نقش ابلیس

به نام خدا

عوالم وجود که از تجلی ذات الهی (هیچ قطبی) به وجود آمده اند، درجات و مراتبی دارند که هر کدام، با ویژگی خاص خود شناخته می شوند. در عالم تک قطبی که عالم وحدت است، همه اجزای جهانی که ما در آن، مراحل زندگی خود را سپری می کنیم (جهان دوقطبی) به طور خنثی (در وحدت) وجود دارند. اولین رویارویی آدم و ابلیس، ابتدای چرخه جهان دوقطبی است. یعنی جایی که جهان دوقطبی (جهان تضاد) شکل گرفت.
طراحی خلقت، طراحی دقیق و حساب‌شده‌ خداوند است که به ‌وسیله‌ عوامل تحقق‌بخش هستی به اجرا در می‌آید. بنابراین، در نظام آفرینش، باید دوقطبی بودن جهان دوقطبی نیز به وسیله عاملی صورت می پذیرفت که با نوعی نافرمانی از امر خداوند (ایجاد تضاد)، وحدت جهان تک قطبی را به کثرت جهان دوقطبی تبدیل کند. این رویداد با ماموریت ابلیس رخ داد و خداوند که طراح طرح حساب شده هستی است و هیچ قدرتی بر او برتری ندارد و هیچ مخلوقی نمی تواند نظام دقیق آفرینش او را بر هم زند، چنین خواست که ابلیس فرمان سجده به آدم را اطاعت نکند و با این نافرمانی فرمایشی، خیر و شر در عالم شکل گیرد و انسان در جهانی دوقطبی همواره در معرض خیر و شر باشد تا در هر لحظه با انتخاب خود (انتخاب یکی از خیر یا شر) مورد آزمایش قرار گیرد و هدایت و گمراهی برای او معنا پیدا کند. تنها در شرایط امکان انتخاب است که اختیار انسان اهمیت پیدا می‌کند و حرکت او به سمت کمال ارزش می یابد.
زیرا هنر او غلبه بر نیروی مخالف کمال است و عامل نیروی مخالف کمال در سراسر چرخه‌ دوقطبی، «ابلیس» است.
به‌عبارت دیگر، سجده نکردن ابلیس به آدم، خارج از طراحی دقیق خداوند نیست و این کارگزار، عامل دوقطبی بودن «جهان دوقطبی» و شکل گرفتن صحنه‌ امتحان انسان است. برای به وجود آمدن چرخه جهان دو قطبی وجود یک عامل تضاد ضرورت داشت که لازم بود دو قطبی بودن این چرخه را تا پایان آن حفظ کند برای این منظور، خداوند به ابلیس ماموریت داد که به فرمان سجده بر آدم اعتنا نکند و او نیز این ماموریت را پذیرفت و بر خلاف ملائکی که بر آدم سجده کردند (یعنی هرکدام در مقطعی از مقاطع حرکت آدم در چرخه جهان دو قطبی، تحت سیطره او در می آیند) از فرمان سجده سرپیچی کرد و به اذن خداوند تا پایان سیر او در جهان دو قطبی، به سجده در برابر وی در نخواهد آمد. یعنی تا مقطع معلومی بر سر نقش خود پابرجا خواهد بود و اگر خداوند نمی خواست، به او چنین مهلتی نمی داد و آن گاه در جهان تک قطبی هیچ بستری برای ظهور اختیار انسان و رشد او فراهم نمی شد. پس تبعیت نکردن از فرمان سجده در ظاهر نافرمانی است و اگر نافرمانی نبود تضادی هم نبود؛ اما در عین حال، فرمانبرداری است.
چون خداوند آنرا از پیش تعیین کرده است. خداوند با امر به این که ابلیس جز بر او سجده نکند، نقش موحدی را به او می دهد که برای انجام مأموریت خود از جهان تک قطبی (بارگاه الهی) رانده می شود و در عین حال، این درس را به جا می گذارد که تکبر و نافرمانی از خداوند، نتیجه ای جز دوری از درگاه او ندارد.
ظاهر تکبرآمیز این نافرمانی و نکوهش خداوند از آن، درسی است که باید آدم در طول مسیر خود به آن توجه داشته باشد. ابلیس در اثر این تکبر و نافرمانی از جهان بدون تضاد به جهان تضاد فرود آمد و انسان باید بداند که هر نافرمانی دیگری نیز عامل تنزل و فرود آمدن است. آدم نیز در ابتدای خلقت خود یک نافرمانی کرد که در اثر آن، به جهان تضاد فرود آمد و شروع به سیر در چرخه‌ جهان دوقطبی کرد. اما ابلیس به‌عنوان اولین معلم این درس را پیش روی او می گذارد که همچنان در هر مرحله از مسیری که سیر در آن را انتخاب کرده‌است، سرپیچی از فرمان خداوند، او را از وحدت دور می‌کند.

