سهیلا حجاب و زینب جلالیان/ ۳ تیرماه ۹۹/ زندان قرچک ورامین”.

” ما زنده به آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما، عدم ماست

ما زندانیان سال‌هاست که در زندان‌های جمهوری وحشت، جمهوری ترور، جمهوری فقر که از حقوق انسانی برخوردار نبوده و در بیدادگاه‌های جمهوری اسلامی و بدون داشتن وکیل محاکمه ناعادلانه شدیم. انواع شکنجه های جسمی و روحی را متحمل شدیم. از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود هرگز برخوردار نبودیم. حکومت ستمگر، بارها و بارها تحت عناوین مختلف، با توسل به دروغ و فریب و ریا، تحت عنوان جلسه بازپرسی، جلسه دادگاهی، ما را از زندان خارج و ماه‌های متوالی در خانه‌های امن، مورد بازجویی‌های خشن (همراه با شکنجه، توهین و اهانت) قرار داد.

بازرسی‌های وحشتناک بدنی و غیر انسانی و استفاده از دستبند و پابند، به شیوه‌های قرون وسطایی و مطابق اصول برده‌داری، بخشی از رنجنامه‌های ماست. یعنی جنسیت زنانه ما، آنقدر برای جمهوری ضد زن وحشت به همراه دارد که برای جا به جایی ما از محافظان متعدد، همراه در قل و زنجیر کردن دست و پاهایمان باید استفاده شود ؟

علیرغم این که در سیاه چاله‌های قرون وسطایی این افراد نگهداری می‌شویم، حتی برای رفتن به درمانگاه یا جابه‌جایی بین زندان‌ها یا حضور در بیدادگاه‌ها و حضور در سالن ملاقات که البته در بیشتر موارد ما در محرومیت از ملاقات به سر برده‌ایم، ما را مورد بازرسی‌های بی شرمانه خود قرار می‌دهند. مگر در سیاه چاله‌ها توسط دوربین‌ها و ماموران سرکوبگر رصد نمی‌شویم؟

اینجانبان زینب جلالیان و سهیلا حجاب، جمهوری اسلامی را به رسمیت نمی‌شناسیم و هرگز از آنها تقاضای مرخصی، آزادی و عفو نکرده‌ایم و نخواهیم کرد. چرا که فردی طلب بخشش و عفو می‌کند که مرتکب اشتباهی شده باشد . ما پژواک خواسته‌ها، آرزوها، حقوق مدنی و شهروندی از دست رفته مردمان کشورمان بوده‌ایم.

رژیم دیکتاتوری‌ای که ۴۱ سال است مردم کشور ما و سرمایه‌های ملی و منابع طبیعی را به اشکال مختلف به نابودی کشانده، باید در پیشگاه مردم هم عذرخواهی کند و هم پاسخگوی تمام جنایات خود در دهه های مختلف باشد و هم در دادگاه‌های ملی محاکمه شود.

بعد از تحمل تمام رنج‌ها و دردهایی که در سطور بالا به آن اشاره شد ما را به زندان شهر ری منتقل کردند تا به خیال خام خود ما را تنبیه کنند؛ چرا که زندان قرچک ورامین دارای بدترین وضعیّت در میان زندان های سراسر کشور است.

اما ای دیکتاتور آیا نمی‌دانی که دردها و رنج‌ها انسان‌ها را بزرگ‌تر، متعالی‌تر، خودساخته‌تر و قوی‌تر می‌کند؟! ما از این که در این زندان حبس می کِشیم ، اصلاً آزرده خاطر نبوده و نیستیم.

ما در این زندان با زن‌هایی آشنا شدیم که با اَشکال مختلف از سوء مدیریت جمهوری اسلامی در امور متفاوت رنج کشیده بودند. حضور ما در این مکان باعث شد ما پای صحبت کسانی بنشینیم که بتوانیم در جهت احقاق حقوق از دست رفته زنان، کوشاتر باشیم. ما باید پاسخگوی تاریخ باشیم. اگر می‌بینید که ما دست به اعتصاب غذا زده‌ایم (برای انتقال از این زندان)، فقط برای مطالبه حقوق انسانی ماست. این که به نسل حاضر و نسل های آینده بگوییم در هر وضعیتی که هستید، مطالبه‌گر حقوق خود باشند. به گفته یکی از بزرگان: “اگر در جامعه ای زنی روزنامه خواند و از سیاست حرف زد، به آینده آن کشور خوش بین باشید”.

