نگرشی به موضوع خیر و شر در عرفان حلقه

مطلب مهم دیگر در نگرش به موضوع خیر و شر این است که آیا عامل شر یعنی شیطان، بد مطلق است یا بد نسبی؟ پاسخ به این سؤال از اهمیت زیادي برخوردار است و توحید و شرك به آن بستگی دارد: اگر شیطان را بد مطلق بدانیم، منشأ و خالق بدي، خود او خواهد بود. در این‌ صورت باید خوب مطلقی نیز وجود داشته باشد که خالق خوبی به‌ شمار رود. این خالق خوبی از نگاه کسی که به وجود خداوند معتقد است، نمی‌تواند کسی جز «او» باشد و با این بینش شیطان به‌ عنوان خالق بدی در مقابل خداوند به‌ عنوان خالق خوبی قرار می‌‌گیرد و این مطلق‌بینی در مورد شیطان، اعتقاد به دوئیت و شرکی آشکار خواهد بود. (بینش انسان صفحه ۷۷)

بنابراین، براي نجات از شرك و جلوگیري از افتادن به دام دوئیت و شرك، لازم است شیطان را بد مطلق ندانیم، در این‌ صورت باید براي او حداقل یک امتیاز مثبت قائل شویم تا از مطلق بد بودن خارج شود. در این راستا، طبق آن‌چه که گفته شد، یک امتیاز مثبت قطعی براي شیطان این است که به واسطه تزاحم، تضاد و شری که شیطان عامل آن است، کمال معنا پیدا کرده و بدون وجود او، آزمایش الهی خیر و شّر تحقق پیدا نمی‌کرد.

اما نظرات دیگري در خصوص پیدا کردن امتیاز و حسنی براي شیطان به‌ منظور خارج کردن او از حیطۀ «بد مطلق» ارائه شده است. از جمله نظر عین القضات همدانی مبنی بر این که ابلیس تنها موجودی است که جز بر خدا بر هیچ کس دیگري سجده نکرده‌است و از این نظر تنها موحّد بارگاه الهی بوده است. (اگر سرپیچی او از فرمان خداوند متعال نادیده گرفته می‌شود) و آوردن این‌ گونه امتیازها هرگز به منزله شیطان‌ پرستی نبوده و نیست و فقط به‌ منزله رهایی از شرك و دوئیت است که لازمۀ آن دادن امتیاز است تا از «بد مطلق» بودن خارج شود.

لینک دانلود کتاب دفاعیات من جلد دوم از محمد علی طاهری

https://t.me/ehtvresources/407

تلویزیون عرفان حلقه
erfanhalghehtv@gmail.com

ای قـوم بــه حج رفتـه کجایید کجاییدمعشــوق همیــن جـاست بیایید بیایید

سلام و درود به خانم آذر دخت طاهری عزیز خواهری که وفادارانه تمام سختی های زمانه رو به تن خرید تا صدای بی گناهی برادر مظلومش جناب محمد علی طاهری را به گوش عموم برساند
با تلاش های مکرر و برگزاری بیش از 200 تجمع دست از تلاش بر نداشت تا به همگان ثابت کند برادرش بی گناه است
سپاس بیکران به چنین خواهری که نعمت دوباره دیدن روی استادمان را مدیون تلاش هایشان هستیم
،او الگوی ایثار و فداکاری است باشد تا تک تک ما از ایشان درس بگیریم و این گوهر با ارزش که با سختی به دستمان رسیده استاد محمد علی طاهری را قدر بدانیم و از برکات وجودش زندگی خود را شکوفا کنیم
،هزاران هزار بار از خانم آذر دخت طاهری خواهر محترم استاد گرانقدرمان تشکر میکنیم و تشکر میکنیم بابت تاسیس انجمن مرکزی عرفان کیهانی حلقه و درس وحدتی که به ما دادند https://t.me/erfanhalghehassociation

@erfanhalghehassociation
با تشکر انجمن عرفان کیهانی حلقه یونان
@erfanhalghe_association_greece

https://t.me/erfanhalghe_association_Greece

توفان توئیتری

‏⁧ #توفان_توییتری⁩

در حمایت از #اسماعیل_عبدی دبیر کانون صنفی معلمان تهران و دارای ۲۱ سال سابقه تدریس است.‏

🔖وی در تاریخ ۶ تیرماه سال ۱۳۹۴ بازداشت شد و از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به اتهام «تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد که ۵ سال آن قابل اجراست.

