بر محیط زیست و مبانی فلسفی آن، از قواعد حقوق بشر و حقوق طبیعی نشأت گرفته شده است. ابتدایی ترین حق طبیعی انسان در این کره خاکی، «حق حیات» است. اما طی دهه های اخیر به دلیل استفاده بی رویه از منابع طبیعی، عدم نظارت و توجه به مباحث زیست محیطی و الگوهای صحیح، محیط زیست طبیعی به شدت مورد صدمه واقع شده است.
سند 2030 یونسکو
ماده ۱۵- حفاظت، بازیابی و ترویج استفاده پایدار از اکوسیستم های زمینی، مدیریت پایدار جنگل ها،مبارزه با بیابان زایی، متوقف و معکوس نمودن فرسایش زمین و توقف از بین بردن تنوع زیستی
@ruzi_rozegari
ما چه مجموعهای هستیم؟ ما قرار هست چه کاری انجام بدهیم؟
ما یک مجموعهای هستیم صلحطلب با فعالیت معرفت پژوهی مسالمت آمیز و صلح طلبی در حوزههایی که بیشتر به اینتریونیورسال مربوط میشود. یکی از اهداف عرفان حلقه ترویج صلح جهانی است و ترویج زندگی مسالمت آمیز؛ همفازی انسانها با همدیگر و با اکوسیستم و با کل داشتههای بشر هست… بزرگترین هدف ما این هست طبق تعریفی که کردیم انسان صالح (صلح با خدا، صلح با خود، صلح با هستی و صلح با دیگران)…
صلح طلبیم و در واقع داریم تفکری را ارائه میدهیم که انسان بداند همه هستی وطن اوست. ما فقط یک مقدمه مختصری از اینتریونیورسال گفتیم..
امروزه بشر با بیماریهای مختلفی روبهرو است که اکوسیستم آنها را برای محدود کردن فعالیت او ایجاد کرده است. کسانی که بیشتر به مقررات طبیعت احترام میگذارند و در حفظ اکوسیستم تأثیر دارند، اکوسیستم نیز آنها را حفظ میکند و کسانی که قوانین را نقض میکنند، بیشتر در معرض خطر هستند. همانطور که پیشتر گفته شد، اکوسیستم وظیفهی حفظ بقاء و تعادل در طبیعت را بهعهده دارد و از زمانیکه بشر برای حفظ منافع خود دست به تخریب و منقرض کردن برخی گونههای موجودات زده و تعادل را از بین برده است، با او به نحوی مقابله میکند که از
بلندپروازی ساقط شود. اکوسیستم باید حفظ شود تا بشر نیز بقا پیدا کند، بههمین دلیل مأموریت دارد که خود را حفظ
کند. هوشمندی حاکم بر جهان هستی، حفظ اکوسیستم را تضمین میکند و شرایطی را فراهم آورده است که انسان بتواند زندگی کند. فقط کافی بود که ذرات باردار بتوانند از فضا به جو نفوذ کنند یا ذرات رادیواکتیو در کمربند وان آلن13 خارج از جو به دام نیفتند تا هیچ موجود زندهای بر زمین باقی نماند. قوانین و پدیدههای هوشمندانهی متعددی دست به دست هم دادهاند تا اکوسیستم حافظ خود
و در حقیقت حافظ بقاء شود. حتی هیچیک از جهشهای ژنی و تحولات سلولی در انسان و سایر موجودات زنده بیدلیل
نیست و همگی بهنحوی قانونمند رخ میدهد. این تغییرات در معرض عوامل مختلف (تشعشعات فیزیکی، شعوری، تأثیرات شیمیایی و …) ایجاد میشود و روند زیستی جدیدی را بنا میگذارد. انواع جهشهای ژنی، قانون انتخاب اصلح و … نشان میدهد که اکوسیستم برای تطابق خود با شرایط
جدید برنامهریزی شده است. اکوسیستم موجودیت و شعور دارد و اشتباه نمیکند. انسان برای منافع خود به طبیعت لطمه میزند، اما اکوسیستم بهعنوان یک کل، بهدنبال حفظ
بقاء است و حذف و اضافه کردنهای آن به این منظور است. حتی برهم خوردن تعادل اکسیژن و گاز کربنیک جو که باعث ذوب شدن یخهای قطبی میشود، در ظاهر موجب از بین رفتن موجودات
