روح الله زیبایی، شهروند بهایی به دادگاه انقلاب کرج احضار شد

روح الله زیبایی، شهروند بهایی ساکن کرج امروز یکشنبه طی ابلاغیه‌ای برای تاریخ ۱۷ تیرماه ۹۹ به شعبه ۲ دادگاه انقلاب کرج احضار شد. احضار آقای زیبایی در حالی است که وی آذرماه ۹۸ توسط شعبه یک دادگاه انقلاب این شهر به ۱ سال حبس تعزیری محکوم شد و این حکم توسط دادگاه تجدیدنظر استان البرز عینا تایید شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، امروز یکشنبه ۱۵ تیرماه ۱۳۹۹، روح الله زیبایی، شهروند بهایی ساکن کرج طی ابلاغیه‌ای از طریق یک پیامک به دادگاه انقلاب کرج احضار شد.

بر این اساس به آقای زیبایی اعلام شده در خصوص شکایت علیه شما در تاریخ ۱۷ تیرماه ۹۹ خود را به شعبه ۲ دادگاه انقلاب کرج معرفی کنید.

آقای زیبایی پیشتر توسط شعبه ۵ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب کرج به ریاست قاضی منتظری احضار و از بابت اتهامی که اردیبهشت امسال در دادگاه انقلاب برای آن محکوم شده، بازپرسی شد.

هشدار جمعی از فعالان و سازمان حقوق بشری آمریکا درباره وضعیت زندانیان اقلیت‌های مذهبی در ایران

بیست فعال و سازمان حقوق بشری در آمریکا، در نامه‌ای به مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، با اشاره به شیوع کرونا، درباره وضعیت زندانیان سیاسی و عقیدتی، از جمله بهائيان، دراویش گنابادی، مسیحیان و دیگر زندانیان اقلیت‌های مذهبی در ایران هشدار دادند.

در این نامه که به تاریخ جمعه ۱۳ تیر منتشر شده است، با اشاره به آزادی موقت برخی از زندانیان در ایران در اسفندماه گذشته، آمده که با این حال، «بر اساس اطلاعات به دست آمده هیچ درویش گنابادی آزاد نشد.»

همچنین در این نامه آمده است: «حدود بیست نفر از بهائیان آزاد شدند، اما در ماه مه حکومت یازده نفر از آنان را به زندان‌ها فراخواند.»

این فعالان و سازمان‌های حقوق بشری ادامه دادند: «بر اساس برخی اطلاعات، هفت نفر از بیست و سه زندانی مسیحی در اسفند آزاد شدند، اما یکی از آنها مجبور به بازگشت به زندان شده است.»

همچنین بر اساس این نامه، ۴۰ زندانی اهل سنت همچنان در زندان‌های جمهوری اسلامی هستند و به هیچ کدام از آنان نیز برای جلوگیری از ابتلا به کرونا مرخصی داده نشده است.

این فعالان و سازمان‌های حقوق بشری تاکید کرده‌اند که طی هفته‌های گذشته، دست‌کم ۶۰ شهروند بهائی دیگر نیز احضار شده‌اند.

آنها همچنین به فشار بر اقلیت‌های قومی، زندانی شدن روزنامه‌نگاران و وکلا و هدف قرار گرفتن سایر کنشگران حقوق بشر علاوه بر شمار بالای اعدام‌ها در ایران اشاره کردند.

این فعالان و سازمان‌های حقوق بشری از پمپئو خواستند کردند با درخواست از حکومت ایران برای آزادی تمام زندانیان عقیدتی نگرانی خود را درباره وضعیت آزادی مذهبی و حقوق بشر در ایران ابراز کند و از سایر متحدان آمریکا بخواهد در این باره نگرانی‌شان را نشان دهند.

«اتحادیه ضد افترا»، «بهائیان ایالات متحده»، «کنگره اسلامی آمریکا»، «موسسه مذهب و دموکراسی» و «حقوق بشر بدون مرز» از جمله امضاکنندگان این نامه هستند.

تداوم اعتصاب غذای سهیلا حجاب در زندان قرچک ورامین

سهیلا حجاب، زندانی سیاسی که از تاریخ ۲۷ خرداد در اعتراض به نگهداری خود در زندان قرچک ورامین و طرح مطالباتی ازجمله انتقال به زندان اوین دست به اعتصاب غذا زد، کماکان در اعتصاب بسر می‌برد. گفته می‌شود مسئولان زندان کارت تلفن خانم حجاب را ضبط کرده و اکنون از ارتباط با خانواده خود محروم شده است.

یک منبع مطلع به خبرگزاری هرانا،از وضعیت خانم حجاب در خصوص آخرین وضعیت وی گفت: «سهیلا حجاب طی این مدت به شدت کاهش وزن و فشار خون داشته است. او شب پنج‌شنبه نیز زمانی نسبت به انتقال زینب جلالیان به مکان نامعلوم اعتراض کرد، توسط ماموران مورد ضرب و شتم قرار گرفت و یک دست و یک پای او پانسمان شده است. پس از آن نیز مسئولان زندان کارت تلفن او را ضبط کرده از صحبت کردن با خانواده خود محروم شده است.»