زندانی کردن معلم اسارت اندیشه است

‏ (هشتگ متعاقباً اعلام خواهد شد.)

‏📆زمان: چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ماه ۱۴۰۰
‏🕰ساعت: ۲۰:۰۰ بوقت ایران

🖇لینک توییت
🖇لینک اینستاگرام

🌪🌪🌪🌪🌪🌪🌪🌪🌪
🔗صفحات مجازی و راه های ارتباطی استاد محمدعلی طاهری، مرکز پژوهشی ساینسفکت و دوره های جامع عرفان حلقه

🔗صفحات مجازی طاهری موومنت

گزیده‌ای از سخنان استاد محمدعلی طاهری در خصوص شب قدر

🌄#لیلة‌القدر یعنی در ظلمت هستیم و در این ظلمتی که هستیم قرار است قدر خودمان را پیدا کنیم و اگر اینطور شد ما موفق شدیم به خودشناسی توجه کنیم در این دوران.
و این اتفاق افتاد لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ و از هزار ماه هم بهتر است و تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا مِنْ كُلِّ أَمْرٍ و در همه‌ی امور ملائک ظاهر می‌شوند.
 
🎞گزیده‌ای از سخنان استاد #محمدعلیطاهری در خصوص #شبقدر

🖇لینک توییت
🖇لینک اینستاگرام

➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔗صفحات مجازی و راه های ارتباطی استاد محمدعلی طاهری، مرکز پژوهشی ساینسفکت و دوره های جامع عرفان حلقه

🔗صفحات مجازی طاهری موومنت

کاری مشترک از انجمنهای عرفان کیهانی حلقه به مناسبت روز معلم

تقدیم به معلم گرانقدرمان دکتر محمدعلی طاهری به مناسبت گرامیداشت روز معلم ( ۱۲ اردیبهشت ماه ) ضمن عرض تبریک این روز به استاد گرانقدر جناب آقای دکتر محمد علی طاهری و همه معلمین و مربیان گرامی،پیام تبریک به همت سیزده انجمن از کشورهای آلمان، اتریش، انگلیس، ایتالیا، ترکیه، دانمارک، سوئد، سوئیس، فرانسه، یونان خدمت شما تقدیم می گردد. #استاد_محمدعلی_طاهری

3 اردیبهشت دومین سالگرد آزادی استاد عزیزمان محمدعلی طاهری از زندان اوین

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من

خاک من گل شود و گل شکفد از گل من
تا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من

3 اردیبهشت دومین سالگرد آزادی استاد عزیزمان محمدعلی طاهری از زندان اوین را به تمامی عاشقان و معرفت پژوهان این راه و خانواده محترمشان تبریک میگوییم
❤️❤️❤️❤️

@erfanhalghe_association_Greece

@parisachoboghlou1988

@aminafshar1

#استاد_محمد_علی_طاهری

اولین سالگرد ورود استاد محمد علی طاهری به کانادا

برنامه زنده استاد محمدعلی طاهری به مناسبت اولین سالگرد ورود به کانادا، روز شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۹ ساعت ۹ شب به وقت ایران (مصادف با ۶ مارس ۲۰۲۱ – ساعت ۱۲:۳۰ ظهر به وقت تورنتو).

