سهیلا حجاب و زینب جلالیان/ ۳ تیرماه ۹۹/ زندان قرچک ورامین”.

” ما زنده به آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما، عدم ماست

ما زندانیان سال‌هاست که در زندان‌های جمهوری وحشت، جمهوری ترور، جمهوری فقر که از حقوق انسانی برخوردار نبوده و در بیدادگاه‌های جمهوری اسلامی و بدون داشتن وکیل محاکمه ناعادلانه شدیم. انواع شکنجه های جسمی و روحی را متحمل شدیم. از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود هرگز برخوردار نبودیم. حکومت ستمگر، بارها و بارها تحت عناوین مختلف، با توسل به دروغ و فریب و ریا، تحت عنوان جلسه بازپرسی، جلسه دادگاهی، ما را از زندان خارج و ماه‌های متوالی در خانه‌های امن، مورد بازجویی‌های خشن (همراه با شکنجه، توهین و اهانت) قرار داد.

بازرسی‌های وحشتناک بدنی و غیر انسانی و استفاده از دستبند و پابند، به شیوه‌های قرون وسطایی و مطابق اصول برده‌داری، بخشی از رنجنامه‌های ماست. یعنی جنسیت زنانه ما، آنقدر برای جمهوری ضد زن وحشت به همراه دارد که برای جا به جایی ما از محافظان متعدد، همراه در قل و زنجیر کردن دست و پاهایمان باید استفاده شود ؟

علیرغم این که در سیاه چاله‌های قرون وسطایی این افراد نگهداری می‌شویم، حتی برای رفتن به درمانگاه یا جابه‌جایی بین زندان‌ها یا حضور در بیدادگاه‌ها و حضور در سالن ملاقات که البته در بیشتر موارد ما در محرومیت از ملاقات به سر برده‌ایم، ما را مورد بازرسی‌های بی شرمانه خود قرار می‌دهند. مگر در سیاه چاله‌ها توسط دوربین‌ها و ماموران سرکوبگر رصد نمی‌شویم؟

اینجانبان زینب جلالیان و سهیلا حجاب، جمهوری اسلامی را به رسمیت نمی‌شناسیم و هرگز از آنها تقاضای مرخصی، آزادی و عفو نکرده‌ایم و نخواهیم کرد. چرا که فردی طلب بخشش و عفو می‌کند که مرتکب اشتباهی شده باشد . ما پژواک خواسته‌ها، آرزوها، حقوق مدنی و شهروندی از دست رفته مردمان کشورمان بوده‌ایم.

رژیم دیکتاتوری‌ای که ۴۱ سال است مردم کشور ما و سرمایه‌های ملی و منابع طبیعی را به اشکال مختلف به نابودی کشانده، باید در پیشگاه مردم هم عذرخواهی کند و هم پاسخگوی تمام جنایات خود در دهه های مختلف باشد و هم در دادگاه‌های ملی محاکمه شود.

بعد از تحمل تمام رنج‌ها و دردهایی که در سطور بالا به آن اشاره شد ما را به زندان شهر ری منتقل کردند تا به خیال خام خود ما را تنبیه کنند؛ چرا که زندان قرچک ورامین دارای بدترین وضعیّت در میان زندان های سراسر کشور است.

اما ای دیکتاتور آیا نمی‌دانی که دردها و رنج‌ها انسان‌ها را بزرگ‌تر، متعالی‌تر، خودساخته‌تر و قوی‌تر می‌کند؟! ما از این که در این زندان حبس می کِشیم ، اصلاً آزرده خاطر نبوده و نیستیم.

ما در این زندان با زن‌هایی آشنا شدیم که با اَشکال مختلف از سوء مدیریت جمهوری اسلامی در امور متفاوت رنج کشیده بودند. حضور ما در این مکان باعث شد ما پای صحبت کسانی بنشینیم که بتوانیم در جهت احقاق حقوق از دست رفته زنان، کوشاتر باشیم. ما باید پاسخگوی تاریخ باشیم. اگر می‌بینید که ما دست به اعتصاب غذا زده‌ایم (برای انتقال از این زندان)، فقط برای مطالبه حقوق انسانی ماست. این که به نسل حاضر و نسل های آینده بگوییم در هر وضعیتی که هستید، مطالبه‌گر حقوق خود باشند. به گفته یکی از بزرگان: “اگر در جامعه ای زنی روزنامه خواند و از سیاست حرف زد، به آینده آن کشور خوش بین باشید”.