جالب این‌جاست که رئیس قوه قضائیه در سخنرانی مفصلی که از صداوسیمای میلی پخش کرد اعلام کرد که محل نگهداری زندانیان سیاسی باید جدا از جرایم عمومی باشد و با زندانیان سیاسی با احترام برخورد شود. اما این گفته ها فقط تبلیغات رسانه ای به همراه داشت. چرا که در عمل به هیچ شکل به آنچه که گفتند عمل نکردند.

محلی که در آن نگهداری می شویم، عملا تبدیل به کمپ معتادان شده! زنان آسیب دیده از اجتماع که ابتدا باید درمان شوند، سپس آموزش ببینند و در نهایت به آغوش اجتماع برگردند. تأسف‌بارتر این که اکثریت زندانیانی که به اینجا وارد می شوند ، تحت عنوان جرایم فساد و فحشا و روابط خارج از ازدواج هستند. این زنان به دلیل روابط متعدد، ناقل بیماری‌های عفونی، هپاتیت، زگیل تناسلی و بسیاری بیماری‌های دیگر هستند و متاسفانه سطح بهداشت زندان بسیار ضعیف و همچنین عدم رعایت حداقل بهداشت از سوی زندانیان، رنج مضاعفی به همراه دارد.

ضرب و شتم… معضل تجاوز در میان زنان زندانی و ضرب و شتم متعدد میان آنان با وسایل متعدد که برای زد و خورد ها استفاده می‌کنند، احساس امنیت جسمی و آرامش روحی ما را به مخاطره انداخته!

در اوج بیماری کرونا، اینجانب زینب جلالیان را از زندان خوی به زندان شهر ری منتقل کردند و نگهداری در میان بیماران مبتلا به کرونا موجب شد که من زینب جلالیان به کرونا مبتلا شوم و بدون هیچگونه رسیدگی، ریه‌ام دچار آسیب شدید شود. هم اکنون هم در اتاقی نگهداری می‌شوم که تست کرونای افراد آن مثبت اعلام شده و بدون هیچگونه فاصله گذاری، بدون ماسک و مایع ضدعفونی و الکل، نفس و نفس با آ

ن‌ها زندگی می‌کنیم.

با توج

ّه به این که اینجانب سهیلا حجاب در اعتصاب غذا هستم، سیستم ایمنی بدنم ضعیف شده و مطابق گفته‌های دکتر، خطر ابتلا به کرونا بدن اینجانب را تهدید می‌کند.

شرم بر جمهوری اسلامی که ما به خاطر ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود (یعنی بهداشت و مراقبت جسمانی)، دست به اعتصاب غذا زده‌ایم که از سیاه‌چال قرچک ورامین به سیاه‌چال اوین منتقل شویم.

این اعتصاب باید برای خواسته‌های بزرگ تری مانند آزادی اتفاق می‌افتاد، اما علیرغم تمام دردها و رنج‌ها و شکنجه‌ها، ما برای احقاق حقوق انسانی و مدنی مردمان خود ایستاده‌ایم و همچنان برای احقاق حقوق انسانی و مدنی خود، همچنان سراپا ایستاده‌ایم و باز هم خواهیم ایستاد. به قولی: “سیصد گل سرخ یک گل نصرانی، ما را ز سر بریده می‌ترسانی؟، ما گر ز سر بریده می‌ترسیدیم، در محفل عاشقان نمی‌رقصیدیم”.

پشت این میله‌ها، امید برای یک زندگی آزاد در وجود ما زبانه می‌کشد. “ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر می‌شوند”

سهیلا حجاب و زینب جلالیان/ ۳ تیرماه ۹۹/ زندان قرچک ورامین”.

