وقوع چندین انفجار در پادگان امنیتی سپاه در تهران‼️
⚠️دقایقی پیش، توسط طرف نامشخص، یک حمله نقطهزنی به پادگان امنیتی #سپاهتروریستیپاسداران در تهران صورت گرفت.
برچسب: اطلاعات سپاه
هشتگ #IRGCterrorists در توئیتر از مرز ۹ میلیون گذشت.#ایران #مهسا_امینی #انقلاب_ایران
این انقلاب با هشتگ #مهسا_امینی شروع شد و با
#IRGCterrorists
ادامه دارد. در ظرف این چند روز بالای ۶ میلیون بار #IRGCterrorists نوشته شده. فقط حواستان باشد که درست بنویسید. سایبریها خیلی سعی دارند مدلهای مختلف بنویسند که تعداد هشتگ #IRGCterrorists بالا نره
#IranRevolution

سهیلا حجاب و زینب جلالیان/ ۳ تیرماه ۹۹/ زندان قرچک ورامین”.
” ما زنده به آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما، عدم ماست
ما زندانیان سالهاست که در زندانهای جمهوری وحشت، جمهوری ترور، جمهوری فقر که از حقوق انسانی برخوردار نبوده و در بیدادگاههای جمهوری اسلامی و بدون داشتن وکیل محاکمه ناعادلانه شدیم. انواع شکنجه های جسمی و روحی را متحمل شدیم. از ابتداییترین حقوق انسانی خود هرگز برخوردار نبودیم. حکومت ستمگر، بارها و بارها تحت عناوین مختلف، با توسل به دروغ و فریب و ریا، تحت عنوان جلسه بازپرسی، جلسه دادگاهی، ما را از زندان خارج و ماههای متوالی در خانههای امن، مورد بازجوییهای خشن (همراه با شکنجه، توهین و اهانت) قرار داد.
بازرسیهای وحشتناک بدنی و غیر انسانی و استفاده از دستبند و پابند، به شیوههای قرون وسطایی و مطابق اصول بردهداری، بخشی از رنجنامههای ماست. یعنی جنسیت زنانه ما، آنقدر برای جمهوری ضد زن وحشت به همراه دارد که برای جا به جایی ما از محافظان متعدد، همراه در قل و زنجیر کردن دست و پاهایمان باید استفاده شود ؟
علیرغم این که در سیاه چالههای قرون وسطایی این افراد نگهداری میشویم، حتی برای رفتن به درمانگاه یا جابهجایی بین زندانها یا حضور در بیدادگاهها و حضور در سالن ملاقات که البته در بیشتر موارد ما در محرومیت از ملاقات به سر بردهایم، ما را مورد بازرسیهای بی شرمانه خود قرار میدهند. مگر در سیاه چالهها توسط دوربینها و ماموران سرکوبگر رصد نمیشویم؟
اینجانبان زینب جلالیان و سهیلا حجاب، جمهوری اسلامی را به رسمیت نمیشناسیم و هرگز از آنها تقاضای مرخصی، آزادی و عفو نکردهایم و نخواهیم کرد. چرا که فردی طلب بخشش و عفو میکند که مرتکب اشتباهی شده باشد . ما پژواک خواستهها، آرزوها، حقوق مدنی و شهروندی از دست رفته مردمان کشورمان بودهایم.
رژیم دیکتاتوریای که ۴۱ سال است مردم کشور ما و سرمایههای ملی و منابع طبیعی را به اشکال مختلف به نابودی کشانده، باید در پیشگاه مردم هم عذرخواهی کند و هم پاسخگوی تمام جنایات خود در دهه های مختلف باشد و هم در دادگاههای ملی محاکمه شود.
بعد از تحمل تمام رنجها و دردهایی که در سطور بالا به آن اشاره شد ما را به زندان شهر ری منتقل کردند تا به خیال خام خود ما را تنبیه کنند؛ چرا که زندان قرچک ورامین دارای بدترین وضعیّت در میان زندان های سراسر کشور است.