نکته دیگر این است که در عالم دو قطبی که عالم کثرت ابعاد است؛ ابلیس نیز دچار کثرت می شود. جلوه های متعدد وجود ابلیس، “من های ضد کمال” در وجود انسان هستند که شیاطین نام می گیرند. در آفرینش هر انسانی، دو نوع کشش به سمت کمال و ضد کمال طراحی شده است که در اثر وجود “من های کمال” و “من های ضدکمال” ایجاد می شود. به بیان دیگر شیطان در وجود هر انسانی سهم مشخصی دارد و کسی نیست که در درون خود، عامل تضاد نداشته باشد.
همچنین، هیچ‌کس نمی‌تواند عامل تضاد را از درون خود حذف کند؛ یعنی نمی‌تواند من‌های ضد کمال را در خود از بین ببرد. بنابراین، هر فردی یا مغلوب این شیاطین درونی می‌شود و یا آن‌ها را مهار می‌کند و تحت کنترل در می‌آورد. به همین دلیل است که پیامبر گرامی اسلام (ص) فرموده اند که من شیطانم را به دست خودم مسلمان (تسلیم) کردم.
هنرمندی انسان همین است که بتواند با آگاهی کافی، در صدد مدیریت صحیح من‌های درون خود برآید و شیاطین‌ درونش را به تسلیم در آورد تا بتواند مسیر کمال را طی کند. این هنر بدون وجود «شیطان» نشان داده نمی‌شود. از این منظر می‌توان گفت که «ابلیس» یکی از ارکان هستی است که در قالب کثرت‌یافته‌ی خود در کمال‌آفرینی انسان ایفای نقش می‌کند و به همین لحاظ، وجود او اهمیت دارد.
تا وقتی که انسان نیاموخته است که در مسیر زندگی حرکت مستقیم داشته باشد و تنها معطوف به خدا باشد، در خطر گرایش‌های درونی به ضد کمال است؛ یعنی شیاطین وجود او از هر جهت غیر از جهت مستقیم، او را مورد حمله قرار می‌دهند. اما از زمانی که او دیگر به جهتی جز جهت مستقیم نگاه نکند، بر این شیاطین غلبه خواهد کرد و نه تنها دیگر شیطان برای او نقش گمراه‌کننده نخواهد داشت، بلکه غلبه بر آن،‌ عامل تعالی او می‌شود. کسی که در شرایط دوم است، وجود شیطان را ارزشمند می‌بیند؛ اما معمولا کسی که در شرایط اول قرار دارد، از وجود او گله‌مند است.
برای تفهیم این مطلب می‌توان از مثال ساده‌ای استفاده کرد. یک کودک، خطرات تماس با آتش را نمی‌شناسد و به همین دلیل، لازم است که برای نزدیک نشدن او به آتش، آن را برای او وسیله‌ای خطرناک معرفی کرد. اما وقتی به رشد لازم رسید، بدون این‌که خود را در معرض خطرات آتش قرار دهد، با آن به طور صحیح مواجه خواهد شد و دیگر نگرانی از آسیب دیدن از آن برای او وجود نخواهد داشت. پس در مرحله‌ای که شناخت و توانایی لازم را ندارد، یک دیدگاه نسبت به آتش دارد و وقتی با نحوه رویارویی با آن آشنا شد، دیدگاه دیگری پیدا خواهد کرد.
بهره بردن از وجود عناصر و عوامل ضد کمال، با انتخاب کمال و حرکت به سوی آن (با غلبه بر ضد کمال) حاصل می شود و انسانی که به بلوغ عرفانی رسیده است و نگاه خود را به سوی خدا دوخته است، در زندگی خود، از کارآزمودگی لازم در رویارویی با این آتش برخوردار است.