جالب این‌جاست که رئیس قوه قضائیه در سخنرانی مفصلی که از صداوسیمای میلی پخش کرد اعلام کرد که محل نگهداری زندانیان سیاسی باید جدا از جرایم عمومی باشد و با زندانیان سیاسی با احترام برخورد شود. اما این گفته ها فقط تبلیغات رسانه ای به همراه داشت. چرا که در عمل به هیچ شکل به آنچه که گفتند عمل نکردند.

محلی که در آن نگهداری می شویم، عملا تبدیل به کمپ معتادان شده! زنان آسیب دیده از اجتماع که ابتدا باید درمان شوند، سپس آموزش ببینند و در نهایت به آغوش اجتماع برگردند. تأسف‌بارتر این که اکثریت زندانیانی که به اینجا وارد می شوند ، تحت عنوان جرایم فساد و فحشا و روابط خارج از ازدواج هستند. این زنان به دلیل روابط متعدد، ناقل بیماری‌های عفونی، هپاتیت، زگیل تناسلی و بسیاری بیماری‌های دیگر هستند و متاسفانه سطح بهداشت زندان بسیار ضعیف و همچنین عدم رعایت حداقل بهداشت از سوی زندانیان، رنج مضاعفی به همراه دارد.

ضرب و شتم… معضل تجاوز در میان زنان زندانی و ضرب و شتم متعدد میان آنان با وسایل متعدد که برای زد و خورد ها استفاده می‌کنند، احساس امنیت جسمی و آرامش روحی ما را به مخاطره انداخته!

در اوج بیماری کرونا، اینجانب زینب جلالیان را از زندان خوی به زندان شهر ری منتقل کردند و نگهداری در میان بیماران مبتلا به کرونا موجب شد که من زینب جلالیان به کرونا مبتلا شوم و بدون هیچگونه رسیدگی، ریه‌ام دچار آسیب شدید شود. هم اکنون هم در اتاقی نگهداری می‌شوم که تست کرونای افراد آن مثبت اعلام شده و بدون هیچگونه فاصله گذاری، بدون ماسک و مایع ضدعفونی و الکل، نفس و نفس با آ

ن‌ها زندگی می‌کنیم.

با توج

ّه به این که اینجانب سهیلا حجاب در اعتصاب غذا هستم، سیستم ایمنی بدنم ضعیف شده و مطابق گفته‌های دکتر، خطر ابتلا به کرونا بدن اینجانب را تهدید می‌کند.

شرم بر جمهوری اسلامی که ما به خاطر ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود (یعنی بهداشت و مراقبت جسمانی)، دست به اعتصاب غذا زده‌ایم که از سیاه‌چال قرچک ورامین به سیاه‌چال اوین منتقل شویم.

این اعتصاب باید برای خواسته‌های بزرگ تری مانند آزادی اتفاق می‌افتاد، اما علیرغم تمام دردها و رنج‌ها و شکنجه‌ها، ما برای احقاق حقوق انسانی و مدنی مردمان خود ایستاده‌ایم و همچنان برای احقاق حقوق انسانی و مدنی خود، همچنان سراپا ایستاده‌ایم و باز هم خواهیم ایستاد. به قولی: “سیصد گل سرخ یک گل نصرانی، ما را ز سر بریده می‌ترسانی؟، ما گر ز سر بریده می‌ترسیدیم، در محفل عاشقان نمی‌رقصیدیم”.

پشت این میله‌ها، امید برای یک زندگی آزاد در وجود ما زبانه می‌کشد. “ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر می‌شوند”

سهیلا حجاب و زینب جلالیان/ ۳ تیرماه ۹۹/ زندان قرچک ورامین”.

