✊ همه برای ایران ، ایران برای همه✌️ #مهسا_امینی IRGCterrorists

روند نزدیک شدن به پیروزی انقلاب ملی ایران را میشود کاملا در چهره فرسوده، خسته و پر استرس رهبر جمهوری اسلامی مشاهده کرد
💠 کافی است به سخنرانی های خامنه ای قبل از آغاز انقلاب ملی ایران توجه کنیم که شاداب و پر از امید بود و سخنرانی های این ۴ ماهه که انقلاب ملی در جریان است را با آنها مقایسه کنیم
🔰 به ایران قسم که به آزادی بسیار نزدیک شده ایم

Nika was only 17. She has been killed by the brutal Islamic regime in Iran. Her funeral was as the same day of her 17th birthday

ایرانیان بار دیگر شاهد جنایت هولناک جمهوری اسلامی این بار علیه یک دختر 17 ساله بودند.
آنها این نوجوان 17 ساله را ربودند و بارها به او تجاوز کردند، شکنجه کردند و با شکستن چندین استخوان او را کشتند و در آخر اعضای بدنش را به تاراج بردن .

صدور حکم توقیف اموال و املاک دو شهروند بهایی در بندر لنگه

حکم توقیف اموال و املاک دو شهروند بهائی ساکن بندر لنگه به نام های موهبت الله ثابت و عرفان نوح نژاد صادر شد. صدور این حکم که شامل دستور توقیف کارگاه تیرچه سازی و منازل محل سکونت این شهروندان بوده به دنبال اعمال فشار حراست اداره امور مالیاتی بندر لنگه و احتساب جریمه نقدی غیرعادی و سنگین در پرونده مالیاتی آنان صورت گرفته است. این در حالی است که محل کسب این شهروندان از آذرماه سال ۹۸ به دلیل اعتقاد به آیین بهائی پلمب شده و باوجود پیگیری های مکرر تاکنون نیز رفع پلمب نشده است.

#نقض_حقوق_ادیان_در_ایران

اجرای قوانین جدید مجازات اسلامی در ایران علیه دگر اندیشان

نگرانی سازمان «آرتیکل ۱۹» از اجرای قانون جدید مجازات اسلامی در ایران


سازمان حقوق بشر«آرتیکل ۱۹»خواستار توقف اجرای قانون جدید مجازات اسلامی ایران درباره «اهانت به ادیان و مذاهب قانونی و اقوام ایرانی» پس از الحاق دو ماده به آن شد.

سازمان حقوق بشری«آرتیکل ۱۹»از این‌که مجلس ایران علی‌رغم هشدارها دو ماده جدید که حق آزادی بیان و آزادی دین و عقیده را مورد حمله قرار می‌هند تصویب کرده است، عمیقن ابراز نگرانی کرده است.

این سازمان روز جمعه، اول اسفندماه، در بیانیه‌ای الحاق

این دو ماده جدید به قانون مجازات اسلامی ایران را «مخاطراتی جدی برای حق آزادی بیان و آزادی دین و عقیده در ایران» عنوان کرد و خواستار لغو فوری آن شد.

بیانیه این سازمان آمده است که طرح «الحاق موادی به کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی (تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده) در خصوص اهانت به ادیان و مذاهب قانونی و اقوام ایرانی» ابتدا در اردیبهشت ۱۳۹۹ در مجلس تصویب و سپس برای بررسی به شورای نگهبان ارسال شد. طبق ماده ۴۹۹ مکرر که بر اساس مصوبه جدید به قانون مجازات اسلامی اضافه شده است، «هر کس با قصد ایجاد خشونت یا تنش در جامعه و یا با علم به وقوع آن به قومیت‌های ایرانی یا ادیان الهی یا مذاهب اسلامی مصرح در قانون اساسی توهین نماید» مورد مجازات‌های سنگین قرار خواهد گرفت. ماده ۲ طرح مذکور هم مجازات‌ سنگینی را برای هر کس که در قالب «فرقه»، «گروه»،‌ «جمعیت» و یا مانند آن و از طریق «شیوه‌های کنترل ذهن و القائات روانی»،‌ مرتکب اعمالی چون «فعالیت آموزشی و یا تبلیغی انحرافی مغایر و یا مخل به شرع مقدس اسلام» و یا «طرح ادعاهای واهی و کذب در حوزه‌های دینی و مذهبی از قبیل ادعای الوهیت» شود، در نظر می‌گیرد.