۱) انسان می تواند با درس گرفتن از هر حادثه و رفتار خوب یا بد، اندیشه و رفتار خود را اصلاح کند و ارتقا ببخشد. زیرا اگر وجود موجودات عالم را مانند یک سیستم در نظر بگیریم، انسان تنها موجودی است که سیستم وجود او فرایند متغیری دارد و می تواند انواع ورودی های مثبت و منفی را به خروجی مثبت تبدیل کند. به همین دلیل، وقتی به لقمان گفتند ادب از که آموختی، گفت از بی ادبان.

استاد محمدعلی طاهری

منابع: mataheri.com

تاملی پیرامون عرفان حقیقی

به نام خدا

امروزه، وجود عرفان در زندگی به صورت نیازی احساس می شود که نمی توان آن را نادیده گرفت. البته، استقبال از عرفان در سراسر جهان، بازار ظاهرسازی های عرفانی را نیز گرم کرده است و به همین دلیل، عده ای فرصت یافته اند سخن و عمل خود را به عرفان پیوند بزنند و با رنگ و لعاب عرفانی دادن به آن، مخاطب و اعتبار کسب کنند.

در چنین شرایطی، که هم عرفان و هم ادعای عرفان رونق دارد، می توان بدون شناخت کافی، انواع تفکرات منسوب به عرفان را کاذب جلوه داد و از طریق انتقادهای غیر علمی و غیر اخلاقی به نوعی دیگر کسب شهرت کرد و می توان همه ی آن ها را به طور دقیق مطالعه و به طور منصفانه تحلیل کرد تا با ارائه ی این تحلیل، هر یک از مردم هشیار سراسر جهان بتوانند آگاهانه راه خود را انتخاب کنند.
«الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ (۱۸-زمر)
آن کسانى که به سخن گوش می‌دهند و از بهترین آن پیروى میکنند، ایشانند کسانى که خدا هدایتشان کرده و اینان خردمندانند.»

سخن گفتن از عرفان آسان و در عین حال، دشوار است. آسان است؛ زیرا بسیاری از مردم به راحتی درباره¬ی آن اظهار نظر می کنند و وقتی از آن ها سوال شود که عرفان چیست، بعضی از موسیقی ها، نقاشی ها، اشعار، پوشش¬ها و آداب و مراسم خاص، حتی برخی تکنیک ها و همچنین، انواع و اقسام نظریه های جدید و قدیم و اغلب متضاد عرفانی در ذهن آن ها نقش می بندد و از آن سخن می¬گویند و گاهی دامنه¬ی عرفانی که از آن صحبت می کنند، به انواع خرافه ها، دعانویسی ها و برخی کرامات ظاهری و باطنی که نوعی قدرت نمایی است نیز کشیده می شود و البته گاهی نیز از لطیف ترین و زیباترین مکشوفات و معرفتهای تاریخ بشری سخن به میان می آورند.