۲۶ ژوئن روز مبارزه با شکنجه

پوریا ابراهیمی زندانی سیاسی خبرنگار و فعال حقوق بشر

من پوریا ابراهیمی بارها به بازداشتگاه و به زندان کشانده شدم. بارها کتک خوردم و بارها تهدید شدم. در بازداشت های خیابانی یا از منزل، داعش وطنی به شکل یک جانی مرا به عمق سیاچال قانون که در بی قانونی غوطه ور بود کشاند. در سال ۸۸ چند روزی میهمان اطلاعات در کهریزک بودم. در همان سال ۸۸ با تفنگ بر تنم تیر ساچمه‌ای نواختند. سال ۸۹ در بند ۶۶ سپاه و ۲الف و ۲۴۰ و قرنطینه ۷ تهدید به تجاوز و…شدم. سال ۹۱ در در ۳۵۰ شکنجه شدم. سال ۹۳ در ۲۰۹ و بند ۸ و …….. شکنجه شدم. در آخر هم حکومت شما به ۷ سال حبس و ۳۱ ضربه شلاق برای من بسنده نکرد و باز تشکیل پرونده ایی جدید برایم دادند.. چرا؟ این همه گیر این همه بازداشت برای چه. برای یک اعتراض؟ برای اینکه گفتم و راهِ بهشتِ مینوی من بُز روِ طوع و خاکساری نبود:* .. تنها بخاطر اینکه پرسیدم چرااا؟ تنها بخاطراینکه گند کاری های حکومت کثیف جمهوری اسلامی را فریاد میزدم؟ کتک و زندان و شلاق و توهین و آسیب های روانی برای چه بود؟ و بخاطر اینکه اصلاح طلب نبودم #چهل و یک_سال_شکنجه

من_هم_شکنجه_شدم

جمعه ۲۶ ژوئن ۲۰۲۰ «روز جهانی مبارزه با شکنجه» نام دارد.

شکنجه در ایران به فجیع ترین شکل ممکن انجام میشود

دسامبر سال ١٩٩٧ مجمع عمومی سازمان ملل متحد بقصد حمایت از قربانیان شکنجه و مبارزه علیه عاملان شکنجه در جهان، روز بیست و شش ماه ژوئن را به همین عنوان نامگذاری کرد.

١٩۴٨ یعنی تقریباً شصت و پنج سال پیش بود که
» اعلامیه جهانی

حقوق بشر» توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید و در آن برای اولین بار»شکنجه » توسط جامعه بین المللی محکوم شد.

در سال ١٩٨۴ » کنوانسیون علیه هر نوع شکنجه و بد رفتاری های بیرحمانه و غیر انسانی» به تصویب مجمع عمومی رسید و آنگاه سه سال طول کشید تا در سال ١٩٨٧ به مرحله اجرا گذاشته شد. نهادی بنام «کمیته علیه شکنجه» که از افراد کارشناس تشکیل شده است مسئول پیگیری رعایت این کنوانسیون در جهان است.
به این ترتیب اولین گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره شکنجه در سال ١٩٨٥ شروع بکار کرد . یک کارشناس مستقل از سوی کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در راس این کمیته گمارده میشود.
و سرانجام در سال ١٩٩٧ مجمع عمومی سازمان ملل روز بیست و ششم ماه ژوئن را بنام روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه نام گذاری کرد.
بدینوسیله روز جهانی مبارزه با شکنجه سفید و سیاه را پاس میداریم و از همه آزاد اندیشان و طرفداران راستین حقوق بشر دعوت میکنیم تا با همه توان خود ،این اقدام رذیلانه را محکوم نموده و برای آزادی زندانیان (سیاسی، امنیتی، عقیدتی)از چنگال شکنجه گران نهایت مجاهدت خود را بعمل آورده و به هر نحو ممکن با این اقدام ضد بشری مبارزه نمایند .