میشود، اما تداوم حیات بر روی زمین را حفظ خواهد کرد. قانون مرگ و زندگی، خود ضامن حفظ بقاء در اکوسیستم است. بدون این قانون، زمین پر از گیاه
بود و ازدیاد پرندگان جایی برای انسان باقی نمیگذاشت و … . تعادل یعنی مرگ و زندگی. اگر در اکوسیستم مرگ وجود نداشت، دچار مشکل میشد و مرگ بیرویه نیز آن را دچار ضایعه میکند. اکوسیستم در یک سطح موجوداتی را از بین میبرد تا موجودات دیگر بقاء یابند. مث ًلا در بررسی آتشسوزی جنگلها دیده میشود که اکوسیستم سطح رویی جمعیت گیاهی را از بین میبرد تا سطوح زیرین رشد پیدا کند. انسان نیز این درس را از آن فراگرفته است و آتشسوزی مصنوعی جنگلها را با برنامه انجام میدهد و در پی آن است که این تعادل را بهطور مصنوعی حفظ کند؛ یعنی بهنوعی در حال پذیرفتن پدیدهی مرگ در اکوسیستم است و برای آن دستورالعمل نیز صادر میکند. اما اگر حذف موجودات از طبیعت حسابشده نباشد و برای انجام آن، فقط منافع موقت انسان در
نظر گرفته شود، لطمهای جدی در بر خواهد داشت. برای مثال، اگر انسان برخی از حیوانات مانند شیر، ببر، پلنگ و … را بهدلیل درنده بودن از بین ببرد، خیلی از حیوانات باقیمانده و بیآزار، جنگلها را از بین میبرند، زیرا حتی ریشهی درختان را خواهند خورد. وجود شیر، ببر و پلنگ برای حفظ این
تعادل است و اکوسیستم بقاء یا عدم بقای طبیعی آنها را خود تعیین میکند. از طرف دیگر، اکوسیستم بر اساس اصل سادگی عمل میکند. آبی که از چشمه میجوشد، هر چه از سرچشمه دور شود، با افزوده شدن مواد و آلودگی بیشتر، پیچیده و پیچیدهتر میشود و تصفیهی آن عملیات و هزینههای بیشتری خواهد داشت. در خصوص بشر نیز به مرور انواع و تعداد بیماریها افزایش یافته است. یک دلیل عمدهی آن این است که در آغاز ذهن بشر تا این حد پیچیده نبوده و به دلایل مختلف او را درگیر بیماریهای مختلف نمیکرده است. انسان نباید پیچیدگی را با قابلیت اشتباه بگیرد و فکر کند عالم بودن یعنی پیچیده بودن. عالم بودن یعنی یافتن سریع روابط ساده. نوابغ دنیا با راهحلهای ساده، پیچیدگیهای بیشماری را حل کردهاند. حتی در معنویت نیز همین قاعده حاکم است و راه خدا سادهترین و کوتاهترین راه است و انسان هرچه به مبدأ نزدیکتر شود، غل و غش و پیچیدگی ارتباطش با مبدأ کمتر میشود. اکوسیستم حرکت بهسوی سادگی را میآموزد و
هر چه پیچیدگیهای ما بیشتر میشود، تأثیر منفی آن را به ما نشان میدهد. وقتی که فرد تحت فرادرمانی یا سایمنتوتراپی قرار میگیرد، تمام اجزای وجود او اسکن میشود و
در انطباق با اکوسیستم است که درمان یا عدم درمان او تعیین میشود. بههمین دلیل، فرادرمانی و سایمنتوتراپی با وجود راندمان بالای خود، به نحو صد در صدی عهدهدار درمان نیستند و در مواردی به نسبت اندک، برخی افراد در برخی شرایط از این درمانها برخوردار نمیشوند.
برگرفته از كتاب سايمنتولوژي تاليف استاد محمدعلي طاهري صفحه ١٥٣-١٥٥
با وجود بارش برف و باران و محدودیت تردد خودروها، طی دو هفته اخیر شاهد آلودگی هوا بهویژه برای گروههای حساس بودهایم. معاون نظارت و پایش محیط زیست استان تهران
میگوید: پسماندسوزی یکی از شایعترین تخلفاتی است که طی این مدت گزارش شده است و نقش موثری در تشدید آلودگی هوا بهویژه در شرایط پایداری جوی و عدم وزش باد دارد.