اما صحبت از عرفان وقتی دشوار است که این افراد بخواهند اصالت ادعا های موجود را محک بزنند و یا درباره¬ی آن به اطمینان قلبی برسند. زیرا بسیاری از آن ها هنگام رویارویی با یک بینش عرفانی، تنها به فکر دفاع از اندیشه ی خود و نفی دیگران هستند و سخنانشان حاکی از انواع و اقسام ادعا ها و استدلال هایی است که اغلب در همان حوزه ای که از نظر خودشان پذیرفته شده است (اصول اعتقادی و منطق استدلالی اختصاصی) می تواند قابل قبول باشد و کمتر از معیارهائی استفاده می کنند که برای همه مخاطبین قابل ارزیابی، پذیرش و کاربرد باشد ( اصول اعتقادی و منطق استدلالی عام). در بازار مکاره ی عرفان، همه خود را برحق می دانند و دیگران را ناحق می پندارند. «… کُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ (۵۳- مؤمنون)- … هر گروهى به آنچه دارند (به روشى که برگزیده اند)، خشنود هستند.»
به این ترتیب، پس از هزاران سال رشد تمدن بشری، این سوال هنوز مطرح است که به راستی عرفان حقیقی چیست و در آسمان پر ستاره ی سیر تاریخی تکامل معرفتی انسان، چه جایگاهی دارد؟ و آیا ملاک و میزان و محک محکمی برای سنجشی عام، پایدار و قابل اتکای عمومی و برای انتخاب راه از بیراهه وجود دارد و چگونه می توان با تکیه بر آن، به درستی ادعاهای درست و انتخاب راه صحیح از بین راه های مشابه و متضاد دست زد؟ شاید عده ای گمان کنند که داشتن این نوع ملاک های عام دلیل بر این است که در توجه به عرفان باید آموزه های دینی را کنار گذاشت؛ زیرا اختلاف ادیان مانع از این است که صاحبان همه ی ادیان بتوانند عرفان دینی مشترکی داشته باشند.

اشتباه این افراد در این است که فراموش کرده اند ادیان الهی یکدیگر را تایید می کنند و هر کدام از آن ها نسبت به دین قبلی دستورالعمل های کامل تری دارد و به رعایت اصول بیشتری در زندگی دعوت می کند. اما ارزش رعایت همه این اصول (که کمیت دین هستند) به این است که کیفیت آن ها حفظ شود و ارتقا یابد و نکته ی مهم این است که عرفان حقیقی، کیفیت مشترک همه ادیان است.

عرفان حقیقی، چنگ زدن به حلقه های رحمانیت الهی است که برای صعود انسان در مسیر کمال به طور بی دریغ در اختیار انسان قرارداده شده است. لطف خدا حد و اندازه ای ندارد؛ ولی انسان به دلیل این که اسیر ترفندهای شیطان است، همواره میل به خودخواهی و کثرت طلبی دارد.

توحید، راه وحدت است و موحد رهروی است که نه تنها به درک وحدت رسیده است؛ بلکه بر خلاف فرد منافق، میل به وحدت دارد. به همین دلیل، یکی از معیارهای کیفیت سنجی، میزان برقراری صلح و حرکت به سوی وحدت است. حرکت از وحدت به کثرت و ایجاد شکاف در جامعه بشری (نفاق) از هر منظری که در نظر گرفته شود، حرکتی در خلاف جهت کمال انسان محسوب می شود و اولین محک برای شناخت عرفان غیر اصیل از عرفان اصیل است. بنابراین، هر طریق و روش انحصار طلبانه ای که استفاده از لطف و رحمت خداوند و ارتقا در مراتب توحید را مختص خود بداند، عرفانی و دینی نیست و در جهت تفرقه در راه خدا و فرقه فرقه کردن عرفان گام بر می دارد.
«قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ کَلِمَهٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (۶۴- آل عمران)- بگو: اى اهل کتاب، بیایید از آن کلمه‏اى که پذیرفته ما و شماست پیروى کنیم: آنکه جز خداى را نپرستیم و هیچ چیز را شریک او نسازیم و بعضى از ما بعضى دیگر را سواى خدا به پرستش نگیرد. اگر آنان رویگردان شدند بگو: شاهد باشید که ما مسلمان هستیم.»