لینک یوتوب برنامه زنده:

@mataherinews2

تایید انجمن یونان توسط انجمن مرکزی عرفان کیهانی حلقه

با سلام و عرض ادب و احترام خدمت خانواده بزرگ عرفان حلقه کیهانی

باد صبا ای خوش خبر مژده بیاور دل ببر

جانم فدات ای مژده ور بستان تو جانم ماحضر

شمشیرها جوشن شود ویرانه‌ها گلشن شود

چشم جهان روشن شود چون از تو آید یک نظر

تایید انجمن عرفان حلقه در یونان و دریافت کد توسط انجمن مرکزی را به تمام معرفت پژوهان و خانواده عرفان کیهانی در سراتاسر جهان به ویژه همراهان کشور یونان تبریک و تهنیت عرض میکنیم
و همچنین از انجمن عرفان کیهانی حلقه مرکزی(خانم آذردخت طاهری) بابت تایید انجمن یونان تشکر میکنیم و سوگند میخوریم با تمام توان در کنار استاد عزیزمان بایستیم و راهشان را ادامه دهیم و به بدخواهان اجازه هتک حرمت به استاد عزیزتر از جانمان را نخواهیم داد و همچنین در راستای حفظ آموزها سوگند به امانت داری میخوریمبا تشکر هئیت موسسین انجمن عرفان کیهانی حلقه در یونان پریسا چوبقلو و امین افشار‏

سایت‌های رسمی استادمحمدعلی طاهری🌐 کازمواینتل

https://t.co/lkiBnbdVtU‎
🌐 آکادمی طاهری
Mataheriacademy.com

📞 راه تماس با ما:

Telegeram: @erfanhalgheassociation_Greece

📧 erfanhalghe.associationGreece@gmail.com

قدر و غدیر

به نام خدا

بارها در آستانه عید سعید غدیر قرار گرفتیم و به شادی نشستیم! این بار بیندیشیم و آنگاه که به آستان ولایت رسیدیم، به برخاستن خوشدل باشیم!