مقاله اپیدمی جهانی زامبی گری نوشته دکتر محمد علی طاهری

به نام خدا با سلام و نثار دعای خیر گفته شد اپیدمی کرونا و لجام گسیختگی ویروس ھا که مدت ھاست آغاز شده، انتظار می رود انواع ھوشمند تر آن نیز در آینده ای نه چندان دور به میدان بیایند. این ویروس ھا به نوعی مھار انسان را خواھند کشید تا زمین، این کره استثنایی در کیھان) از بین صدھا سیاره شناخته شده و میلیون ھا سیاره ناشناخته دیگر (، از دست انسان و بلند پروازی ھایش نجات پیدا کند. موضوع ویروس ھا و قابلیت کپی سازی ھای متنوع ھوشمندانه آن ھا موضوعی است که به تدریج بر انسان آشکار خواھد شد. با معلوم شدن حکمت زندگی این موجودات در جھت حفظ زمین، بیشتر به فلسفه طراحی چنین موجوداتی در اکوسیستم پی خواھیم برد) در مورد رشد انواع این قابلیت ھا در کپی سازی بازھم صحبت خواھیم کرد(. اما از آنجا که این اپیدمی ھا تنھا خطر پیش رو نیست و انسان در برھه حساس و در نقطه عطفی در مسیر حیات خود قرار دارد؛ لازم است تصمیماتی اساسی را برای خود و آینده اش بگیرد. ھمچنین باید دور نمایی درستی از آن چه که با آن مواجه خواھد شد، در اختیار داشته باشد. ھرچند که این دورنما به ھیچ وجه خوشایند نیست، ولی بھتر است تا نسبت به آن آگاھی داشته باشد. در اینجا راه حل اساسی در خود فریبی و فرار از حقیقت نیست. حقیقتی که مدتھاست واقعیاتی از آن را به چشم خود در سرتاسر دنیا می بیند. واقعیتی که خبر از اپیدمی دیگری را می دھد. یک اپیدمی ذھنی که برای بشر و بشریت به مراتب مھلک تر از کروناست و می توان آن را اولین تجربه اپیدمی ذھنی برای بشر قلمداد کرد. این پدیده که سطوح بسیار مقدماتی و خفیف آن مدتھاست در جوامع بشری شروع شده، به طرز فاجعه آمیز و خفت باری بشر را تھدید می کند که نه تنھا جانھا را به خطر می اندازد؛ بلکه ارزش انسان بودن را به طرز وحشتناکی نشانه می رود) ھرچند که اکنون ممکن است وقوع چنین پدیده ای بسیار غیر واقعی و نامحتمل به نظر بیاید (. اشاره به این موضوع فقط به منظور کسب آمادگی در مواجه و پیشگیری از آن است) ھرچند که پیشگیری کامل امکان ناپذیر است (. این معضل پیش رو، را می توان اپیدمی جھانی ذھنی بیخودی گری)زامبی گری( نامگذاری نمود) نام زامبی اشاره به داستانی تخیلی است که در آن مردگان در این دنیا زنده شده و از قبرھا بیرون می آیند اپیدمی بزرگی که انسان را در آینده به شدت تھدید می کند، اپیدمی ذھنی»بیخود از خود شدن) زامبی گری(« انسان است که در آن صورت افراد مبتلا، کنترل و احاطه ای بر اعمال و رفتار خود ندارند و دست به ارتکاب جنایات و اعمال عجیب و غریبی می زنند که به ھیچ عنوان توجیه عقلانی و منطقی ندارد. در این پدیده حتی خود فرد نیز از علت و چگونگی ارتکاب این جنایات آگاه نبوده و به