بیانیه بیش از ۳۰۰ تن از فعالان اجتماعی در اعتراض به نبود آزادی بیان و تداوم سانسور

بیش از سیصد تن از فعالان اجتماعی، سینماگران، جامعه‌شناسان، نویسندگان، شاعران و روزنامه‌نگاران با انتشار بیانیه‌ای نسبت به نبود آزادی بیان و تداوم سانسور در جامعه اعتراض کردند. امضا کنندگان این بیانیه اتهام “اقدام علیه امنیت ملی” را موجب نهادینه شدن فساد در جامعه عنوان کرده و درباره “فروپاشی بزرگ اجتماعی” هشدار داده‌اند. در بخشی از این بیانیه آمده است “مقامات ارشد نظام نباید آزادی‌های مدنی از جمله آزادی بیان را نادیده بگیرند و راه هرگونه انتقاد و پرسشگری را به بهانه‌ اقدام علیه امنیت ملی مسدود کنند”

این بیانیه اتهام “اقدام علیه امنیت ملی” را موجب نهادینه شدن فساد خوانده و درباره “فروپاشی بزرگ اجتماعی” هشدار داده است.
در این بیانیه آمده است: “این‌ پندار که هر نقدی به ساختارها، ‘اقدام علیه امنیت ملی ‘است، مبنای علمی ندارد و مغایر حق آزادی بیان و مصداق سانسور است. این سانسور و کنترل محتواست که امنیت ملی را به خطر می‌اندازد و ناامنی، بی‌اعتمادی و ناهنجاری‌ها را گسترش می‌دهد”.
آنها نوشته‌‎اند که “مقامات ارشد” نظام نباید آزادی‌های مدنی از جمله آزادی بیان را “نادیده بگیرند” و “راه هرگونه انتقاد و پرسشگری را به بهانه‌ اقدام علیه امنیت ملی مسدود کنند”.
امضاکنندگان نامه هشدار داده‌اند اگر این “رویکرد تمامیت‌خواهانه” ادامه پیدا کند، “تصلب و خام‌اندیشی در قالب جهل مقدس به نهادینه شدن فساد می‌انجامد” و در کنار “این همه ناکارآمدی و فساد ساختاری” موجب “ناامیدی مردم ایران” و در نهایت “فروپاشی بزرگ اجتماعی” خواهد شد.
نورالدین زرین‎کلک، بابک احمدی، علی صالحی، حمید نعمت‌الله، علی مصفا، کامران شیردل، بهزاد شیشه‌گران، پرستو فروهر، عبدالرضا کاهانی و فرهاد گوران از امضاکنندگان این بیانیه هستند.

ابتلای ۴ شهروند زن بهایی به کرونا در زندان بیرجند

۴  شهروند زن بهایی به نامهای «سارا محمدی»، «شیدا عابدی»، «سیمین محمدی» و «مریم مختاری» در زندان بیرجند به ویروس کرونا مبتلا شده و از ابتلای هشتاد زندانی دیگر به این بیماری در این زندان خبر دادند.

در اوایل فروردین ماه امسال، با شیوع ویروس کرونا و احتمال سرایت آن درمحیط‌های پرتراکم مانند زندان و نبود تدابیری مانند قرنطینه و فاصله‌گذاری اجتماعی و گسترش آن به زندان‌های ایران، بسیاری از زندانیان محبوس در زندانهای کشور به ویروس کرونا مبتلا شده اند.

بیستم ژوئن روز جهانی پناهنده

هر ساله بیستم ژوئن روز جهانی پناهنده است

امروز، پناهندگان ایرانی ساکن ترکیه با ایجاد یک توفان توییتری مشکلات خود را فریاد خواهند زد و در این راستا جمعی از فعالان حقوق بشر نیز در کنار آن‌ها خواهند بود.