عرفان و شریعت (مذهب) که دو بال دین هستند، با هدف رسیدن به کمال و تعالی، ارتباط با خدا و حرکتی از کثرت به وحدت را دنبال می کنند. در عرفان حقیقی، انسان خود را با همه ی اجزای جهان هستی در پیوندی می بیند که تن واحد هستی را شکل می دهد و همه ی اجزای عالم را با وجود تنوع و کثرت آن، تجلی یکتائی و بی همتائی او می بیند و از اینرو، کل هستی را در وحدت و یکتائی مشاهده می کند. رحمانیت الهی، انسان را به این درک می رساند که به وسعت جهان هستی است و اندیشه ی او را از سطح خود و قوم و نژاد و ملت خود به سطحی گسترده و کیهانی (اینتریونیورسال) که شامل کل جهان های موازی و مجاور و عوالم دیگر است، ارتقاء می دهد تا از این رهگذر، به درکی متعالی و به مقام انسان صالح (صلح با خدا، خود، جهان هستی و انسان های دیگر) نائل شده، رسالت انسانی خود را به جا آورد. برخورداری از این عرفان، در عین حال که منجر به آشتی بیشتر با دین می شود، نه تنها امکان طرح و بررسی افکار و آرای مختلف را سلب نمی کند، بلکه باعث می گردد رویارویی با این افکار، بدون تعصب باشد و از این طریق، همواره بالندگی بیشتری به ارمغان آید.

منابع: mataheri.com

جایزه «النور روزولت» کانون وکلای آمریکا به «نسرین ستوده» اهدا شد

مرکز حقوق بشر کانون وکلای دادگستری آمریکا جایزه اِلِنور روزولت در سال ۲۰۲۰ را به نسرین ستوده، وکیل زندانی محبوس در زندان قرچک ورامین اهدا کرد.

اهداکنندگان این جایزه با اشاره به فداکاری‌ها و مرارت‌هایی که نسرین ستوده و خانواده‌اش در راه دفاع از حقوق بشر متحمل شده‌اند، «استقامت و عزم راسخ» این وکیل زندانی برای دادخواهی و حاکمیت عادلانه قانون در ایران را «مثال‌زدنی» دانسته و خاطر نشان کرده‌اند خدمات او برای کلیه مدافعان حقوق بشر در سراسر جهان الهام بخش بوده است.

خانم ستوده در یک پیام ویدئویی که در دوران مرخصی‌اش ضبط شده، ضمن قدردانی از «النا روزولت» برای تدوین اعلامیه جهانی حقوق بشر، آن را میراثی بزرگ برای جامعه بشری خوانده و دریافت این جایزه را نشانه «همبستگی حرفه‌ای» وکلای دادگستری آمریکا با وکلای ایرانی دانسته است.

به گفته او، حقوق اساسی اعلامیه جهانی حقوق بشر از جمله عدم تبعیض، منع شکنجه، ممنوعیت بازداشت خودسرانه، استقلال دستگاه قضایی و دادرسی عادلانه این امیدواری را میدهد که بتوانیم به آرمانهای مشترک بشریت دست پیدا کنیم.

گزارش سالانه وضعیت حقوق بشر در ایران: ۲۳۶ اعدام در یکسال اخیر

مجموعه «فعالان حقوق بشر در ایران» روز سه‌شنبه ۹ دی‌ماه همزمان با پایان سال جاری میلادی، گزارش سرکوب‌های قضایی علیه اقلیت‌ها، اقشار و اصناف در ایران طی سال ۲۰۲۰ را منتشر کرد. براساس این گزارش در این یک سال صدها شهروند در ایران به اعدام محکوم شدند و برای ده‌ها هزار نفر حکم حبس و شلاق صادر شد.