انوار هدایت الهی همواره در حال تابش است و تنها دلهای مشتاق و مستعد، پذیرای آن هستند. در این میان کسانی که مستعدتر از دیگران به روی آن آغوش گشوده، با آمادگی و طلبی زایدالوصف، رنگ الهی به خود می گیرند، «اولیای الهی» نام می یابند. اولیای الهی، گل سرسبد وجودند. خالق بشر که خواهان رشد و کمال هر انسان است، برای به ظهور رسیدن چنین افرادی هستی را آفرید؛ برای متجلی شدن زیباترین تجلیات.
آن ها مانند انسانهای دیگر روزی به دنیا می آیند و روز دیگر می روند؛ اما احوال و رفتار و گفتارشان همواره راهنمای رشد و تعالی خواهد بود. بنابراین، اولیای الهی«علائم الطریق» هستند؛ علائمی برای رهسپاری در مسیر کمال. آنها بزرگترین معلمان معرفت هستند؛ معلمانی که خود به درک حقیقت رسیده اند و می توانند به سوی خدا هدایت کنند.
و به عبارت دیگر، آنها فاتحان قله کمال هستند؛ فاتحان و «بلد راه». به همین دلیل، همه انسانهای کمال طلب، کوهنوردانی بر شمرده می شوند که برای صعود، به یاری و کمک این فاتحان راه شناس نیازمندند. شاید برای پیمودن مسیر هر کوهی نیازی به بلد راه نباشد؛ اما رفتن به فراز کوهی عظیم که گردنه ها و پرتگاه های آن ناشناخته است، بلدی می خواهد که به سلامت به مقصد برساند. باید به این بلد متوسل شد تا بتوان به مقصود رسید. باید چشم دل را به قله دوخت و به اشارات او توجه داشت. اولیای الهی بی مزد و منت این نقش الهی را ایفا می کنند و نه به سوی خود؛ بلکه به سوی خدا هدایت می کنند.
با این همه، تأثیر وجود اولیای الهی بر حیات انسانهای حقیقت جو و کمال طلب به همین جا ختم نمی شود و راز وجود پر خیر آنها را باید در دنیای پر رمز و راز عشق جستجو کرد. هیچ یک از ما انسانها نمی توانیم خداوند را چنان که هست بشناسیم و درک کنیم و درست به همین دلیل، نمی توانیم به خودی خود، عاشق او شویم. اما در صورتی که با عطف به تجلیات الهی، از عطف به خود رهایی یابیم، به درک عشق او به خود دست خواهیم یافت و به نسبتی که این عشق را درک کنیم، عاشق او خواهیم شد.
انسان از بدو تولد عاشق خویش است و تا زمانی که دچار این خودشیفتگی است، عشق او به دیگری، جلوه ای از عشق به خودش خواهد بود. زیرا در این حالت، او دچار عشقی عقلانی است و بر اساس سودجویی عقل، برای منفعت خویش معشوق را می طلبد. اما به محض این که عشق حقیقی به هر یک از تجلیات الهی در دل او خانه کند، این خانه از وجود خودش خالی خواهد شد و از آنجا که رمز ورود به حریم عشق الهی، گذشتن از خویش است، در این مرحله، به درک این حقیقت می رسد که خداوند عاشق اوست و به این ترتیب، به نسبتی که این عشق را بچشد، عاشق او خواهد شد.
از میان تجلیات حق که در سطحی عام و به عنوان آفریدگان آفریدگار مهربان همگی در خور عشق هستند، بعضی بیش از سایرین و به بهترین وجه جلوه گری می کنند و شاخص می شوند. بهترین جلوه گری، جلوه گری به کمال است و از آنجا که گلهای وجود اولیای الهی جلوه گاه خارق العاده معرفت و کمال است، سیر در گلزار هستی، دل را به سوی آنها می کشاند و از این رهگذر، تجربه عشق الهی به بهترین وجه میسر می شود.