🕗 ساعت 20 به وقت ترکیه
شنبه 31 خرداد 99 برابر با 20 ژوئن 2020

🔹 #RestoreHealthCare2Refugees
🔹 #IranianRefugeesInTurkey
🔹 #Resettlement4Iranian

انتشار کلیپ کشتن سگ ماده باردار موجب دستگیری عامل این جنایت در زاهدان شد

فرمانده یگان حفاظت اداره کل حفاظت محیط زیست سیستان و بلوچستان گفت: مرد سنگدلی که در ۲۷ خرداد سالجاری سگ ماده بارداری را در حاشیه شهر زاهدان کشته و کلیپ آن را در فضای مجازی منتشر کرده بود، با تلاش محیط بانان استان دستگیر شد.
حمید ریگی روز جمعه در گفت‌وگو با خبرنگار ایرنا اظهار داشت: در پی انتشار فیلمی دلخراش در روز سه شنبه ۲۷ خرداد ماه جاری از صحنه کشتار یک سگ ماده باردار در حاشیه شهر زاهدان در فضای مجازی، یگان حفاظت این اداره کل پس از تحقیقات میدانی و اقدام عملیاتی، ظرف ۴۸ ساعت موفق به شناسایی عامل این رفتار غیرانسانی شد.
وی گفت: عامل این اقدام وحشیانه به کمک شاهدان ماجرا با تلاش و پیگیری محیط بانان شناسایی، دستگیر و به همراه مستندات موجود به مقامات قضایی تحویل شد.

تایید حکم ۱۶ سال زندان برای دو شهروند بهایی در تهران و شیراز

شعبه‌های تجدید نظر دادگاه انقلاب در تهران و شیراز حکم ۱۶ سال زندان برای دو شهروند بهایی را تایید کردند.

به گزارش پایگاه خبری هرانا، شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران حکم ۱۰ سال زندان فاروق ایزدی نیا، محقق و مترجم بهایی ساکن تهران را تایید کرد.

این حکم به دلیل تدریس در دانشگاه مجازی بهاییان برای ایزدی‌نیا صادر شده است.

فاروق ایزدی نیا، متولد ۱۳۲۹، مترجم و محقق بهایی ساکن تهران است که ترجمه کتاب «شیاطین شهر لودون» نوشته آدولس لئونارد هاکسلی از جمله آثار اوست.

دادگاه تجدیدنظر استان فارس نیز حکم شش سال زندان شهریار عطریان، شهروند بهایی ساکن شیراز، را تایید کرد که پنج سال آن قابل اجراست.

او سال ۹۸ همراه با شمار دیگری از شهروندان بهایی ساکن شیراز بازداشت و مدتی بعد با وثیقه آزاد شده بود.

جمهوری اسلامی آیین بهاییت را به رسمیت نمی‌شناسد و بهاییان در ایران از حقوقی چون تحصیل در دانشگاه محرومند.

حکم ۱۰ سال حبس فاروق ایزدی نیا، محقق و مترجم بهایی عیناً تأیید شد

«فاروق ایزدی نیا»، محقق و مترجم بهایی، در شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، روز پنجشنبه ۲۹خرداد ماه ۱۳۹۹، حکم ۱۰ سال حبس تعزیری «فاروق ایزدی نیا»، محقق و مترجم‌ بهایی ساکن تهران، که در تاریخ ۱۸ مرداد ماه ۱۳۹۸، با اتهام «اقدام علیه امنیت کشور از طریق اداره تشکیلات بهایی» توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران صادر شده بود، در شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست «احمد زرگر» عیناً تأیید شد.

شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران، روز سه شنبه ۳۰ اردیبهشت ماه ۱۳۹۹، با صدور دادنامه ای اتهام «فاروق ایزدی نیا» را با توجه به تدریس وی در موسسه علمی BHE که از دانشگاههای مجازی بهائیان است، «اقدام علیه امنیت ملی از طریق هدایت تشکیلات بهائی» اعلام کرده و او را به تحمل ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم کرد.