اما ای دیکتاتور آیا نمیدانی که دردها و رنجها انسانها را بزرگتر، متعالیتر، خودساختهتر و قویتر میکند؟! ما از این که در این زندان حبس می کِشیم ، اصلاً آزرده خاطر نبوده و نیستیم.
ما در این زندان با زنهایی آشنا شدیم که با اَشکال مختلف از سوء مدیریت جمهوری اسلامی در امور متفاوت رنج کشیده بودند. حضور ما در این مکان باعث شد ما پای صحبت کسانی بنشینیم که بتوانیم در جهت احقاق حقوق از دست رفته زنان، کوشاتر باشیم. ما باید پاسخگوی تاریخ باشیم. اگر میبینید که ما دست به اعتصاب غذا زدهایم (برای انتقال از این زندان)، فقط برای مطالبه حقوق انسانی ماست. این که به نسل حاضر و نسل های آینده بگوییم در هر وضعیتی که هستید، مطالبهگر حقوق خود باشند. به گفته یکی از بزرگان: “اگر در جامعه ای زنی روزنامه خواند و از سیاست حرف زد، به آینده آن کشور خوش بین باشید”.
جالب اینجاست که رئیس قوه قضائیه در سخنرانی مفصلی که از صداوسیمای میلی پخش کرد اعلام کرد که محل نگهداری زندانیان سیاسی باید جدا از جرایم عمومی باشد و با زندانیان سیاسی با احترام برخورد شود. اما این گفته ها فقط تبلیغات رسانه ای به همراه داشت. چرا که در عمل به هیچ شکل به آنچه که گفتند عمل نکردند.
محلی که در آن نگهداری می شویم، عملا تبدیل به کمپ معتادان شده! زنان آسیب دیده از اجتماع که ابتدا باید درمان شوند، سپس آموزش ببینند و در نهایت به آغوش اجتماع برگردند. تأسفبارتر این که اکثریت زندانیانی که به اینجا وارد می شوند ، تحت عنوان جرایم فساد و فحشا و روابط خارج از ازدواج هستند. این زنان به دلیل روابط متعدد، ناقل بیماریهای عفونی، هپاتیت، زگیل تناسلی و بسیاری بیماریهای دیگر هستند و متاسفانه سطح بهداشت زندان بسیار ضعیف و همچنین عدم رعایت حداقل بهداشت از سوی زندانیان، رنج مضاعفی به همراه دارد.
ضرب و شتم… معضل تجاوز در میان زنان زندانی و ضرب و شتم متعدد میان آنان با وسایل متعدد که برای زد و خورد ها استفاده میکنند، احساس امنیت جسمی و آرامش روحی ما را به مخاطره انداخته!
در اوج بیماری کرونا، اینجانب زینب جلالیان را از زندان خوی به زندان شهر ری منتقل کردند و نگهداری در میان بیماران مبتلا به کرونا موجب شد که من زینب جلالیان به کرونا مبتلا شوم و بدون هیچگونه رسیدگی، ریهام دچار آسیب شدید شود. هم اکنون هم در اتاقی نگهداری میشوم که تست کرونای افراد آن مثبت اعلام شده و بدون هیچگونه فاصله گذاری، بدون ماسک و مایع ضدعفونی و الکل، نفس و نفس با آ
نها زندگی میکنیم.
با توج
ّه به این که اینجانب سهیلا حجاب در اعتصاب غذا هستم، سیستم ایمنی بدنم ضعیف شده و مطابق گفتههای دکتر، خطر ابتلا به کرونا بدن اینجانب را تهدید میکند.
شرم بر جمهوری اسلامی که ما به خاطر ابتداییترین حقوق انسانی خود (یعنی بهداشت و مراقبت جسمانی)، دست به اعتصاب غذا زدهایم که از سیاهچال قرچک ورامین به سیاهچال اوین منتقل شویم.