طبق این گزارش حکومت جمهوری اسلامی برای شهروندان از اقشار، اصناف و اقلیت‌های مختلف از جمله دانشجویان، زنان و قومیت‌ها بیش از ۲۲ هزار و ۲۷۱ ماه حکم حبس صادر کرده است. همچنین شهروندان منتقد و معترض به بیش از ۲۳ هزار و ۹۴۶ ضربه شلاق محکوم شده‌اند.

تعداد اعدام‌ها در این یک سال ۲۳۶ مورد ذکر شده که ۷۲ درصد آن‌ها به صورت «مخفیانه» صورت گرفته است.

در بخش قومی و ملی، این گزارش نشان می‌دهد ۲۸۶ شهروند بازداشت شده و برای ۳۹ نفر از آن‌ها مجموعا حکم هزار و ۷۲۱ ماه زندان صادر شد. ۸۸ نفر نیز در این حوزه به نهادهای امنیتی و قضایی احضار شدند.

در زمینه رواداری و آزادی‌های مذهبی، فعالان حقوق بشر در ایران از بازداشت ۷۷ شهروند، ۴۹ مورد منع فعالیت‌های اقتصادی، ۱۲۶ مورد احضار و ۲۲ مورد محرومیت از تحصیل را گزارش کرده‌اند. در این بخش، گزارش به تخریب کلیسای ادونتیست‌های تهران توسط شهرداری این شهر اشاره کرده است.

بهاییان با ۴۵ درصد بیشترین آزار را از سوی حکومت دریافت کرده‌اند و پس از آن‌ها اهل سنت،‌ مسیحیان،‌ دراویش، اهل حق و کلیمیان و سایر مذاهب قرار دارند.

گزارش منتشر شده همچنین اشاره می‌کند که در حوزه آزادی اندیشه و بیان صدور احکام قضایی برای شهروندان نسبت به سال گذشته ۴۶/۵ درصد افزایش داشته است. در این بخش گزارش حاکی از دستگیری ۹۲۸ شهروند، ۲۸۷ احضار، چهار مورد توقیف نشریات و هشت مورد حکم مجرم شناختن رسانه‌ها بوده است.

طی این یک سال همچنین ۴۷ مورد بازداشت برای فعالان صنفی صورت گرفت و برای افراد محاکمه‌شده نیز ۵۵۴ ماه حبس در نظر گرفته شد. در مورد فعالان کارگری به بازداشت ۳۰ نفر و صدور حکم ۱۸۳ ماه حبس و سه هزار و ۱۰۸ ضربه شلاق اشاره شده است.

همچنین در سال ۲۰۲۰ میلادی، در مجموع ۲۰۴ شهروند هدف شلیک نیروهای نظامی قرار گرفتند که از میان آنها ۷۴ شهروند جان خود را از دست دادند؛ که این آمار شامل جان باختن ۳۶ کولبر، ۵ سوخت‌بر و ۳۳ شهروند می‌شود.

اتحادیه روزنامه‌نگاران بریتانیا خواستار توقف سرکوب رسانه‌ها در ایران شد

اتحادیه روزنامه‌نگاران بریتانیا روز چهارشنبه ۱۰ دی‌ماه با محکوم کردن اعدام روح‌الله زم، موسس و مدیر کانال تلگرام «آمدنیوز»، از حکومت جمهوری اسلامی خواست ارعاب روزنامه‌نگاران و حمله به رسانه‌ها را متوقف کند.

شیموس دولی، دستیار دبیرکل این اتحادیه، در این زمینه گفت: «هدف قرار دادن، ربودن و اعدام یک روزنامه‌نگار مخالف که مدت‌ها خاری در چشم حکومت ایران قلمداد می‌شد و مسئول انتشار اخبار و انتشار اطلاعاتی که مقامات برای سرکوب آن تلاش می‌کردند بود، عملی نفرت‌انگیز و حساب‌شده برای تاثیر هولناک بر روزنامه‌نگاری و آزادی رسانه است.»