مقاله اپیدمی جهانی زامبی گری نوشته دکتر محمد علی طاهری

به نام خدا با سلام و نثار دعای خیر گفته شد اپیدمی کرونا و لجام گسیختگی ویروس ھا که مدت ھاست آغاز شده، انتظار می رود انواع ھوشمند تر آن نیز در آینده ای نه چندان دور به میدان بیایند. این ویروس ھا به نوعی مھار انسان را خواھند کشید تا زمین، این کره استثنایی در کیھان) از بین صدھا سیاره شناخته شده و میلیون ھا سیاره ناشناخته دیگر (، از دست انسان و بلند پروازی ھایش نجات پیدا کند. موضوع ویروس ھا و قابلیت کپی سازی ھای متنوع ھوشمندانه آن ھا موضوعی است که به تدریج بر انسان آشکار خواھد شد. با معلوم شدن حکمت زندگی این موجودات در جھت حفظ زمین، بیشتر به فلسفه طراحی چنین موجوداتی در اکوسیستم پی خواھیم برد) در مورد رشد انواع این قابلیت ھا در کپی سازی بازھم صحبت خواھیم کرد(. اما از آنجا که این اپیدمی ھا تنھا خطر پیش رو نیست و انسان در برھه حساس و در نقطه عطفی در مسیر حیات خود قرار دارد؛ لازم است تصمیماتی اساسی را برای خود و آینده اش بگیرد. ھمچنین باید دور نمایی درستی از آن چه که با آن مواجه خواھد شد، در اختیار داشته باشد. ھرچند که این دورنما به ھیچ وجه خوشایند نیست، ولی بھتر است تا نسبت به آن آگاھی داشته باشد. در اینجا راه حل اساسی در خود فریبی و فرار از حقیقت نیست. حقیقتی که مدتھاست واقعیاتی از آن را به چشم خود در سرتاسر دنیا می بیند. واقعیتی که خبر از اپیدمی دیگری را می دھد. یک اپیدمی ذھنی که برای بشر و بشریت به مراتب مھلک تر از کروناست و می توان آن را اولین تجربه اپیدمی ذھنی برای بشر قلمداد کرد. این پدیده که سطوح بسیار مقدماتی و خفیف آن مدتھاست در جوامع بشری شروع شده، به طرز فاجعه آمیز و خفت باری بشر را تھدید می کند که نه تنھا جانھا را به خطر می اندازد؛ بلکه ارزش انسان بودن را به طرز وحشتناکی نشانه می رود) ھرچند که اکنون ممکن است وقوع چنین پدیده ای بسیار غیر واقعی و نامحتمل به نظر بیاید (. اشاره به این موضوع فقط به منظور کسب آمادگی در مواجه و پیشگیری از آن است) ھرچند که پیشگیری کامل امکان ناپذیر است (. این معضل پیش رو، را می توان اپیدمی جھانی ذھنی بیخودی گری)زامبی گری( نامگذاری نمود) نام زامبی اشاره به داستانی تخیلی است که در آن مردگان در این دنیا زنده شده و از قبرھا بیرون می آیند اپیدمی بزرگی که انسان را در آینده به شدت تھدید می کند، اپیدمی ذھنی»بیخود از خود شدن) زامبی گری(« انسان است که در آن صورت افراد مبتلا، کنترل و احاطه ای بر اعمال و رفتار خود ندارند و دست به ارتکاب جنایات و اعمال عجیب و غریبی می زنند که به ھیچ عنوان توجیه عقلانی و منطقی ندارد. در این پدیده حتی خود فرد نیز از علت و چگونگی ارتکاب این جنایات آگاه نبوده و به