این اعتصاب باید برای خواستههای بزرگ تری مانند آزادی اتفاق میافتاد، اما علیرغم تمام دردها و رنجها و شکنجهها، ما برای احقاق حقوق انسانی و مدنی مردمان خود ایستادهایم و همچنان برای احقاق حقوق انسانی و مدنی خود، همچنان سراپا ایستادهایم و باز هم خواهیم ایستاد. به قولی: “سیصد گل سرخ یک گل نصرانی، ما را ز سر بریده میترسانی؟، ما گر ز سر بریده میترسیدیم، در محفل عاشقان نمیرقصیدیم”.
پشت این میلهها، امید برای یک زندگی آزاد در وجود ما زبانه میکشد. “ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر میشوند”
سهیلا حجاب و زینب جلالیان/ ۳ تیرماه ۹۹/ زندان قرچک ورامین”.
طرح تشدید برخوردهای امنیتی و قضایی با اقلیتهای دینی در نخستین روزهای مجلس شورای اسلامی

“حسین احمدی نیاز” وکیل دادگستری میگوید تصویب طرح مقابله با «اهانت به ادیان و مذاهب اسلامی» سرکوب و مجازات نوکیشان مسیحی و یا افراد دیگر متعلق به ادیان و مذاهب غیررسمی را تسهیل میکند.
«محبت نیوز»- نمایندگان مجلس شورای اسلامی در واپسین روزهای اردیبهشت ۱۳۹۹ الحاق دو ماده به قانون مجازات اسلامی را به تصویب رساندند که طی آن به بهانه مقابله با «اهانت به ادیان و مذاهب اسلامی» فعالیت اقلیتهای دینی در ایران محدودتر خواهد شد.
محتوای این قوانین دست نهادهای امنیتی و قضایی را باز میگذارد تا به هر بهانهای شدت برخورد و مجازات با اقلیتهای دینی را بر اساس تفسیر اسلامی از «اهانت» شدت بخشند.
به طور خلاصه طبق این قوانین کسانیکه «در قالب فرقه، گروه، جمعیت یا مانند آن و استفاده از شیوههای کنترل ذهن و القائات روانی در فضای واقعی یا مجازی» فعالیت کنند مشمول مجازات میشوند.
همچنین «هرگونه فعالیت آموزشی و تبلیغی مغایر و یا مخل به شرع مقدس اسلام»، «تأمین مالی و یا هر نوع حمایت مادی از این گروهها»، «ارتباط با خارج از کشور برای دریافت حمایت مالی» مشمول مجازات و جریمه و زندان خواهد شد.
تاثیر اجرای چنین قانونی در برخورد با فعالان دینی و دگراندیشان عقیدتی و مذهبی از جمله مسیحیان روشن است. نوکیشان مسیحی در ایران با اتهاماتی چون اقدام علیه امنیت ملّی یا تبلیغ علیه نظام از طریق برگزاری کلیسای خانگی و ترویج مسیحیت روبرو بودند و در موارد متعدد با اتهام جاسوسی روبرو بودند با مواد تازهای که به قانون مجازات اسلامی اضافه شده به مراتب بیش از گذشته تحت فشار قرار خواهند گرفت.
طی این مصوبات برای «هرگونه فعالیت آموزشی و یا تبلیغی انحرافی مغایر با اسلام» و «استفاده از شیوههای کنترل ذهن و القائات روانی در فضای واقعی یا مجازی»، مجازاتهای زندان، شلاق و جریمه مالی تعیین شده است.
در همین ارتباط حسین احمدی نیاز وکیل دادگستری که سابقه زیادی در دفاع از زندانیان عقیدتی دارد به سازمان «ماده ۱۸» میگوید «تصویب این طرح سرکوب و مجازات نوکیشان مسیحی و یا افراد دیگر متعلق به ادیان و مذاهب غیررسمی را تسهیل میکند.»
او میگوید « تغییر دین مثلن به مسیحیت گرویدن، در قالب ارتداد تلقی میشد ولی متوجه شدند این تعداد زیاد را نمیتوانند متهم به ارتداد کنند و برایش حکم اعدام در نظر بگیرند. تاکنون خلأ قانونی وجود داشت و برای مثال ناصر نورد گل تپه ، نوکیش مسیحی که من وکیلش بودم، متهم به اقدام علیه امنیت ملی شد که هیچ ربطی به وی نداشت. این اقدام علیه امنیت ملی، عنوان عامی بود که به بسیاری برچسب میزدند؛ از افراد متعلق به اقلیتهای دینی مذهبی تا کسانی که با رسانههای خارجی مصاحبه میکردند یا نوع خاصی لباس میپوشیدند.»