انتظار می‌رود افراد متعلق به اقلیت‌های دینی و عقیدتی از جمله بهائیان، یارسان،مندائیان،دراویش،نوکیشان مسیحی،ناخداباوران و پیروان (عرفان حلقه)

که در ده‌های گذشته با تعقیب نظام‌مند روبرو بوده‌اند نیز با استناد به مواد قانونی جدید با مراتب شدت‌یافته‌ای از سرکوب و آزار و اذیت مواجه شوند.

سازمان آرتیکل ۱۹ تاکید می‌کند که استثنایی بودن محدودیت‌های مجاز بر حق آزادی بیان بر اساس قوانین و استانداردهای بین‌المللی به این معنی نیست که دولت‌ها وظیفه‌ایی برای برخورد با موارد تعصب و عدم تحمل ندارند. دولت‌ها وظیفه دارند محیطی مناسب برای تحقق حقوق آزادی بیان، آزادی دین و عقیده و حق بر تساوی و عدم تبعیض ایجاد کنند. این شامل اقدامات پیشگیرانه از جمله در زمینه آموزش و اقدامات واکنشی از جمله موضع گرفتن علیه موارد تعصب و عدم تحمل می‌شود.

این قانون در روز ۱۵ بهمن به تایید شورای نگهبان رسیده و روز ۳۰ بهمن‌ماه از سوی رئیس ‌جمهور ایران ابلاغ شده است و ۱۵ روز پس از انتشار در «روزنامه رسمی» اجرایی خواهد شد.

بهنام محجوبی درگذشت

بهنام محجوبی درویش گنابادی زندانی، در بیمارستان لقمان تهران درگذشت.

به گزارش فعال حقوق بشر
بهنام محجوبی در زمستان ۹۶، در جریان حوادث گلستان هفتم توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و در تاریخ ۲۷ مردادماه ۹۸ توسط شعبهٔ ۲۶ دادگاه انقلاب تهران از بابت اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور از طریق ارتباط‌گیری با سایرین و فراهم ساختن تجمع غیرقانونی» ۲ سال حبس تعزیری و مجازات تکمیلی محکوم شده بود .
بهنام محجوبی در زندان اوین پس از آگاهی از درگذشت نور‌علی تابنده، قطب دراویش گنابادی، بعلت شوک روانی شدید، به اختلال پانیک مبتلا شد و هر چند وقت یکبار بر اثر حملات پانیک به فلج موقت و اختلال در تکلم دچار می‌شد. مسئولان قضایی و عوامل زندان اوین، جهت تحمیل فشار به ایشان، دارو‌هایی که خانواده‌اش به سختی تهیه کردند و به زندان تحویل می‌دادند را در اختیار ایشان قرار نمی‌داد,
آزاد نکردن فوری زندانی‌ای که برای او توسط پزشکی قانونی رأی عدم تحمل کیفر صادر شده، در اختیار نگذاشتن دارو‌های درمانی و تحمیل مقادیر بالای داروی خواب‌آور به زندانی با تهدید به انتقال و بستری در شکنجه‌گاهی بنام بیمارستان روانپزشکی و نهایتاً به کما رفتن زندانی در اثر مسمومیت دارویی، مسئولیت مرگ‌ وی را مستقیماً متوجه مسئولان قضایی، امنیتی و مخصوصاً پزشک و عوامل بهداری زندان اوین می‌کند.
از تمامی جوامع حقوق بشری میخواهیم که این ظلم بزرگ را بی جواب نگذارنند بی نهایت بهنام ها میمیرند و جهموری اسلامی به ظلمش ادامه میدهد

تصویب ۶۷مین قطعنامه سازمان ملل ‌متحد در محکومیت نقض حقوق‌بشر در جمهوری اسلامی ایران

مجمع عمومی سازمان ملل متحد امروز چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۹، شصت و هفتمین قطعنامه مرتبط با نقض شدید حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران را در کمیته سوم این مجمع با ۷۹ رای موافق، ۳۲ رای مخالف و ۶۴ رای ممتنع تصویب کرد.