دل سپاری به ولی خدا دل را به سوی او سوق می دهد و رهسپاری در راه او را تضمین می کند. اما صد دریغ از آن که کسی دچار نا آگاهی باشد و خود را آگاه بداند؛ عشق حقیقی را نچشیده باشد و خود را عاشق بداند و بدون رهرویی راهنمایی خبره، راهی در پیش بگیرد و آن را راه خدا بداند! در این صورت است که گل وجود ولی پشت غبار جهل پنهان می شود و داس به دستان بر صحنه می مانند. امروز ماییم که در ادعای خداپرستی، عشق به اولیایی چون علی (ع) را گواه می آوریم و عزم کوهنوردی می کنیم. اما باید مراقب باشیم که دچار جهل ابن ملجم نشویم. نادان بودن یک خطر است و تأثیر جمعی آن هزاران خطر. گمراهی و رهرویی شیطان یک مشکل است و گمراهی و توهم در راه خدا بودن، هزاران مشکل!
مگر نه این که ابن ملجم ها خداپرستان نادانی هستند که به نام حق در مقابل حق ایستاده، به نام خدا، راه خدا را می بندند و احساس رستگاری می کنند؟ مگر نه این که حاضرند حتی جان خود را دراین راه فدا کنند؟ مگر آنها مدعیان حقیقت و قربانی حماقت نیستند؟ چگونه می توان از این حماقت رهایی داشت؟ شاید باید ابن ملجم بودن را شناخت!
ابن ملجم ها به نام حق و با چشمانی بسته در برابر شکل گیری هر جریان حق طلبانه ای می ایستند و آن را متوقف می کنند؛ ابن ملجم¬ها به نام دفاع از حق، در برابر هر نهضت شکل گرفته بر حقی نیز قد علم می کنند و با به انحراف کشیدن، آن را از معرفت تهی کرده، تنها جسدی برجای می گذارند. زیرا آنها درسی از اولیا نیاموخته اند و خبری از علی ها ندارند.
ابن ملجم ها از مولا علی (ع) و از گنجینه معرفت او، تنها جنگ آوری آن ولی خدا را در افق نگاه باقی می گذارند و بی آن که مرام او را بشناسند و زنده نگاه دارند، تنها از این می گویند که توانست در قلعه خیبر را بشکند. آنها از کفر ستیزی او فقط برق شمشیرش را به خاطر می سپارند و بی آنکه تفکر و معرفتی که پشت ذوالفقار بود، بشناسند، چرخش ذوالفقار در دستان او را به رخ عالم می کشند و رمز موحد بودن او را به دست فراموشی می سپارند.
انسان امروز به دلیل فقدان معرفت و دوری از کمال الهی، در رنج و عذاب است و چنان که باید، طعمی از شیرینی و حلاوت حضور خدا و درک حقیقت نمی چشد. او نیازمند هدایت است و گاهی راهی می جوید و نمی یابد. زیرا ابن ملجم های تاریخ، پیام اولیای خدا را به شهادت رسانده اند. زیرا رمز کمال علی (ع) پنهان است.
باید از ابن ملجم بودن پرهیز کرد؛ باید با مولا علی(ع) آشنا شد؛ باید به حریم عشق راه یافت و باید حرمت خون مبارک آن حضرت را که در پایداری بر حق و حقیقت به زمین ریخته شد، نگاه داشت و چنان که او و همه اولیای الهی دعوت کرده اند، تنها خدا را دید؛ تنها خدا را خواند و تنها از او یاری خواست! باید از غیر خدا رهایی جست و آزادگی کرد!
آنگاه باید انتخاب راه ابر انسان های معرفت طلب تاریخ کمال بشری را جشن گرفت؛ جشنی که اجر نهادن به مرشدان راه تعالی است! عید غدیر، بهانه ای برای چنین جشنی است؛ جشن معرفت جویی؛ جشن بیعت با اولیای خدا و جشن عزیمت به سوی مقصدی که این قاصدان الهی طلبیدند!