وی میافزاید «تصویب این طرح برمیگردد به محدودیتهای شدیدی که جمهوری اسلامی در نظر دارد با استفاده از ابزار قانون و دادگاه و محکمههای خودش برای سرکوب نوکیشان مسیحی به اجرا بگذارد.»
این وکیل دادگستری میگوید «این قانون میبایست از شهروندان از جمله نوکیشان مسیحی و بهاییان در مقابل حکومت دفاع کند ولی در ایران مبدل به ابزاری برای توجیه برخورد خشونتآمیز حکومت با نوکیشان و سایر اقلیتهای غیررسمی در ایران شدهاست. میبینیم که بهاییان را از هستی ساقط کردند و یا نوکیشان را.»
وی میافزاید «همانطور که میدانید این نوکیشان حق داشتن کلیسای رسمی را ندارند و مجبورند در منازل مراسم مذهبی خود را برگزار کنند، با تصویب این طرح، حکومت هر نشست، بحث و جلسه را در قالبی درآورده و جرمانگاری کرده است.»
احمدی نیاز همچنین گفت « قانون که میبایست برای دفاع از شهروندان مقابل خلاف کاران و حکومت به کار آید، ابزاری در دست حکومت شده است و به کرات زمانی که دفاع از زندانیان عقیدتی از جمله سنیها و نوکیشان را برعهده داشتم، مشاهده کردم در عمل چگونه ستم به صورت قانونی اجرا میشود و میگویند طبق قانون عمل میکنیم.»
براساس تازهترین گزارشهای حقوق بشری حدود ۱۲۰ زندانی عقیدتی در زندانهای ایران بازداشت هستند.
سهیلا حجاب در اعتراض به نگهداری خود در زندان قرچک ورامین و عدم انتقال به زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده است.
سهیلا حجاب، زندانی سیاسی از روز سهشنبه ۲۷ خردادماه در اعتراض به نگهداری خود در زندان قرچک ورامین و عدم انتقال به زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده است. سهیلا حجاب در تاریخ ۳ خردادماه پس از مراجعه به دادگاه تجدیدنظر استان تهران توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل شد. در جریان این جلسه دادگاه به خانم حجاب گفته شد حکم دادگاه بدوی او عینا تایید شد.
سهیلا حجاب، روز شنبه ۳ خردادماه ۱۳۹۹، پس از مراجعه به شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی احمد زرگر توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت و جهت تحمل حبس به زندان قرچک ورامین منتقل شد.
سهیلا حجاب در تاریخ ۲۸ اسفند ۹۸ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه از بابت اتهاماتی ازجمله “تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی، تشویش اذعان عمومی به قصد آشوب و تشکیل گروه غیرقانونی” مجموعا به ۱۸ سال حبس تعزیری محکوم شد. با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس تعزیری برای وی قابل اجرا خواهد بود.
خانم حجاب پیشتر در تاریخ ۲۴ اسفندماه ۹۸ با تودیع قرار وثیقه ۳ میلیارد تومانی، به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شد.
سهیلا حجاب خردادماه ۹۸ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بند زنان زندان اوین منتقل شد. خانم حجاب مدتی پس از بازداشت به یکی از خانههای امن اطلاعات سپاه منتقل و مدتی بعد مجدداً به بند زنان زندان اوین بازگردانده شد.
این شهروند پیشتر نیز در دیماه ۹۷ در شیراز بازداشت و پس از طی مراحل دادرسی به ۲ سال حبس محکوم شده بود. وی پس از تحمل ۵ ماه حبس در زندان عادل آباد شیراز با اعمال عفو از زندان آزاد شد. با این حال وی ۱۰ روز پس از آزادی مجدداً توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت شد.