این قطعنامه به پیشنهاد کانادا و از طرف ۳۴ کشور عضو سازمان ملل از جمله آمریکا، بریتانیا، آلمان و فرانسه به مجمع عمومی ارائه شده است.

موارد زیاد صدور و اجرای مجازات اعدام از جمله اعدام‌هایی که بر اساس اعترافات اجباری و یا برای افراد زیر سن قانونی انجام شده، بازداشتهای خودسرانه و استفاده از شکنجه برای اعتراف‌گیری مانند پرونده نوید افکاری، نقض حق آزادی بیان و عقیده و تجمعات مسالمت‌آمیز، اعمال محدودیتهای گسترده در دسترسی به اینترنت و صدور مجازات حبس برای مدافعان حقوق‌بشر از جمله موارد مطرح شده در قطعنامه بعنوان مصادیق نقض حقوق بشر در ایران است.

در سال‌های گذشته نیز مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه‌های پیشنهادی در مورد نقض فاحش حقوق بشر در ایران را با اکثریت آرا تصویب کرده است.

بهنام محجوبی، درویش زندانی دست به اعتصاب غذا زد

بهنام محجوبی، درویش زندانی به خاطر عدم دریافت داروهای خود در زندان دست به اعتصاب غذا زد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، بهنام محجوبی، درویش زندانی به دنبال عدم دریافت داروهای درمانی خود و عدم رعایت قانون تفکیک جرائم در زندان و انتقال او به بند ۸ زندان اوین، امروز جمعه ۱۰ مردادماه ۹۹ دست به اعتصاب غذا زد.

گفته شده عدم تحویل داروهای آقای محجوبی منجر به تشنج شدید او خواهد شد.

همچنین باید گفت که آقای محجوبی در حالی که تحت نظر روانپزشک قرار داشته و پزشک او تاکید کرده که شرایط تحمل کیفر را ندارد از ۳۱خردادماه در زندان به سرمی برد.

محرومیت از تحصیل یک دانش آموز بهایی در کرج

یک دانش آموز ۱۵ ساله بهایی ساکن کرج به‌خاطر اعتقاد به آیین بهایی از ادامه تحصیل محروم شد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، روز ۱۸ تیرماه ۱۳۹۹، از ادامه تحصیل و ثبت نام یک دانش آموز ۱۵ ساله بهایی ساکن کرج به دلیل اعتقاد به آیین بهایی ممانعت شد.

هویت این دانش آموز «ادیب ولی» عنوان شده است.

این شهروند بهایی نوجوان دوره سه ساله‌ی اول دبیرستان از پایه هفتم الی نهم را در مدرسه سلام البرز کرج با کسب معدل کل ۱۹/۸۲ و کسب رتبه نخست در پایه نهم سپری کرده؛ گزارش شده این شهروند بهایی باوجود کسب معدل بالا و موفقیت تحصیلی صبح چهارشنبه ۱۸ تیرماه با تماس مدیر مدرسه از محرومیت خود از ادامه تحصیل در مجموعه مدارس سلام در کرج مطلع شده است.

تداوم اعتصاب غذای سهیلا حجاب در زندان قرچک ورامین

سهیلا حجاب، زندانی سیاسی که از تاریخ ۲۷ خرداد در اعتراض به نگهداری خود در زندان قرچک ورامین و طرح مطالباتی ازجمله انتقال به زندان اوین دست به اعتصاب غذا زد، کماکان در اعتصاب بسر می‌برد. گفته می‌شود مسئولان زندان کارت تلفن خانم حجاب را ضبط کرده و اکنون از ارتباط با خانواده خود محروم شده است.

یک منبع مطلع به خبرگزاری هرانا،از وضعیت خانم حجاب در خصوص آخرین وضعیت وی گفت: «سهیلا حجاب طی این مدت به شدت کاهش وزن و فشار خون داشته است. او شب پنج‌شنبه نیز زمانی نسبت به انتقال زینب جلالیان به مکان نامعلوم اعتراض کرد، توسط ماموران مورد ضرب و شتم قرار گرفت و یک دست و یک پای او پانسمان شده است. پس از آن نیز مسئولان زندان کارت تلفن او را ضبط کرده از صحبت کردن با خانواده خود محروم شده است.»