سهیلا حجاب از تاریخ ۲۷ خرداد دست به اعتصاب غذا زد. اعتصاب غذای خانم حجاب در اعتراض به نگهداری خود در زندان قرچک ورامین و عدم انتقال به زندان اوین و همچنین خواسته آزادی بی‌قید و شرط برادرش مجید حجاب صورت گرفته است.

سهیلا حجاب و زینب جلالیان/ ۳ تیرماه ۹۹/ زندان قرچک ورامین”.

” ما زنده به آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما، عدم ماست

ما زندانیان سال‌هاست که در زندان‌های جمهوری وحشت، جمهوری ترور، جمهوری فقر که از حقوق انسانی برخوردار نبوده و در بیدادگاه‌های جمهوری اسلامی و بدون داشتن وکیل محاکمه ناعادلانه شدیم. انواع شکنجه های جسمی و روحی را متحمل شدیم. از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود هرگز برخوردار نبودیم. حکومت ستمگر، بارها و بارها تحت عناوین مختلف، با توسل به دروغ و فریب و ریا، تحت عنوان جلسه بازپرسی، جلسه دادگاهی، ما را از زندان خارج و ماه‌های متوالی در خانه‌های امن، مورد بازجویی‌های خشن (همراه با شکنجه، توهین و اهانت) قرار داد.

بازرسی‌های وحشتناک بدنی و غیر انسانی و استفاده از دستبند و پابند، به شیوه‌های قرون وسطایی و مطابق اصول برده‌داری، بخشی از رنجنامه‌های ماست. یعنی جنسیت زنانه ما، آنقدر برای جمهوری ضد زن وحشت به همراه دارد که برای جا به جایی ما از محافظان متعدد، همراه در قل و زنجیر کردن دست و پاهایمان باید استفاده شود ؟

علیرغم این که در سیاه چاله‌های قرون وسطایی این افراد نگهداری می‌شویم، حتی برای رفتن به درمانگاه یا جابه‌جایی بین زندان‌ها یا حضور در بیدادگاه‌ها و حضور در سالن ملاقات که البته در بیشتر موارد ما در محرومیت از ملاقات به سر برده‌ایم، ما را مورد بازرسی‌های بی شرمانه خود قرار می‌دهند. مگر در سیاه چاله‌ها توسط دوربین‌ها و ماموران سرکوبگر رصد نمی‌شویم؟

اینجانبان زینب جلالیان و سهیلا حجاب، جمهوری اسلامی را به رسمیت نمی‌شناسیم و هرگز از آنها تقاضای مرخصی، آزادی و عفو نکرده‌ایم و نخواهیم کرد. چرا که فردی طلب بخشش و عفو می‌کند که مرتکب اشتباهی شده باشد . ما پژواک خواسته‌ها، آرزوها، حقوق مدنی و شهروندی از دست رفته مردمان کشورمان بوده‌ایم.

رژیم دیکتاتوری‌ای که ۴۱ سال است مردم کشور ما و سرمایه‌های ملی و منابع طبیعی را به اشکال مختلف به نابودی کشانده، باید در پیشگاه مردم هم عذرخواهی کند و هم پاسخگوی تمام جنایات خود در دهه های مختلف باشد و هم در دادگاه‌های ملی محاکمه شود.

بعد از تحمل تمام رنج‌ها و دردهایی که در سطور بالا به آن اشاره شد ما را به زندان شهر ری منتقل کردند تا به خیال خام خود ما را تنبیه کنند؛ چرا که زندان قرچک ورامین دارای بدترین وضعیّت در میان زندان های سراسر کشور است.

اما ای دیکتاتور آیا نمی‌دانی که دردها و رنج‌ها انسان‌ها را بزرگ‌تر، متعالی‌تر، خودساخته‌تر و قوی‌تر می‌کند؟! ما از این که در این زندان حبس می کِشیم ، اصلاً آزرده خاطر نبوده و نیستیم.

ما در این زندان با زن‌هایی آشنا شدیم که با اَشکال مختلف از سوء مدیریت جمهوری اسلامی در امور متفاوت رنج کشیده بودند. حضور ما در این مکان باعث شد ما پای صحبت کسانی بنشینیم که بتوانیم در جهت احقاق حقوق از دست رفته زنان، کوشاتر باشیم. ما باید پاسخگوی تاریخ باشیم. اگر می‌بینید که ما دست به اعتصاب غذا زده‌ایم (برای انتقال از این زندان)، فقط برای مطالبه حقوق انسانی ماست. این که به نسل حاضر و نسل های آینده بگوییم در هر وضعیتی که هستید، مطالبه‌گر حقوق خود باشند. به گفته یکی از بزرگان: “اگر در جامعه ای زنی روزنامه خواند و از سیاست حرف زد، به آینده آن کشور خوش بین باشید”.

جالب این‌جاست که رئیس قوه قضائیه در سخنرانی مفصلی که از صداوسیمای میلی پخش کرد اعلام کرد که محل نگهداری زندانیان سیاسی باید جدا از جرایم عمومی باشد و با زندانیان سیاسی با احترام برخورد شود. اما این گفته ها فقط تبلیغات رسانه ای به همراه داشت. چرا که در عمل به هیچ شکل به آنچه که گفتند عمل نکردند.