دلیل بازداشت وی توسط این نهاد امنیتی “هواداری از یکی از سازمانهای مخالف نظام” عنوان شده است.
آزادی چهار شهروند بهایی با تودیع قرار وثیقه
ناهید نعیمی، دیدار احمدی و بشری مصطفوی، سه شهروند بهایی ساکن شهرستان رفسنجان امروز سهشنبه ۲۷ خرداد با تودیع قرار وثیقه تا پایان مراحل دادرسی از زندان رفسنجان آزاد شدند. این شهروندان در تاریخ ۱۸ خرداد توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. ماموران در زمان بازداشت منازل این شهروندان را مورد بازرسی قرار داده و برخی از وسایل شخصی ازجمله تلفن همراه، کتابها و کامپیوترهای آنها را با خود بردند. در خبری دیگر محبوبه میثاقیان، شهروند بهایی ساکن یزد امروز سهشنبه ۲۷ خرداد با تودیع قرار وثیقه آزاد شد. خانم میثاقیان در تاریخ ۱۲ خرداد توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. ماموران در زمان بازداشت منزل خانم میثاقیان را مورد بازرسی قرار داده و برخی از وسایل شخصی وی را با خود بردند.

سهشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۹ ناهید نعیمی (میثاقیان)، دیدار احمدی (نعیمی)، بشری مصطفوی (نعیمی)، سه شهروند بهایی ساکن شهرستان رفسنجان امروز سهشنبه ۲۷ خرداد با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان رفسنجان آزاد شدند.
این شهروندان در تاریخ ۱۸ خرداد توسط نیروهای امنیتی توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند. ماموران در زمان بازداشت منازل این شهروندان را مورد بازرسی قرار داده و برخی از وسایل شخصی آنها ازجمله تلفن همراه، کتابها و کامپیوتر را با خود بردند.
در خبری دیگر محبوبه میثاقیان (دهقان)، شهروند بهایی ساکن یزد امروز سهشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۹ با تودیع قرار وثیقه آزاد شد.
خانم میثاقیان در تاریخ ۱۲ خرداد ۹۹ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
ماموران که خود را از وزارت اطلاعات معرفی کردهاند ساعت ۱۰ صبح روز دوشنبه به خانه خانم میثاقیان مراجعه کرده و ضمن بازداشت وی به تفتیش منزل او پرداختند. در جریان این بازرسی شماری از وسایل شخصی محبوبه میثاقیان نیز ضبط و برده شده است.
شهروندان بهایی در ایران از آزادیهای مرتبط به باورهای دینی محروم هستند، این محرومیت سیستماتیک در حالی است که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد.
بر اساس منابع غیررسمی در ایران بیش از سیصد هزار نفر بهایی وجود دارد اما قانون اساسی ایران فقط اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی گری را به رسمیت شناخته و مذهب بهاییان را به رسمیت نمیشناسد. به همین دلیل طی سالیان گذشته همواره حقوق بهائیان در ایران به صورت سیستماتیک نقض شده است.
رفسنجان از شهرهای استان کرمان و سومین شهر از لحاظ جمعیت در این استان است.
ایلام؛ بازداشت تعدادی از شهروندان به دلیل عضویت در یک فرقه
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از مهر، روابط عمومی سپاه پاسداران از بازداشت تعدادی از شهروندان در استان ایلام خبر داد.
اطلاعات سپاه این افراد را «اعضای فرقه ضاله» عنوان کرده و مدعی شده است: «این افراد مبادرت به تبلیغات در فضای حقیقی و مجازی و برپایی تجمعات در یکی از شهرستان های استان می کردند».
روابط عمومی اطلاعات سپاه همچنین مدعی شده است که این شهروندان “اقدماتی همچون شعارنویسی، پخش تراکت و توهین به مقدسات” انجام میدادند.
لازم به ذکر است که در این گزارش به تعداد و هویت افراد بازداشت شده اشاره ای نشده است.