سهیلا حجاب از تاریخ ۲۷ خرداد دست به اعتصاب غذا زد. اعتصاب غذای خانم حجاب در اعتراض به نگهداری خود در زندان قرچک ورامین و عدم انتقال به زندان اوین و همچنین خواسته آزادی بی‌قید و شرط برادرش مجید حجاب صورت گرفته است.

سهیلا حجاب و زینب جلالیان/ ۳ تیرماه ۹۹/ زندان قرچک ورامین”.

” ما زنده به آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما، عدم ماست

ما زندانیان سال‌هاست که در زندان‌های جمهوری وحشت، جمهوری ترور، جمهوری فقر که از حقوق انسانی برخوردار نبوده و در بیدادگاه‌های جمهوری اسلامی و بدون داشتن وکیل محاکمه ناعادلانه شدیم. انواع شکنجه های جسمی و روحی را متحمل شدیم. از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود هرگز برخوردار نبودیم. حکومت ستمگر، بارها و بارها تحت عناوین مختلف، با توسل به دروغ و فریب و ریا، تحت عنوان جلسه بازپرسی، جلسه دادگاهی، ما را از زندان خارج و ماه‌های متوالی در خانه‌های امن، مورد بازجویی‌های خشن (همراه با شکنجه، توهین و اهانت) قرار داد.

بازرسی‌های وحشتناک بدنی و غیر انسانی و استفاده از دستبند و پابند، به شیوه‌های قرون وسطایی و مطابق اصول برده‌داری، بخشی از رنجنامه‌های ماست. یعنی جنسیت زنانه ما، آنقدر برای جمهوری ضد زن وحشت به همراه دارد که برای جا به جایی ما از محافظان متعدد، همراه در قل و زنجیر کردن دست و پاهایمان باید استفاده شود ؟

علیرغم این که در سیاه چاله‌های قرون وسطایی این افراد نگهداری می‌شویم، حتی برای رفتن به درمانگاه یا جابه‌جایی بین زندان‌ها یا حضور در بیدادگاه‌ها و حضور در سالن ملاقات که البته در بیشتر موارد ما در محرومیت از ملاقات به سر برده‌ایم، ما را مورد بازرسی‌های بی شرمانه خود قرار می‌دهند. مگر در سیاه چاله‌ها توسط دوربین‌ها و ماموران سرکوبگر رصد نمی‌شویم؟

اینجانبان زینب جلالیان و سهیلا حجاب، جمهوری اسلامی را به رسمیت نمی‌شناسیم و هرگز از آنها تقاضای مرخصی، آزادی و عفو نکرده‌ایم و نخواهیم کرد. چرا که فردی طلب بخشش و عفو می‌کند که مرتکب اشتباهی شده باشد . ما پژواک خواسته‌ها، آرزوها، حقوق مدنی و شهروندی از دست رفته مردمان کشورمان بوده‌ایم.

رژیم دیکتاتوری‌ای که ۴۱ سال است مردم کشور ما و سرمایه‌های ملی و منابع طبیعی را به اشکال مختلف به نابودی کشانده، باید در پیشگاه مردم هم عذرخواهی کند و هم پاسخگوی تمام جنایات خود در دهه های مختلف باشد و هم در دادگاه‌های ملی محاکمه شود.

بعد از تحمل تمام رنج‌ها و دردهایی که در سطور بالا به آن اشاره شد ما را به زندان شهر ری منتقل کردند تا به خیال خام خود ما را تنبیه کنند؛ چرا که زندان قرچک ورامین دارای بدترین وضعیّت در میان زندان های سراسر کشور است.

اما ای دیکتاتور آیا نمی‌دانی که دردها و رنج‌ها انسان‌ها را بزرگ‌تر، متعالی‌تر، خودساخته‌تر و قوی‌تر می‌کند؟! ما از این که در این زندان حبس می کِشیم ، اصلاً آزرده خاطر نبوده و نیستیم.