او این اعدام را «آخرین اقدام وحشتناک» حکومتی خواند که روزنامه‌نگاران تبعیدی در سراسر جهان را مورد آزار و اذیت قرار می‌دهد.

پیش از این نیز میشل‌استان‌استریت، دبیرکل این اتحادیه، از «آدم‌ربایی» و «محاکمه نمایشی» زم انتقاد کرده و آن را پیامی «گستاخانه» به سایر روزنامه‌نگاران خوانده بود.

محکومیت «آرش گنجی» نویسنده و عضو کانون نویسندگان ایران به تحمل یازده سال زندان

کانون نویسندگان ایران روز چهارشنبه ۱۰دی۱۳۹۹ با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد «آرش گنجی»، نویسنده، مترجم و منشی هیات‌دبیران کانون نویسندگان ایران، بر اساس حکم صادره از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست «قاضی عموزاد»، به اتهامات «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام» و «عضویت و همکاری با گروهک مخالف نظام» مجموعا به ۱۱ سال زندان محکوم شده است که پنج سال آن قابل اجرا می‌باشد.

به گفته ناصر زرافشان، وکیل مدافع آرش گنجی، مصداق همه اتهامات گنجی ترجمه‌ی کتابی درباره‌ی تحولات کردستان سوریه («کلید کوچک دروازه‌ای بزرگ: انقلاب روژاوا») است.

این زندانی سیاسی روز یکم دی ماه ۱۳۹۸ بازداشت و پس از چهار هفته با تأمین قرار وثیقه‌ی ۴۵۰ میلیون تومانی تا برگزاری دادگاه آزاد شد. بیدادگاه انقلاب به ریاست مقیسه، بعدتر وثیقه او را به ۳ میلیارد تومان افزایش داد.

گفتنی‌ست رضا خندان مهابادی، بکتاش آبتین و کیوان باژن سه عضو دیگر کانون نویسندگان هم سال گذشته در مجموع به ۱۵ سال و شش ماه زندان محکوم شدند.

محمدحسن رضایی، کودک-مجرم محبوس در زندان رشت اعدام شد

محمدحسن رضایی، کودک-مجرمی، که در یک پرونده دعوا گروهی در سن ۱۶ سالگی، به اتهام قتل یک شهروند دیگر با چاقو به اعدام محکوم شده بود، صبح روز پنج‌شنبه، ۱۱ دی‌ماه پس از ۱۲ سال بازداشت، در زندان مرکزی رشت اعدام شد.

سازمان عفو بین‌الملل روز گذشته در بیانیه‌ای با «ناعادلانه» خواندن روند رسیدگی به پرونده آقای رضایی،‌ تاکید کرده بود که این متهم سال ۸۷ در جریان «اعترافات اجباری»، مسئولیت این قتل را بر عهده گرفت ولی در دادگاه اعترافات خود را پس گرفت.

ایران از معدود کشورهایی است که کودک مجرمان را به دار می‌آویزد. به عنوان مثال در سال گذشته میلادی در کل جهان شش محکوم نوجوان اعدام شدند که چهار نفر از آنان در ایران بودند. بر اساس گزارش سازمان عفو بین‌الملل، حداقل ۹۰ کودک-مجرم دیگر در ایران در خطر اعدام قرار دارند.

اعدام «کودک-مجرمان» در حالی صورت می‌گیرد که جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۷۲ عضو کنوانسیون جهانی حقوق کودک است و به گفته مدافعان حقوق بشر اعدام متهمان نوجوان مفاد این کنوانسیون را نقض می‌کند.