صورتی بی اراده اقدام به ارتکاب اقدامات غیر عادی می نماید و از چگونگی آن نیز بی اطلاع است. چنین جرایم جنایت باری چندین مشخصه ویژه دارد که نسبت به ارتکاب ھمه جرایم در گذشته کامل متفاوت است. از جمله مھمترین این تفاوت ھا عبارتند از: خارج بودن از اختیار فرد مبتلا، بی ارادگی و از خود بیخودی به ھنگام ابتلا تمایل ناخودآگاه به ارتکاب جنایت عدم شناخت خود و دیگران به ھنگام ابتلا ) حتی نزدیکان و اعضای خانواده( آنی بودن بروز این ابتلا) فرد به صورت ناگھانی دچار این بیماری ذھنی می شود ( کور و بی ھدف بودن اقدام فرد و عدم انتخاب نسبت به موضوع، زمان ارتکاب و… عدم وابستگی فرد به ھر نوع جریان و گروه خاصی که تصور شود اقدام او ناشی از تاثیر آن جریان بوده است) مگر بر حسب اتفاق(. عدم وابستگی فرد به کسب منافع مالی و مادیات که انگیزه ای برای ارتکاب بیخودگری) زامبی گری( محسوب شود. عدم تعلق به ھر نوع طبقه اجتماعی و صنفی خاص عدم وجود ھرگونه ترسی در اقدام به بیخودی گری) زامبی گری( حتی ترس از جان) زیرا ھمه این افراد به ھنگام ارتکاب جرم برای نجات جان دیگران به اجبار کشته خواھند شد(. ارتکاب به طور 10- عدم برنامه ریزی فرد مبتلا از قبل برای ارتکاب اقدامات مجرمانه ) از قبیل طراحی برای ارتکاب جرم، تھیه سلاح و…) 11- عدم اطلاع فرد مبتلا از قبل در مورد ابتلا به بیماری ذھنی»بیخودی«)به عبارت دیگر ھیچ کس خبر ندارد که به بیماری ذھنی بیخودی)زامبی ( مبتلا خواھد شد. بنابراین ترس و وحشتی بی سابقه بر جوامع بشری حکمفرما می شود). 12- عدم اطلاع فرد مبتلا از آن چه را که به ھنگام بیخودی) زامبی گری( انجام می دھد)عدم وجود طرح و نقشه و برنامه قبلی( و یا عدم اطلاع از کم و کیف موضوع بعد از ارتکاب آن چه را که انجام داده است) اگر بر فرض زنده بماند و کشته نشود. زیرا ھمه مجبور خواھند شد که برای حفظ جان خود در مقابل چنین پدیده ای، مسلح باشند(. 13- عدم مصونیت ھیچکس از قربانی شدن توسط فرد مبتلا. بواسطه این که در لحظه ابتلا فرد مبتلا به بیماری ذھنی بیخودی) زامبی گری(حتی خانواده و نزدیکان خود را ھم نمی شناسد. 14- عدم امکان نجات فرد مبتلا به طرق رایج درمانی مانند روانپزشکی، روانکاوی و… 15- عدم ارتباط و وابسته بودن ابتلا به زامبی گری به سوء پیشینه ابتلا به این بیماری ذھنی با سوء پیشینه خاص و جنایی اکثریت غریب به اتفاق مبتلایان) در صورتی ھم که فرد مبتلا سوء سابقه داشته باشد، صرفا اتفاقی است و ارتباطی به این پیشینه ندارد 16- عدم امکان شناسایی افراد مستعد به ابتلا به این بیماری ذھنی از قبل. زیرا معمولا زمانی فرد شناخته میشود که اقدام به انجام اقدامات مجرمانه جنایی خارج از اراده خود نموده و در این صورت دیگر چیزی نمیتواند او را متوقف کند و…

