که انجمن آمریکای شمالی که اینجانب بنیان گذاشتهام فقط نقش مدیریتی و هماهنگی بین انجمنها و برخی از فعالیتهای مجموعه را به عهده دارد. این موضوع منافاتی با تشکیل هرگونه انجمنی در آمریکای شمالی ندارد.
موضوع مهم دیگر این که طبق تعریف ابتدایی و مقدماتی انجمن، زمانی یک انجمن متعلق به گروهی از یک کشور، شهر و محله خاصی میباشد که به منظور فعالیتهای معرفتپژوهی به گرد یکدیگر جمع شدهاند.
بنابراین، اعضا و هیئت مدیره الزاما باید متعلق به همان کشور، شهر و یا محله باشند. در غیر این صورت، میتوانند با کسب اجازه از هیئت مدیره به عنوان مهمان حضور داشته باشند که طبیعتا حق انتخاب و اظهار نظر و … را نخواهند داشت.
با طلب خیر
▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️
🌟آیدی ادمین نماینده روابط عمومی:
@PR_Rep_admin
▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️
#اطلاعیه
#انجمن_ها
#اطلاعات_تکمیلی
🔸لینک کانال روابط عمومی عرفان کیهانی حلقه:
https://t.me/ErfaneHalghe_RavabetOmoomi
حمد و سپاس یگانه ی هستی بخش را که مجال رویش و پویش عطا فرمود و بار دیگر جلوه های روشن از مسیر کمال را نمایان ساخت.
ثبت دانشگاه مجازی را به بنیانگذار مکتب #عرفانکیهانی_حلقه دکتر #محمدعلی_طاهری تبریک گفته ؛ سلامتی و بهروزی شما استاد بزرگوار را از درگاه ایزد متعال خواستاریم.