به نام خدا با سلام و نثار دعای خیر گفته شد اپیدمی کرونا و لجام گسیختگی ویروس ھا که مدت ھاست آغاز شده، انتظار می رود انواع ھوشمند تر آن نیز در آینده ای نه چندان دور به میدان بیایند. این ویروس ھا به نوعی مھار انسان را خواھند کشید تا زمین، این کره استثنایی در کیھان) از بین صدھا سیاره شناخته شده و میلیون ھا سیاره ناشناخته دیگر (، از دست انسان و بلند پروازی ھایش نجات پیدا کند. موضوع ویروس ھا و قابلیت کپی سازی ھای متنوع ھوشمندانه آن ھا موضوعی است که به تدریج بر انسان آشکار خواھد شد. با معلوم شدن حکمت زندگی این موجودات در جھت حفظ زمین، بیشتر به فلسفه طراحی چنین موجوداتی در اکوسیستم پی خواھیم برد) در مورد رشد انواع این قابلیت ھا در کپی سازی بازھم صحبت خواھیم کرد(. اما از آنجا که این اپیدمی ھا تنھا خطر پیش رو نیست و انسان در برھه حساس و در نقطه عطفی در مسیر حیات خود قرار دارد؛ لازم است تصمیماتی اساسی را برای خود و آینده اش بگیرد. ھمچنین باید دور نمایی درستی از آن چه که با آن مواجه خواھد شد، در اختیار داشته باشد. ھرچند که این دورنما به ھیچ وجه خوشایند نیست، ولی بھتر است تا نسبت به آن آگاھی داشته باشد. در اینجا راه حل اساسی در خود فریبی و فرار از حقیقت نیست. حقیقتی که مدتھاست واقعیاتی از آن را به چشم خود در سرتاسر دنیا می بیند. واقعیتی که خبر از اپیدمی دیگری را می دھد. یک اپیدمی ذھنی که برای بشر و بشریت به مراتب مھلک تر از کروناست و می توان آن را اولین تجربه اپیدمی ذھنی برای بشر قلمداد کرد. این پدیده که سطوح بسیار مقدماتی و خفیف آن مدتھاست در جوامع بشری شروع شده، به طرز فاجعه آمیز و خفت باری بشر را تھدید می کند که نه تنھا جانھا را به خطر می اندازد؛ بلکه ارزش انسان بودن را به طرز وحشتناکی نشانه می رود) ھرچند که اکنون ممکن است وقوع چنین پدیده ای بسیار غیر واقعی و نامحتمل به نظر بیاید (. اشاره به این موضوع فقط به منظور کسب آمادگی در مواجه و پیشگیری از آن است) ھرچند که پیشگیری کامل امکان ناپذیر است (. این معضل پیش رو، را می توان اپیدمی جھانی ذھنی بیخودی گری)زامبی گری( نامگذاری نمود) نام زامبی اشاره به داستانی تخیلی است که در آن مردگان در این دنیا زنده شده و از قبرھا بیرون می آیند اپیدمی بزرگی که انسان را در آینده به شدت تھدید می کند، اپیدمی ذھنی»بیخود از خود شدن) زامبی گری(« انسان است که در آن صورت افراد مبتلا، کنترل و احاطه ای بر اعمال و رفتار خود ندارند و دست به ارتکاب جنایات و اعمال عجیب و غریبی می زنند که به ھیچ عنوان توجیه عقلانی و منطقی ندارد. در این پدیده حتی خود فرد نیز از علت و چگونگی ارتکاب این جنایات آگاه نبوده و به صورتی بی اراده اقدام به ارتکاب اقدامات غیر عادی می نماید و از چگونگی آن نیز بی اطلاع است. چنین جرایم جنایت باری چندین مشخصه ویژه دارد که نسبت به ارتکاب ھمه جرایم در گذشته کامل متفاوت است. از جمله مھمترین این تفاوت ھا عبارتند از: خارج بودن از اختیار فرد مبتلا، بی ارادگی و از خود بیخودی به ھنگام ابتلا تمایل ناخودآگاه به ارتکاب جنایت عدم شناخت خود و دیگران به ھنگام ابتلا ) حتی نزدیکان و اعضای خانواده( آنی بودن بروز این ابتلا) فرد به صورت ناگھانی دچار این بیماری ذھنی می