استاد محمد علی طاهری

منابع: mataheri.com

با اولیای الهی

به نام خدا
نقش اولیاءالله در زندگی انسان های حقیقت جو قابل انکار نیست. زیرا این انسان های متعالی، در مسیر کمال افراد حقیقت طلب، نقش «علائم الطریق» را ایفا می کنند. آن ها بهترین دعوت کنندگان به پیام های آسمانی «لا اله الا الله» و «فاستقیموا الیه» هستند و انگشت اشاره ی هر کدام، به سوی خداوند است.
اگر مسیر کمال را به کوه بلندی تشبیه کنیم، اولیاء الله بلد راه کوهنوردان برای رساندن آن ها به قله ی این کوه هستند. هر کوهنوردی که قصد فتح قله را دارد، باید به بلد راه متوسل شود و با هدایت او مسیر را طی کند. بلد راه هیچ گونه منیتی ندارد و کسی را به سوی خود دعوت نمی کند. او رهروان را به سوی قله ای فرا می خواند که قبلا آن را فتح کرده است. نگاه کوهنوردانی که به او متوسل می شوند نیز، به سوی قله است؛ اما در عین حال، قدرشناس او هستند و کمک او را نادیده نمی گیرند.
همه ی اولیاءالله با رمز گشایی از پیام های آسمانی و با عملکرد خود، همواره برای این هدایت اعلام آمادگی کرده اند. آن ها توجه مردم را تنها به سوی خدا جلب می کنند. کسانی که با توسل به آن ها به رشد و تعالی معنوی رسیده اند و محور وجودی آن ها محور الله شده است، بهتر از هر کسی از وجود این نعمات الهی برخوردار شده اند و به مقام و منزلت الهی آن ها واقف هستند. یکی از با ارزش ترین انگیزه ها ی سفرهای زیارتی نیز قدردانی از همین منزلت الهی است.
اولیاء الله، گل سرسبد وجود عالم هستی برای حضور انسان خلق شده است تا همه ی هنر خود را در آن به نمایش بگذارد. اگر صحنه ی عالم را به زمین فوتبالی تشبیه کنیم، که تلاش و تکاپوی انسان ها در آن، مانند تلاش بازیکنان فوتبال در نظر گرفته شود، اولیای الهی کسانی هستند که توانسته اند با گل زدن، به موفقیت برسند و به عنوان آقای گل، این تلاش را به ثمر برسانند. بنابراین، می توان گفت که عالم هستی برای به ظهور رسیدن آن ها طراحی شده است و آن ها گل سرسبد وجود هستند.
رابطه ی کتب آسمانی و اولیاء الهی بهترین کسانی که می توانند از پیام های آسمانی رمزگشایی کنند، اولیاءالله هستند. دلیل این که پیامبر اسلام(ص) به امت خود فرمودند دو امانت گرانبها برای شما به جا می گذارم و این دو امانت را قرآن و عترت معرفی کردند، همین است.
در حقیقت، دلیل این که ایشان ما را به عترت ارجاع داده اند،‌ این است که آن‌ها بهتر از دیگران پیام‌های قرآن را درک می کنند. قرآن قانون اساسی است و عترت کسانی هستند که این قانون را به خوبی درک و اجرا می‌کنند.
باز هم می توان از یک مثال استفاده کرد: رعد و برق ابتدا به مرتفع‌ترین بناها برخورد می‌کند و این بناها بیش از هر بنای دیگر جریان الکتریکی را جذب می کنند. همه ی ما نیز در معرض نور هدایت الهی هستیم؛ اما این نور بهتر از همه به مستعدترینهای ما اصابت و اثر می کند. انبیاء و اولیاء الهی بهترین دریافت کنندگان الهامات و معارف الهی هستند که آن ها را درک می کنند و از این طریق بهتر از دیگران از پیام ها و تعالیم کتب آسمانی بهره مند می شوند.
همان‌طور که یک مقاله ی علمی برای کسانی بیشتر قابل استفاده است که با آگاهی های قبلی خود، برای فهم آن آمادگی دارند. در مورد هدایت الهی هم همین‌طور است. انبیا و اولیا برای استفاده از کتب آسمانی آمادگی بیشتری دارند و گیرندگی آن‌ها از همه بالاتر است.
وراثت رسالتی اولیاءالله
در برخی از متون دینی، ائمه ی معصومین(ع) وارثان انبیاء معرفی شده اند. این وراثت، وراثت ژنتیکی نیست. در جنگهای قدیم، هر لشکری عَلَمی داشت که بر پا بودن آن، نشانه ی پابرجایی این لشکر بود. به همین دلیل، علمدار نقش مهمی ایفا می کرد. در همه ی این جنگ ها علمدار فرد از جان گذشته‌ای بود که بیش از همه در معرض خطر قرار داشت. علمدارها زودتر از سایر افراد لشکر کشته می‌شدند؛ اما افتخار لشکر بودند. اگر با کشته یا مجروح شدن علمدار، علم می‌افتاد، دوباره کسی آن را بلند می‌کرد و به این ترتیب، تعداد زیادی از علمدارها یکی پس از دیگری علم را برافراشته نگه می داشتند. هر علمداری که پرچم علمدار قبلی را بلند می کرد، وارث او بود. هر وارثی، رسالتی به عهده دارد. این وراثت، «وراثت رسالتی» است. ائمه ی معصومین(ع) نیز در زنده نگه داشتن رسالت الهی وارث انبیا هستند؛ یعنی علمدار کمال هستند.