17- … نکته : به فیلم سینمایی سلیمان نبی)ع(، اشخاصی که دچار چنین حالتی می شدند، مراجعه شود اما انواع سطح پایین تری از این اپیدمی ذھنی که البته قابل قیاس با نوع پیشرفته آن نیست مدت ھاست که وجود دارد. در این سطح ابتدایی از بروز این مشکل ذھنی احساس می کنیم که افراد دیگر خودشان نیستند و انگار که با یک جسم بی جان طرف ھستیم. حالت چشم این افراد تغییر می کند و ثبات شخصیتی خود را از دست می دھند)این ورژن ھا بسیار خفیف تر از ورژن ھای پیشرفته ھستند و ھمه مشخصه ھای ذکرشده پیش گفته را ندارند (. در این سطح مقدماتی)ورژن ھای ابتدایی( این پدیده ذھنی سالھاست که در گوشه و کنار دنیا شاھد ارتکاب جنایاتی کور بدون آنکه اھداف خاصی را دنبال کند، از سوی مبتلایان ھستیم. ھر روز نیز باید انتظار افزایش تعداد ارتکاب این موارد و شاھد بروز رخدادھای حیرت انگیز تاسف باری از این دست را داشت. به طوری که به زودی این پدیده حتی به ھمین صورت ابتدایی خود، دنیا را با یک معضل بزرگ مواجه خواھد نمود و باعث می شود تا زنگ خطر برای بشریت به صدا در آید. اما ھمانطور که گفته شد، خطر اصلی ھنگامی است که سطوح بالاتر ورژن ھای بالاتر این بیماری ذھنی تظاھر پیدا کند اما قبل از اینکه راجع به علل پشت صحنه ابتلا به بیماری ذھنی بیخودی گری)زامبی گری( صحبت شود؛ مایلم ابتدا گذری به نحوه پیشگیریی بسیار کلی آن بنمایم) البته بررسی و تشریح موضوع بسیار مفصل تر از این حرف ھاست(. معرفت گرایی تنھا راه نجات بشریت انسان به خودی خود موجودی است که با وجود»معرفت« معنا و مفھوم پیدا می کند. او موجودی نیست که مانند سایر جانداران صرفا بر اساس غریزه زندگی کند. جدایی از »معرفت و معنویت« برای انسان سرنوشتی دیگر را رقم می زند که در مورد سایر موجودات تفاوتی فاحش دارد. بنابراین ضمن تبریک فرارسیدن ماه مبارک رمضان که فرصتی برای بازگشت به معنویت و کاستن از آلودگی ھای جسم، ذھن و روان می باشد؛ با تاکید براین که»معرفت گرایی« تنھا راه نجات بشریت است و می تواند بسیاری از مشکلات پیش روی انسان را اگر چه نتواند به طور کامل پیشگیری کند، ولی به طور قطع می تواند کاھش دھد. از اینرو باز ھم توصیه می شود تا با ھستی آشتی کنیم و با آن ھمراه شویم و نه تنھا زمین را وطن خود بدانیم، بلکھ بدانیم که کیھان و ھمه ھستی وطن ماست)اینتریونیورسالیسم(. امروز زمین ما را رد نموده و مردود دانسته است. اما وای از روزی که ھستی ما را نخواھد و شرم از وجود انسان، ھمه کاینات را از ھمراھی با ما باز دارد. امروز شاھد ھستیم که جسم انسان مورد حمله قرار گرفته ، اما فردا ذھن انسان تحت حمله قرار خواھد گرفت و اتفاقاتی خواھد افتاد که انسانی را که قرار بوده اشرف مخلوقات باشد، تبدیل به اسفل مخلوقات نماید) البته در نھایت طرح الھی شکست نخواھد خورد (. این پیچیده شدن مسیر، باعث سخت تر شدن راه و جا ماندن مدعیان دروغین کمال شده و ھمه رویاھای شیرین انسان ھای خود خواه و مغرور را بر باد خواھد داد. پس تا فرصتی باقی است به فلسفه خلقت خود بیندیشیم و بدانیم که چنین خلقتی بی نھایت ھوشمندانه است و مسیر آن نیز بسیار مھندسی و با طرح و برنامه حساب شده ای به پیش می رود. لازم است تا ھویت اصلی خود را پیدا نموده و جایگاه خود را در ھستی یافته و درک کنیم. در اینصورت با تن واحده خود در ھستی به وحدت خواھیم رسید و با ھمسویی)ھم فازی( با ذھن کل تر کیھان نسبت به بروز مشکلات پیش روی که ذھن انسان را نشانه رفته ، پیشگیری کرده و از مصونیت بیشتری برخوردار شد) با ھمسویی ذھن انسان با ذھن کل ھستی، انسان قادر به درک جایگاه خود در خلقت خواھد شد ( و در آن صورت میتواند روزگار بھتری در انتظار انسان باشد. به امید خدا ادامه دارد…