ما در این زندان با زن‌هایی آشنا شدیم که با اَشکال مختلف از سوء مدیریت جمهوری اسلامی در امور متفاوت رنج کشیده بودند. حضور ما در این مکان باعث شد ما پای صحبت کسانی بنشینیم که بتوانیم در جهت احقاق حقوق از دست رفته زنان، کوشاتر باشیم. ما باید پاسخگوی تاریخ باشیم. اگر می‌بینید که ما دست به اعتصاب غذا زده‌ایم (برای انتقال از این زندان)، فقط برای مطالبه حقوق انسانی ماست. این که به نسل حاضر و نسل های آینده بگوییم در هر وضعیتی که هستید، مطالبه‌گر حقوق خود باشند. به گفته یکی از بزرگان: “اگر در جامعه ای زنی روزنامه خواند و از سیاست حرف زد، به آینده آن کشور خوش بین باشید”.

جالب این‌جاست که رئیس قوه قضائیه در سخنرانی مفصلی که از صداوسیمای میلی پخش کرد اعلام کرد که محل نگهداری زندانیان سیاسی باید جدا از جرایم عمومی باشد و با زندانیان سیاسی با احترام برخورد شود. اما این گفته ها فقط تبلیغات رسانه ای به همراه داشت. چرا که در عمل به هیچ شکل به آنچه که گفتند عمل نکردند.

محلی که در آن نگهداری می شویم، عملا تبدیل به کمپ معتادان شده! زنان آسیب دیده از اجتماع که ابتدا باید درمان شوند، سپس آموزش ببینند و در نهایت به آغوش اجتماع برگردند. تأسف‌بارتر این که اکثریت زندانیانی که به اینجا وارد می شوند ، تحت عنوان جرایم فساد و فحشا و روابط خارج از ازدواج هستند. این زنان به دلیل روابط متعدد، ناقل بیماری‌های عفونی، هپاتیت، زگیل تناسلی و بسیاری بیماری‌های دیگر هستند و متاسفانه سطح بهداشت زندان بسیار ضعیف و همچنین عدم رعایت حداقل بهداشت از سوی زندانیان، رنج مضاعفی به همراه دارد.

ضرب و شتم… معضل تجاوز در میان زنان زندانی و ضرب و شتم متعدد میان آنان با وسایل متعدد که برای زد و خورد ها استفاده می‌کنند، احساس امنیت جسمی و آرامش روحی ما را به مخاطره انداخته!

در اوج بیماری کرونا، اینجانب زینب جلالیان را از زندان خوی به زندان شهر ری منتقل کردند و نگهداری در میان بیماران مبتلا به کرونا موجب شد که من زینب جلالیان به کرونا مبتلا شوم و بدون هیچگونه رسیدگی، ریه‌ام دچار آسیب شدید شود. هم اکنون هم در اتاقی نگهداری می‌شوم که تست کرونای افراد آن مثبت اعلام شده و بدون هیچگونه فاصله گذاری، بدون ماسک و مایع ضدعفونی و الکل، نفس و نفس با آ

ن‌ها زندگی می‌کنیم.

با توج

ّه به این که اینجانب سهیلا حجاب در اعتصاب غذا هستم، سیستم ایمنی بدنم ضعیف شده و مطابق گفته‌های دکتر، خطر ابتلا به کرونا بدن اینجانب را تهدید می‌کند.

شرم بر جمهوری اسلامی که ما به خاطر ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود (یعنی بهداشت و مراقبت جسمانی)، دست به اعتصاب غذا زده‌ایم که از سیاه‌چال قرچک ورامین به سیاه‌چال اوین منتقل شویم.

این اعتصاب باید برای خواسته‌های بزرگ تری مانند آزادی اتفاق می‌افتاد، اما علیرغم تمام دردها و رنج‌ها و شکنجه‌ها، ما برای احقاق حقوق انسانی و مدنی مردمان خود ایستاده‌ایم و همچنان برای احقاق حقوق انسانی و مدنی خود، همچنان سراپا ایستاده‌ایم و باز هم خواهیم ایستاد. به قولی: “سیصد گل سرخ یک گل نصرانی، ما را ز سر بریده می‌ترسانی؟، ما گر ز سر بریده می‌ترسیدیم، در محفل عاشقان نمی‌رقصیدیم”.

پشت این میله‌ها، امید برای یک زندگی آزاد در وجود ما زبانه می‌کشد. “ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر می‌شوند”

سهیلا حجاب و زینب جلالیان/ ۳ تیرماه ۹۹/ زندان قرچک ورامین”.

طراحی یک سایت مانند این با استفاده از WordPress.com
شروع کنید