پیام تبریک ویدئویی «استاد محمدعلی طاهری»، بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه در آغاز سال نو میلادی ۲۰۲۱

همراهان عزیز برای تماشای ویدئوی فوق به کانال یوتیوب یا صفحه رسمی اینستاگرام دکتر محمدعلی طاهری مراجعه نمایید:

▪️لینک در کانال یوتیوب ایشان:

▪️لینک در صفحه رسمی اینستاگرام:

▪️لینک اطلاعیه در کانال تلگرام:
https://t.me/mataherinews2/1242

🔻لطفا برای رعایت حق انتشار و به منظور اطمینان از صحت و اعتبار مطالب و ویدئوهای منتشر شده از طرف استاد محمدعلی طاهری خواهش می‌شود صرفا به کانال یوتیوب، کانال تلگرامی، صفحه توئیتر، پیج اینستاگرام یا سایت‌های رسمی ایشان مراجعه فرمایید.

؛- – – – – – – – – – – – – – –
صفحات رسمی استاد محمدعلی طاهری در شبکه‌های اجتماعی:

🌐 وب‌سایت 📷 اینستاگرام
🔺 یوتیوب 💠 کانال تلگرام
‌🕊 توئیتر 🔬 سایت تحقیقاتی

🎓 آکادمی طاهری
(خارج‌ایران، داخل‌ایران، آموزش‌داخل‌ایران)

محمد نوری‌زاد، زندانی سیاسی تحت عمل جراحی کیسه صفرا قرار گرفت

محمد نوری‌زاد، فعال مدنی و زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین روز دوشنبه ۸ دی ماه ۱۳۹۹ پس از انتقال به بیمارستان طالقانی تهران مورد عمل جراحی از ناحیه کیسه صفرا قرار گرفت.

این زندانی سیاسی که از ناحیه کیسه صفرا با مشکلات بیماری مواجه شده بود پس از انتقال به بیمارستان طالقانی تهران مورد عمل جراحی قرار گرفت اما با توجه به محدودیت‌های اعمال شده اجازه ملاقات خانواده‌اش با وی داده نشده است. او از بیماری‌های زمینه‌ای همچون آسم، مشکلات قلبی و فشار خون رنج می‌برد و این امر به ویژه در پی محرومیت از ملاقات با خانواده نگرانی نزدیکان وی را دو چندان کرده است.

پیش‌تر فاطمه ملکی، همسر این فعال مدنی در رنج‌نامه‌ای از تداوم وضعیت وخیم سلامتی همسرش، ادامه بیهوشی‌های مکرر و ضرورت انجام عمل صفرا و کلیه برای رفع درد و خطر مرگ وی خبر داده بود.

آقای نوری‌زاد که از امضاکنندگان بیانیه استعفای علی خامنه‌ای می‌باشد مجموعا به ۱۵ سال حبس، ۲ سال تبعید به ایذه و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده است.

کمپین گرامیداشت یاد جان‌باختگان پرواز PS752

انجمن خانواده‌های جان باختگان هواپیمای اوکراینی که سال گذشته با شلیک موشک‌های سپاه پاسداران سرنگون شد، با صدور فراخوانی از مردم خواست در آستانه نخستین سالگرد این جنایت هولناک در روزهای پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی ماه به یاد ۱۷۶ مسافر این پرواز، شمعی روشن کنند.

▪️در متن فراخوان این کمپین که به دو زبان فارسی و انگلیسی منتشر شده، چنین آمده است:

«در سالگرد جنایت هولناک ‎#PS752 در هر کجا که هستم #من_هم_شمعی_روشن_خواهم_کرد و تصویر آن را با این هشتگ در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارم.»

هواپیمای اوکراینی تا ابد از یادها نخواهد رفت. بی‌رحمانه کشتند. بی‌رحمانه تکذیب کردند و بی‌رحمانه با داغدیده‌گان برخورد کردند. عزیزانی که با آرزوهای بزرگ‌شان سوختند و میلیون‌ها نفر را عزادار کردند. یاد قربانیان همواره گرامی باد.

#IWillLightACandleToo 🕯