صورتی بی اراده اقدام به ارتکاب اقدامات غیر عادی می نماید و از چگونگی آن نیز بی اطلاع است. چنین جرایم جنایت باری چندین مشخصه ویژه دارد که نسبت به ارتکاب ھمه جرایم در گذشته کامل متفاوت است. از جمله مھمترین این تفاوت ھا عبارتند از: خارج بودن از اختیار فرد مبتلا، بی ارادگی و از خود بیخودی به ھنگام ابتلا تمایل ناخودآگاه به ارتکاب جنایت عدم شناخت خود و دیگران به ھنگام ابتلا ) حتی نزدیکان و اعضای خانواده( آنی بودن بروز این ابتلا) فرد به صورت ناگھانی دچار این بیماری ذھنی می شود ( کور و بی ھدف بودن اقدام فرد و عدم انتخاب نسبت به موضوع، زمان ارتکاب و… عدم وابستگی فرد به ھر نوع جریان و گروه خاصی که تصور شود اقدام او ناشی از تاثیر آن جریان بوده است) مگر بر حسب اتفاق(. عدم وابستگی فرد به کسب منافع مالی و مادیات که انگیزه ای برای ارتکاب بیخودگری) زامبی گری( محسوب شود. عدم تعلق به ھر نوع طبقه اجتماعی و صنفی خاص عدم وجود ھرگونه ترسی در اقدام به بیخودی گری) زامبی گری( حتی ترس از جان) زیرا ھمه این افراد به ھنگام ارتکاب جرم برای نجات جان دیگران به اجبار کشته خواھند شد(. ارتکاب به طور 10- عدم برنامه ریزی فرد مبتلا از قبل برای ارتکاب اقدامات مجرمانه ) از قبیل طراحی برای ارتکاب جرم، تھیه سلاح و…) 11- عدم اطلاع فرد مبتلا از قبل در مورد ابتلا به بیماری ذھنی»بیخودی«)به عبارت دیگر ھیچ کس خبر ندارد که به بیماری ذھنی بیخودی)زامبی ( مبتلا خواھد شد. بنابراین ترس و وحشتی بی سابقه بر جوامع بشری حکمفرما می شود). 12- عدم اطلاع فرد مبتلا از آن چه را که به ھنگام بیخودی) زامبی گری( انجام می دھد)عدم وجود طرح و نقشه و برنامه قبلی( و یا عدم اطلاع از کم و کیف موضوع بعد از ارتکاب آن چه را که انجام داده است) اگر بر فرض زنده بماند و کشته نشود. زیرا ھمه مجبور خواھند شد که برای حفظ جان خود در مقابل چنین پدیده ای، مسلح باشند(. 13- عدم مصونیت ھیچکس از قربانی شدن توسط فرد مبتلا. بواسطه این که در لحظه ابتلا فرد مبتلا به بیماری ذھنی بیخودی) زامبی گری(حتی خانواده و نزدیکان خود را ھم نمی شناسد. 14- عدم امکان نجات فرد مبتلا به طرق رایج درمانی مانند روانپزشکی، روانکاوی و… 15- عدم ارتباط و وابسته بودن ابتلا به زامبی گری به سوء پیشینه ابتلا به این بیماری ذھنی با سوء پیشینه خاص و جنایی اکثریت غریب به اتفاق مبتلایان) در صورتی ھم که فرد مبتلا سوء سابقه داشته باشد، صرفا اتفاقی است و ارتباطی به این پیشینه ندارد 16- عدم امکان شناسایی افراد مستعد به ابتلا به این بیماری ذھنی از قبل. زیرا معمولا زمانی فرد شناخته میشود که اقدام به انجام اقدامات مجرمانه جنایی خارج از اراده خود نموده و در این صورت دیگر چیزی نمیتواند او را متوقف کند و…