با آرزوی توفیق الھی محمد علی طاھری 1399/2/6 تورنتو: 25/آوریل/2020 –

بهنام محجوبی، درویش گنابادی جهت تحمل حبس احضار شد / سند

بهنام محجوبی، درویش گنابادی طی احضاریه ای جهت اجرای حکم ۲ سال حبس تعزیری به شعبه ۱ واحد اجرای احکام دادسرای اوین احضار شد. آقای محجوبی پیشتر توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به تحمل ۲ سال حبس تعزیری و دو سال ممنوعیت از عضویت در احزاب، گروه ها و دسته جات سیاسی یا اجتماعی محکوم شده است.

ماده ۱۸ اعلامیه جهانی #حقوق_بشر به
حق آزادی عقیده اشاره دارد.

دادگاه تجدیدنظر؛ مهرداد موسوی خولنجانی شهروند بهایی به حبس محکوم شد

دادگاه تجدیدنظر؛ مهرداد موسوی خولنجانی شهروند بهایی به حبس محکوم شد

خبرگزاری هرانا – دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان مهرداد موسوی، شهروند بهایی ساکن شاهین شهر را به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم کرد. آقای موسوی پیشتر در مرحله بدوی توسط شعبه ۱۰۳ دادگاه شاهین شهر به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان مهرداد موسوی خولنجانی، شهروند بهایی ساکن شاهین شهر را به حبس محکوم کرد.

براساس این حکم که توسط شعبه ۸ دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان به ریاست قاضی سیدجواد منصوری و مستشاری محمد محمدی کمال آبادی در تاریخ ۲۱ خردادماه ۹۹ صادر و ابلاغ شده است. آقای موسوی از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده است.

منزل آقای موسوی شهریورماه ۹۷ توسط ماموران اداره اطلاعات شهرستان شاهین شهر مورد تفتیش قرار گرفت. ماموران در جریان بازرسی شماری از وسایل شخصی وی ازجمله کتب و جزوات مرتبط با آیین بهایی، مدارک شناسایی، جواز کسب، مدارک دانشگاهی، کامپیوتر، لپ تاپ، تلفن همراه و برخی دیگر از وسایل الکترونیکی را ضبط کرده و با خود بردند. این شهروند بهایی در تاریخ ۶ آذرماه پس از احضار به دادستانی شاهین شهر بازداشت و به زندان دستگرد اصفهان منتقل شد.

شهروندان بهایی در ایران از آزادی‌های مرتبط به باورهای دینی محروم هستند، این محرومیت سیستماتیک در حالی است که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد.
بر اساس منابع غیررسمی در ایران بیش از سیصد هزار نفر بهایی وجود دارد اما قانون اساسی ایران فقط اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی گری را به رسمیت شناخته و مذهب بهاییان را به رسمیت نمی‌شناسد. به همین دلیل طی سالیان گذشته همواره حقوق بهائیان در ایران به صورت سیستماتیک نقض شده است.

پدر هدایت عبدالله‌پور، زندانی سیاسی: دست‌کم جسد یا مکان دفن فرزندم را نشان دهید

مقام‌های قضایی ارومیه ۲۱ خرداد به پدر هدایت عبدالله‌پور اعلام کردند که فرزندش اعدام شده است. با این حال، تا کنون نه خبر اعدام به طور رسمی به وکلای هدایت اعلام شده، نه جسد او را به خانواده تحویل داده‌اند و نه محل دفن احتمالی این زندانی سیاسی اعلام شده است.

ابوبکر عبدالله پور در بخشی از این فایل صوتی می‌گوید: «از اینها که به خودشان می‌گویند جمهوری اسلامی، می‌خواهم که اسلام جای خودش، به انسانیت عمل کنند. اگر واقعا بچه مرا اعدام کرده‌اند، جای قبرش را، جنازه‌اش را به زنش، به مادرش و فرزندان خردسالش بگویید… آقای رئیسی، من به جای تو خجالت می‌کشم. خجالت بکش. اگر بچه‌ مرا اعدام کردید، عرضه داشته باش و جنازه‌اش را نشان بده.»

عفو بین‌الملل خواستار توضیح مقامات جمهوری اسلامی در خصوص اعدام مخفیانه هدایت عبدالله‌پور شد

سازمان عفو بین‌الملل امروز ۱۱ جون ۲۰۲۰ با انتشار یک بیانیه از مقام‌ها و مسئولان ایرانی خواست که فوراً حقایق مربوط به سرنوشت و محل نگهداری هدایت عبدالله‌پور را افشا کنند و در صورت اعدام شدن این زندانی سیاسی باید جنازه‌اش تحویل خانواده‌اش شده و تحقیقات مستقلی درباره «جزئیات اعدام غیرقانونی» او انجام شود.