شود ( کور و بی ھدف بودن اقدام فرد و عدم انتخاب نسبت به موضوع، زمان ارتکاب و… عدم وابستگی فرد به ھر نوع جریان و گروه خاصی که تصور شود اقدام او ناشی از تاثیر آن جریان بوده است) مگر بر حسب اتفاق(. عدم وابستگی فرد به کسب منافع مالی و مادیات که انگیزه ای برای ارتکاب بیخودگری) زامبی گری( محسوب شود. عدم تعلق به ھر نوع طبقه اجتماعی و صنفی خاص عدم وجود ھرگونه ترسی در اقدام به بیخودی گری) زامبی گری( حتی ترس از جان) زیرا ھمه این افراد به ھنگام ارتکاب جرم برای نجات جان دیگران به اجبار کشته خواھند شد(. ارتکاب به طور 10- عدم برنامه ریزی فرد مبتلا از قبل برای ارتکاب اقدامات مجرمانه ) از قبیل طراحی برای ارتکاب جرم، تھیه سلاح و…) 11- عدم اطلاع فرد مبتلا از قبل در مورد ابتلا به بیماری ذھنی»بیخودی«)به عبارت دیگر ھیچ کس خبر ندارد که به بیماری ذھنی بیخودی)زامبی ( مبتلا خواھد شد. بنابراین ترس و وحشتی بی سابقه بر جوامع بشری حکمفرما می شود). 12- عدم اطلاع فرد مبتلا از آن چه را که به ھنگام بیخودی) زامبی گری( انجام می دھد)عدم وجود طرح و نقشه و برنامه قبلی( و یا عدم اطلاع از کم و کیف موضوع بعد از ارتکاب آن چه را که انجام داده است) اگر بر فرض زنده بماند و کشته نشود. زیرا ھمه مجبور خواھند شد که برای حفظ جان خود در مقابل چنین پدیده ای، مسلح باشند(. 13- عدم مصونیت ھیچکس از قربانی شدن توسط فرد مبتلا. بواسطه این که در لحظه ابتلا فرد مبتلا به بیماری ذھنی بیخودی) زامبی گری(حتی خانواده و نزدیکان خود را ھم نمی شناسد. 14- عدم امکان نجات فرد مبتلا به طرق رایج درمانی مانند روانپزشکی، روانکاوی و… 15- عدم ارتباط و وابسته بودن ابتلا به زامبی گری به سوء پیشینه ابتلا به این بیماری ذھنی با سوء پیشینه خاص و جنایی اکثریت غریب به اتفاق مبتلایان) در صورتی ھم که فرد مبتلا سوء سابقه داشته باشد، صرفا اتفاقی است و ارتباطی به این پیشینه ندارد 16- عدم امکان شناسایی افراد مستعد به ابتلا به این بیماری ذھنی از قبل. زیرا معمولا زمانی فرد شناخته میشود که اقدام به انجام اقدامات مجرمانه جنایی خارج از اراده خود نموده و در این صورت دیگر چیزی نمیتواند او را متوقف کند و…
17- … نکته : به فیلم سینمایی سلیمان نبی)ع(، اشخاصی که دچار چنین حالتی می شدند، مراجعه شود اما انواع سطح پایین تری از این اپیدمی ذھنی که البته قابل قیاس با نوع پیشرفته آن نیست مدت ھاست که وجود دارد. در این سطح ابتدایی از بروز این مشکل ذھنی احساس می کنیم که افراد دیگر خودشان نیستند و انگار که با یک جسم بی جان طرف ھستیم. حالت چشم این افراد تغییر می کند و ثبات شخصیتی خود را از دست می دھند)این ورژن ھا بسیار خفیف تر از ورژن ھای پیشرفته ھستند و ھمه مشخصه ھای ذکرشده پیش گفته را ندارند (. در این سطح مقدماتی)ورژن ھای ابتدایی( این پدیده ذھنی سالھاست که در گوشه و کنار دنیا شاھد ارتکاب جنایاتی کور بدون آنکه اھداف خاصی را دنبال کند، از سوی مبتلایان ھستیم. ھر روز نیز باید انتظار افزایش تعداد ارتکاب این موارد و شاھد بروز رخدادھای حیرت انگیز تاسف باری از این دست را داشت. به طوری که به زودی این پدیده حتی به ھمین صورت ابتدایی خود، دنیا را با یک معضل بزرگ مواجه خواھد نمود و باعث می شود تا