در عصر ظهور هم عده ای وارث خیر و عده ای وارث شر هستند و هر کدام از ما به یک شکلی در برپایی علم حق یا باطل می توانیم علمدار باشیم و اثبات کنیم که وارث حسین‌ها هستیم یا وارث یزیدها. در این عصر، منجی موعود، اصلی ترین علمدار جبهه ی خیر و بهترین وارث انبیاء است.
صراط بودن اولیاءالله
برای انجام هر کاری باید به کاردان آن مراجعه کرد. در حقیقت، راه انجام کار، رجوع به همان کاردان است. اولیاء الهی کاردان راه کمال هستند که کوتاه‌ترین راه را نشان می‌دهند. صراط مستقیم، کوتاهترین فاصله بین بنده و خداوند است. وقتی امیرالمومنین(ع) می‌فرمایند “من صراط هستم” یا عیسی مسیح(ع) می‌فرمایند “من «در» هستم؛ تا چه کسی این در را بکوبد”، راهنمایی می کنند که برای یافتن کوتاه ترین راه (صراط مستقیم) باید از آن ها تبعیت کرد. زیرا پیروی از بلد راه یعنی حرکت در راه.
بدون هدایت بلد راه نمی توان از رسیدن به مقصد از طریق کوتاه ترین راه مطمئن بود. احتمال دارد کسی بدون این راهنمایی به مقصد برسد؛ اما وجود بلد راه، تضمین و ضمانت است. پس می توانیم بگوییم بلد راه مساوی است با خود راه. همچنین می توان به او «باب الله» هم گفت؛ زیرا از طریق او می توان به حریم کمال وارد شد.
این حدیث از امام رضا(ع) نقل شده است که خداوند فرمود: «کلمه «لا اله الا الله» دژ من است و هرکس وارد این دژ شود از عذاب من در امان است». سپس ایشان فرموده اند: «این شروطی دارد و من یکی از آن شرط‌ها هستم». «لا اله الا الله» دژی است که هرکس به درک آن برسد، از عذاب دوری خداوند در امان می ماند. اما ممکن است هر کسی به اشتباه گمان کند که به حقیقت «لا اله الا الله» دست یافته و به این دژ وارد شده است؛ در حالی که کمتر کسی داخل این دژ (دارای محور وجودی الله) است و آن را تشخیص می دهد.
امام که خود در این دژ قرار دارد، می فرماید از هدایت من کمک بگیر تا تو را به دژ الهی وارد کنم.
عشق به اولیاء الله
هیچ انسانی نمی تواند بدون عطف به تجلیات الهی به عشق الهی راه پیدا کند. زیرا تنها با عطف به تجلیات الهی، انسان از عطف به خود رها می شود و قلب او آمادگی عشق الهی را خواهد یافت. هر یک از تجلیات الهی می تواند این نقش را ایفا کند؛ اما از میان همه ی موجودات عالم که تجلیات خداوند هستند، بعضی از آن ها بیشتر جلوه گری می کنند و شاخص می شوند. انسان هایی که در مسیر کمال قدم بر می دارند، همواره از رحمانیت خداوند بهره مند می شوند و هر چه این بهره مندی بیشتر میشود، انعکاس رحمت در وجود آنها نیز بیشتر می شود و به این ترتیب، دلها را مجذوب خود می کنند. اولیاء الله به عنوان شاخص ترین این افراد هستند که به دلیل انعکاس رحمت الهی، زیباترین تجلیات او بوده، عشق به آن ها منجر به عشق الهی می شود.
لزوم شناخت اولیاءالله
بدون شناسایی بلد راه و نقشه ای که او برای پیمودن راه در اختیار می گذارد، احتمال خطا بسیار است. بسیاری از انسان ها در زندگی خود هدف کمال را انتخاب می کند؛ اما به دلیل این که دچار جهل هستند و الگوی مناسبی ندارند و یا در عمل از الگوهای حقیقی راه کمال تبعیت نمی¬کنند، خداپرستان نادانی خواهند بود که به نام حق در مقابل حق می ایستند.
اولیای الهی ابر انسان های معرفت طلب تاریخ کمال بشر هستند که پیروان خود را از این خطر نجات می دهند. هر کدام از ما که خود را «شیعه» می نامیم، باید بدانیم که شیعه یعنی مشایعت کننده و پیرو. ما در صورتی شیعه ی واقعی خواهیم بود که پای خود را جای پای معصومین (ع) بگذاریم و در صورتی از شفاعت آن ها بهره مند می شویم که از آن-ها پیروی کرده باشیم.
در عصر ظهور نیز تنها کسانی در جبهه ی حق قرار می گیرند که هدف و روش اولیاءالله را شناخته باشند و با رهروی در راه آن ها و آشنایی با اندیشه و هدف منجی موعود بتوانند به تشخیص حق از باطل (که برای انسان های نا آگاه دشوار است) دست یابند و به درکی رسیده باشند که به کمک آن بتوانند از تعالیم ولی عصر (عج) بهره مند شوند و او را در رسیدن به اهداف الهی مشایعت کنند. بدون بصیرت و معرفت، همراهی با اولیاءالله ممکن نیست و جهل و نا آگاهی، از ما تنها سامری¬ها، ابوسفیان ها، ابن ملجم ها، یزیدها و امثال این طاغوت ها را به جا خواهد گذاشت.

استاد محمد علی طاهری

منابع: mataheri.com