17- … نکته : به فیلم سینمایی سلیمان نبی)ع(، اشخاصی که دچار چنین حالتی می شدند، مراجعه شود اما انواع سطح پایین تری از این اپیدمی ذھنی که البته قابل قیاس با نوع پیشرفته آن نیست مدت ھاست که وجود دارد. در این سطح ابتدایی از بروز این مشکل ذھنی احساس می کنیم که افراد دیگر خودشان نیستند و انگار که با یک جسم بی جان طرف ھستیم. حالت چشم این افراد تغییر می کند و ثبات شخصیتی خود را از دست می دھند)این ورژن ھا بسیار خفیف تر از ورژن ھای پیشرفته ھستند و ھمه مشخصه ھای ذکرشده پیش گفته را ندارند (. در این سطح مقدماتی)ورژن ھای ابتدایی( این پدیده ذھنی سالھاست که در گوشه و کنار دنیا شاھد ارتکاب جنایاتی کور بدون آنکه اھداف خاصی را دنبال کند، از سوی مبتلایان ھستیم. ھر روز نیز باید انتظار افزایش تعداد ارتکاب این موارد و شاھد بروز رخدادھای حیرت انگیز تاسف باری از این دست را داشت. به طوری که به زودی این پدیده حتی به ھمین صورت ابتدایی خود، دنیا را با یک معضل بزرگ مواجه خواھد نمود و باعث می شود تا زنگ خطر برای بشریت به صدا در آید. اما ھمانطور که گفته شد، خطر اصلی ھنگامی است که سطوح بالاتر ورژن ھای بالاتر این بیماری ذھنی تظاھر پیدا کند اما قبل از اینکه راجع به علل پشت صحنه ابتلا به بیماری ذھنی بیخودی گری)زامبی گری( صحبت شود؛ مایلم ابتدا گذری به نحوه پیشگیریی بسیار کلی آن بنمایم) البته بررسی و تشریح موضوع بسیار مفصل تر از این حرف ھاست(. معرفت گرایی تنھا راه نجات بشریت انسان به خودی خود موجودی است که با وجود»معرفت« معنا و مفھوم پیدا می کند. او موجودی نیست که مانند سایر جانداران صرفا بر اساس غریزه زندگی کند. جدایی از »معرفت و معنویت« برای انسان سرنوشتی دیگر را رقم می زند که در مورد سایر موجودات تفاوتی فاحش دارد. بنابراین ضمن تبریک فرارسیدن ماه مبارک رمضان که فرصتی برای بازگشت به معنویت و کاستن از آلودگی ھای جسم، ذھن و روان می باشد؛ با تاکید براین که»معرفت گرایی« تنھا راه نجات بشریت است و می تواند بسیاری از مشکلات پیش روی انسان را اگر چه نتواند به طور کامل پیشگیری کند، ولی به طور قطع می تواند کاھش دھد. از اینرو باز ھم توصیه می شود تا با ھستی آشتی کنیم و با آن ھمراه شویم و نه تنھا زمین را وطن خود بدانیم، بلکھ بدانیم که کیھان و ھمه ھستی وطن ماست)اینتریونیورسالیسم(. امروز زمین ما را رد نموده و مردود دانسته است. اما وای از روزی که ھستی ما را نخواھد و شرم از وجود انسان، ھمه کاینات را از ھمراھی با ما باز دارد. امروز شاھد ھستیم که جسم انسان مورد حمله قرار گرفته ، اما فردا ذھن انسان تحت حمله قرار خواھد گرفت و اتفاقاتی خواھد افتاد که انسانی را که قرار بوده اشرف مخلوقات باشد، تبدیل به اسفل مخلوقات نماید) البته در نھایت طرح الھی شکست نخواھد خورد (. این پیچیده شدن مسیر، باعث سخت تر شدن راه و جا ماندن مدعیان دروغین کمال شده و ھمه رویاھای شیرین انسان ھای خود خواه و مغرور را بر باد خواھد داد. پس تا فرصتی باقی است به فلسفه خلقت خود بیندیشیم و بدانیم که چنین خلقتی بی نھایت ھوشمندانه است و مسیر آن نیز بسیار مھندسی و با طرح و برنامه حساب شده ای به پیش می رود. لازم است تا ھویت اصلی خود را پیدا نموده و جایگاه خود را در ھستی یافته و درک کنیم. در اینصورت با تن واحده خود در ھستی به وحدت خواھیم رسید و با ھمسویی)ھم فازی( با ذھن کل تر کیھان نسبت به بروز مشکلات پیش روی که ذھن انسان را نشانه رفته ، پیشگیری کرده و از مصونیت بیشتری برخوردار شد) با ھمسویی ذھن انسان با ذھن کل ھستی، انسان قادر به درک جایگاه خود در خلقت خواھد شد ( و در آن صورت میتواند روزگار بھتری در انتظار انسان باشد. به امید خدا ادامه دارد…

با آرزوی توفیق الھی محمد علی طاھری 1399/2/6 تورنتو: 25/آوریل/2020 –