زنگ خطر برای بشریت به صدا در آید. اما ھمانطور که گفته شد، خطر اصلی ھنگامی است که سطوح بالاتر ورژن ھای بالاتر این بیماری ذھنی تظاھر پیدا کند اما قبل از اینکه راجع به علل پشت صحنه ابتلا به بیماری ذھنی بیخودی گری)زامبی گری( صحبت شود؛ مایلم ابتدا گذری به نحوه پیشگیریی بسیار کلی آن بنمایم) البته بررسی و تشریح موضوع بسیار مفصل تر از این حرف ھاست(. معرفت گرایی تنھا راه نجات بشریت انسان به خودی خود موجودی است که با وجود»معرفت« معنا و مفھوم پیدا می کند. او موجودی نیست که مانند سایر جانداران صرفا بر اساس غریزه زندگی کند. جدایی از »معرفت و معنویت« برای انسان سرنوشتی دیگر را رقم می زند که در مورد سایر موجودات تفاوتی فاحش دارد. بنابراین ضمن تبریک فرارسیدن ماه مبارک رمضان که فرصتی برای بازگشت به معنویت و کاستن از آلودگی ھای جسم، ذھن و روان می باشد؛ با تاکید براین که»معرفت گرایی« تنھا راه نجات بشریت است و می تواند بسیاری از مشکلات پیش روی انسان را اگر چه نتواند به طور کامل پیشگیری کند، ولی به طور قطع می تواند کاھش دھد. از اینرو باز ھم توصیه می شود تا با ھستی آشتی کنیم و با آن ھمراه شویم و نه تنھا زمین را وطن خود بدانیم، بلکھ بدانیم که کیھان و ھمه ھستی وطن ماست)اینتریونیورسالیسم(. امروز زمین ما را رد نموده و مردود دانسته است. اما وای از روزی که ھستی ما را نخواھد و شرم از وجود انسان، ھمه کاینات را از ھمراھی با ما باز دارد. امروز شاھد ھستیم که جسم انسان مورد حمله قرار گرفته ، اما فردا ذھن انسان تحت حمله قرار خواھد گرفت و اتفاقاتی خواھد افتاد که انسانی را که قرار بوده اشرف مخلوقات باشد، تبدیل به اسفل مخلوقات نماید) البته در نھایت طرح الھی شکست نخواھد خورد (. این پیچیده شدن مسیر، باعث سخت تر شدن راه و جا ماندن مدعیان دروغین کمال شده و ھمه رویاھای شیرین انسان ھای خود خواه و مغرور را بر باد خواھد داد. پس تا فرصتی باقی است به فلسفه خلقت خود بیندیشیم و بدانیم که چنین خلقتی بی نھایت ھوشمندانه است و مسیر آن نیز بسیار مھندسی و با طرح و برنامه حساب شده ای به پیش می رود. لازم است تا ھویت اصلی خود را پیدا نموده و جایگاه خود را در ھستی یافته و درک کنیم. در اینصورت با تن واحده خود در ھستی به وحدت خواھیم رسید و با ھمسویی)ھم فازی( با ذھن کل تر کیھان نسبت به بروز مشکلات پیش روی که ذھن انسان را نشانه رفته ، پیشگیری کرده و از مصونیت بیشتری برخوردار شد) با ھمسویی ذھن انسان با ذھن کل ھستی، انسان قادر به درک جایگاه خود در خلقت خواھد شد ( و در آن صورت میتواند روزگار بھتری در انتظار انسان باشد. به امید خدا ادامه دارد…
با آرزوی توفیق الھی محمد علی طاھری 1399/2/6 تورنتو: 25/آوریل/2020 –
فراخوان جلسه Live Instagram کمیته دفاع از محیط زیست میهمان جلسه آقای مهندس درویش(به بهانه روز جهانی بیابان زائی )۱۷ یونی ۲۰۲۰ در ساعت ۱۸۳۰
هدف پانزدهم از سند ۲۰۳۰ یونسکو: حفاظت، بازیابی و ترویج استفاده پایدار از اکوسیستم های زمینی، مدیریت پایدار جنگل ها، مبارزه با بیابان زایی، متوقف و معکوس نمودن فرسایش زمین و توقف از بین بردن تنوع زیستی. افزایش بیابان های ایران تحت تاثیر عوامل متعدد، زنگ خطریست که باید جدی گرفته شود. شناسایی این عوامل…