رئیس مرکز اجرای احکام در ارومیه ۲۱ خرداد به خانواده‌ی آقای عبدالله‌پور اعلام کرده که این زندانی ۳ هفته پیش اعدام شده اما نمیتواند اطلاعات بیشتری در این زمینه در اختیارشان بگذارد.

معاون بخش خاورمیانه عفو بین‌الملل گفت: «بازی بی‌رحمانه‌ مقامهای جمهوری اسلامی با خانواده‌ هدایت عبدالله‌پور گواه دیگری است بر این که آن‌ها ارزشی برای جان و کرامت انسان‌ها قائل نیستند.»

این زندانی سیاسی به دنبال یک محاکمه‎ ناعادلانه در سال ۹۶ به اعدام محکوم شد. او ۲۰ اردیبهشت ۹۹ از زندان مرکزی ارومیه به محل نامعلومی منتقل شده و از آن زمان، اعضای خانواده و وکلای این زندانی مضطربانه برای کسب اطلاع از سرنوشت او تلاش کرده‌اند.

برگزاری جلسه رسیدگی به اتهامات ۲۶ شهروند بهایی در دادگاه انقلاب شیراز

برگزاری جلسه رسیدگی به اتهامات ۲۶ شهروند بهایی در دادگاه انقلاب شیراز

به نقل از خبرگزاری هرانا جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات پریسا روحی زادگان، اسماعیل روستا، بهاره نوروزی، بهنام عزیزپور، ثمره آشنایی، رامین شیروانی، رضوان یزدانی، سروش ایقانی صغادی، سعید حسنی، شادی صادق اقدم، شمیم اخلاقی، صهبا فرح بخش، صهبا مصلحی، عهدیه عنایتی، فربد شادمان، فرزاد شادمان، لالا صالحی، مژگان غلام پور سعدی، مرجان غلام پور، مریم اسلامی مهدی آبادی، مهیار سفیدی میاندوآب، نبیل تهذیب، نسیم کاشانی نژاد، نوشین زنهاری، ورقا کاویانی و یکتا فهندژ سعدی ۲۶ تن از شهروندان بهایی ساکن شیراز امروز دوشنبه ۲۶ خرداد در دادگاه انقلاب شیراز برگزار شد. جلسه دادگاه این شهروندان در حالی برگزار شد که بنا به بیانیه اخیر جامعه جهانی بهایی در سازمان ملل یک مقام قضایی در دادگاهی در شیراز تهدید به ریشه کن کردن جامعه بهاییان شیراز کرده است.

یک منبع مطلع از وضعیت این شهروندان بهایی در خصوص این جلسه دادگاه به هرانا گفت: «صبح امروز جلسه دادگاه برگزار شد و حدود سه ساعت طول کشید. در جریان این جلسه وکلای متهمان ایراداتی را در پرونده به قاضی گوشزد کردند. نهایتا قاضی هم گفته پرونده باید برای بررسی بیشتر مجددا به دادسرا برگردد.»

این شهروندان بهایی پیشتر طی احضاریه‌ای به دادگاه انقلاب شیراز احضار شدند. براساس این ابلاغیه که در تاریخ ۱۹ خردادماه صادر و ابلاغ شد، پریسا روحی زادگان، اسماعیل روستا، بهاره نوروزی، بهنام عزیزپور، ثمره آشنایی، رامین شیروانی، رضوان یزدانی، سروش ایقانی صغادی، سعید حسنی، شادی صادق اقدم، شمیم اخلاقی، صهبا فرح بخش، صهبا مصلحی، عهدیه عنایتی، فربد شادمان، فرزاد شادمان، لالا صالحی، مژگان غلام پور سعدی، مرجان غلام پور، مریم اسلامی مهدی آبادی، مهیار سفیدی میاندوآب، نبیل تهذیب، نسیم کاشانی نژاد، نوشین زنهاری، ورقا کاویانی و یکتا فهندژ سعدی به شعبه ۱ دادگاه انقلاب شیراز به ریاست قاضی سیدمحمود ساداتی احضار شدند.