برنامه ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر با انتشار بیانیه ای نسبت به بازداشت پیام درفشان و صدور حکم حبس علیه وی و فرخ فروزان واکنش نشان داد.
برنامه ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر با انتشار بیانیه ای نسبت به بازداشت پیام درفشان و صدور حکم حبس علیه وی و فرخ فروزان واکنش نشان داد.
در بخشی از این بیانیه عنوان شده :«به نظر میرسد این آزار برای مجازات فعالیتهای بهحق حقوق بشری آنهاست. برنامهی نظارت از دولتمردان ایران میخواهد فوری و بدون قید و شرط دربارهی وضعیت و محل بازداشت آقای پیام درفشان اطلاع بدهند.»
لازم به ذکر است که روز دوشنبه ۱۹ خردادماه ۹۹، پیام درفشان، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، با حکم دادسرای امنیت بازداشت شده بود.
دادگاه تجدیدنظر؛ مهرداد موسوی خولنجانی شهروند بهایی به حبس محکوم شد
دادگاه تجدیدنظر؛ مهرداد موسوی خولنجانی شهروند بهایی به حبس محکوم شد
خبرگزاری هرانا – دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان مهرداد موسوی، شهروند بهایی ساکن شاهین شهر را به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم کرد. آقای موسوی پیشتر در مرحله بدوی توسط شعبه ۱۰۳ دادگاه شاهین شهر به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان مهرداد موسوی خولنجانی، شهروند بهایی ساکن شاهین شهر را به حبس محکوم کرد.
براساس این حکم که توسط شعبه ۸ دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان به ریاست قاضی سیدجواد منصوری و مستشاری محمد محمدی کمال آبادی در تاریخ ۲۱ خردادماه ۹۹ صادر و ابلاغ شده است. آقای موسوی از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده است.
منزل آقای موسوی شهریورماه ۹۷ توسط ماموران اداره اطلاعات شهرستان شاهین شهر مورد تفتیش قرار گرفت. ماموران در جریان بازرسی شماری از وسایل شخصی وی ازجمله کتب و جزوات مرتبط با آیین بهایی، مدارک شناسایی، جواز کسب، مدارک دانشگاهی، کامپیوتر، لپ تاپ، تلفن همراه و برخی دیگر از وسایل الکترونیکی را ضبط کرده و با خود بردند. این شهروند بهایی در تاریخ ۶ آذرماه پس از احضار به دادستانی شاهین شهر بازداشت و به زندان دستگرد اصفهان منتقل شد.
شهروندان بهایی در ایران از آزادیهای مرتبط به باورهای دینی محروم هستند، این محرومیت سیستماتیک در حالی است که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد.
بر اساس منابع غیررسمی در ایران بیش از سیصد هزار نفر بهایی وجود دارد اما قانون اساسی ایران فقط اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی گری را به رسمیت شناخته و مذهب بهاییان را به رسمیت نمیشناسد. به همین دلیل طی سالیان گذشته همواره حقوق بهائیان در ایران به صورت سیستماتیک نقض شده است.
پدر هدایت عبداللهپور، زندانی سیاسی: دستکم جسد یا مکان دفن فرزندم را نشان دهید
مقامهای قضایی ارومیه ۲۱ خرداد به پدر هدایت عبداللهپور اعلام کردند که فرزندش اعدام شده است. با این حال، تا کنون نه خبر اعدام به طور رسمی به وکلای هدایت اعلام شده، نه جسد او را به خانواده تحویل دادهاند و نه محل دفن احتمالی این زندانی سیاسی اعلام شده است.
ابوبکر عبدالله پور در بخشی از این فایل صوتی میگوید: «از اینها که به خودشان میگویند جمهوری اسلامی، میخواهم که اسلام جای خودش، به انسانیت عمل کنند. اگر واقعا بچه مرا اعدام کردهاند، جای قبرش را، جنازهاش را به زنش، به مادرش و فرزندان خردسالش بگویید… آقای رئیسی، من به جای تو خجالت میکشم. خجالت بکش. اگر بچه مرا اعدام کردید، عرضه داشته باش و جنازهاش را نشان بده.»