محلی که در آن نگهداری می شویم، عملا تبدیل به کمپ معتادان شده! زنان آسیب دیده از اجتماع که ابتدا باید درمان شوند، سپس آموزش ببینند و در نهایت به آغوش اجتماع برگردند. تأسف‌بارتر این که اکثریت زندانیانی که به اینجا وارد می شوند ، تحت عنوان جرایم فساد و فحشا و روابط خارج از ازدواج هستند. این زنان به دلیل روابط متعدد، ناقل بیماری‌های عفونی، هپاتیت، زگیل تناسلی و بسیاری بیماری‌های دیگر هستند و متاسفانه سطح بهداشت زندان بسیار ضعیف و همچنین عدم رعایت حداقل بهداشت از سوی زندانیان، رنج مضاعفی به همراه دارد.

ضرب و شتم… معضل تجاوز در میان زنان زندانی و ضرب و شتم متعدد میان آنان با وسایل متعدد که برای زد و خورد ها استفاده می‌کنند، احساس امنیت جسمی و آرامش روحی ما را به مخاطره انداخته!

در اوج بیماری کرونا، اینجانب زینب جلالیان را از زندان خوی به زندان شهر ری منتقل کردند و نگهداری در میان بیماران مبتلا به کرونا موجب شد که من زینب جلالیان به کرونا مبتلا شوم و بدون هیچگونه رسیدگی، ریه‌ام دچار آسیب شدید شود. هم اکنون هم در اتاقی نگهداری می‌شوم که تست کرونای افراد آن مثبت اعلام شده و بدون هیچگونه فاصله گذاری، بدون ماسک و مایع ضدعفونی و الکل، نفس و نفس با آ

ن‌ها زندگی می‌کنیم.

با توج

ّه به این که اینجانب سهیلا حجاب در اعتصاب غذا هستم، سیستم ایمنی بدنم ضعیف شده و مطابق گفته‌های دکتر، خطر ابتلا به کرونا بدن اینجانب را تهدید می‌کند.

شرم بر جمهوری اسلامی که ما به خاطر ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود (یعنی بهداشت و مراقبت جسمانی)، دست به اعتصاب غذا زده‌ایم که از سیاه‌چال قرچک ورامین به سیاه‌چال اوین منتقل شویم.

این اعتصاب باید برای خواسته‌های بزرگ تری مانند آزادی اتفاق می‌افتاد، اما علیرغم تمام دردها و رنج‌ها و شکنجه‌ها، ما برای احقاق حقوق انسانی و مدنی مردمان خود ایستاده‌ایم و همچنان برای احقاق حقوق انسانی و مدنی خود، همچنان سراپا ایستاده‌ایم و باز هم خواهیم ایستاد. به قولی: “سیصد گل سرخ یک گل نصرانی، ما را ز سر بریده می‌ترسانی؟، ما گر ز سر بریده می‌ترسیدیم، در محفل عاشقان نمی‌رقصیدیم”.

پشت این میله‌ها، امید برای یک زندگی آزاد در وجود ما زبانه می‌کشد. “ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر می‌شوند”

سهیلا حجاب و زینب جلالیان/ ۳ تیرماه ۹۹/ زندان قرچک ورامین”.

۲۶ ژوئن روز مبارزه با شکنجه

پوریا ابراهیمی زندانی سیاسی خبرنگار و فعال حقوق بشر

من پوریا ابراهیمی بارها به بازداشتگاه و به زندان کشانده شدم. بارها کتک خوردم و بارها تهدید شدم. در بازداشت های خیابانی یا از منزل، داعش وطنی به شکل یک جانی مرا به عمق سیاچال قانون که در بی قانونی غوطه ور بود کشاند. در سال ۸۸ چند روزی میهمان اطلاعات در کهریزک بودم. در همان سال ۸۸ با تفنگ بر تنم تیر ساچمه‌ای نواختند. سال ۸۹ در بند ۶۶ سپاه و ۲الف و ۲۴۰ و قرنطینه ۷ تهدید به تجاوز و…شدم. سال ۹۱ در در ۳۵۰ شکنجه شدم. سال ۹۳ در ۲۰۹ و بند ۸ و …….. شکنجه شدم. در آخر هم حکومت شما به ۷ سال حبس و ۳۱ ضربه شلاق برای من بسنده نکرد و باز تشکیل پرونده ایی جدید برایم دادند.. چرا؟ این همه گیر این همه بازداشت برای چه. برای یک اعتراض؟ برای اینکه گفتم و راهِ بهشتِ مینوی من بُز روِ طوع و خاکساری نبود:* .. تنها بخاطر اینکه پرسیدم چرااا؟ تنها بخاطراینکه گند کاری های حکومت کثیف جمهوری اسلامی را فریاد میزدم؟ کتک و زندان و شلاق و توهین و آسیب های روانی برای چه بود؟ و بخاطر اینکه اصلاح طلب نبودم #چهل و یک_سال_شکنجه

من_هم_شکنجه_شدم