مطابق با این احضاریه اتهامات مطروحه علیه این شهروندان “تبلیغ علیه نظام و به نفع گروه های معاند نظام، اداره کردن گروه های معاند نظام، عضویت در گروه های مذکور و فعالیت تبلیغی و همکاری با دول متخاصم و ارتباط با دول متخاصم جمهوری اسلامی و استکبار جهانی از طریق پیاده کردن برنامه‌های آنان در قالب تشکیلات بهاییت در ایران” عنوان شده است.

شهروندان بهایی در ایران از آزادی‌های مرتبط به باورهای دینی محروم هستند، این محرومیت سیستماتیک در حالی است که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد.
بر اساس منابع غیررسمی در ایران بیش از سیصد هزار نفر بهایی وجود دارد اما قانون اساسی ایران فقط اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی گری را به رسمیت شناخته و مذهب بهاییان را به رسمیت نمی‌شناسد. به همین دلیل طی سالیان گذشته همواره حقوق بهائیان در ایران به صورت سیستماتیک نقض شده است.

گزارشی از آخرین وضعیت ۷ درویش گنابادی در زندان های سراسر کشور

محمد شریفی مقدم، کیانوش عباس زاده، مصطفی عبدی، کسری نوری، وحید خموشی و امین صفاری شش تن از دروایش گنابادی مدت محکومیت خود را در زندان‌های تهران بزرگ، اوین، وکیل آباد مشهد، عادل آباد شیراز و قزلحصار کرج سپری می‌کنند. همچنین عباس دهقان، دیگر درویش گنابادی از تاریخ ۱ اسفند ۹۶ بدون صدور حکم به صورت بلاتکلیف در زندان تهران بزرگ در بازداشت بسر می‌برد.
ماده ۱۸ اعلامیه جهانی #حقوق_بشر به حق آزادی عقیده اشاره دارد.
دراویش گنابادی هن مانند سایر ادیان به جرم عقیده شان پشت میله های زندان اسیر میشوند

بحران کرونا؛ درخواست آزادی دو تن از اعضای زندانی «عرفان حلقه»

اعضای مجموعه «عرفان حلقه» با توجه به «بحران کرونا» در ایران و زندان‌های کشور، خواستار آزادی امیرحسین میرخلیلی و طاهر حاجی‌قربانی،از اعضای مجموعه «عرفان حلقه» که در حال سپری کردن دوران محکومیت خود در زندان اوین هستند شدند.

دومین سالگرد بازداشت خودسرانه‌ی نسرین ستوده، وکیل حقوق بشری

دومین سالگرد حبس ناعادلانه و خودسرانه نسرین ستوده در حالی فرا می‌رسد که بیش از یک میلیون نفر از نقاط مختلف جهان خواهان آزادی وی شده‌اند و همراه با او و سایر مدافعان حقوق زنان زندانی از جمله صبا کردافشاری، یاسمن آریانی، مژگان کشاورز و آتنا دائمی، به قانون تبعیض آمیز و تحقیرآمیز حجاب اجباری در ایران با صدای بلند اعتراض کرده‌اند.

خانم نسرین ستوده وکیل سرشناس حقوق بشری، برنده‌ی جایزه‌ی زاخاروف پارلمان اروپا در سال ۲۰۱۲ و چهره‌ی مهمی مبارزاتی در دفاع از حقوق بشر در ایران است.

نیروهای امنیتی در روز ۲۳ خرداد ۱۳۹۷ خانم نسرین ستوده را در خانه‌ی او در تهران دستگیر و به زندان اوین منتقل کردند. او پیش از دستگیری از محکومیت یا حکم زندان مطلع نشده بود که این خود، نقض موازین داخلی و بین المللی محاکمه‌ی عادلانه است.

او در اعتراض به غیرقانونی بودن محاکمه‌ها در بیدادگاه انقلاب اسلامی از حضور در دادگاه سر باز زد. دادگاه او را مجرم تشخیص داد و به ۷ اتهام واهی، او را به ۳۸/۵ سال زندان و ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم کرد.