عفو بین‌الملل خواستار درمان فوری سه زندانی سیاسی مبتلا به کُرونا شد

در پی انتشار گزارش‌هایی از عدم رسیدگی پزشکی و ارائه خدمات درمانی فوری برای ویروس کُرونا به زینب جلالیان، نرگس محمدی و سهیلا حجاب از فعالان سیاسی و حقوق بشر، سازمان عفو بین‌الملل خواستار ارائه خدمات درمانی به آنها شد.

عفو بین‌الملل در صفحات شبکه‌های اجتماعی خود از مقامات جمهوری اسلامی خواسته «بی‌درنگ خدمات درمانی لازم را برای آنها فراهم کنند.»

زینب جلالیان زندانی سیاسی که به ویروس کُرونا مبتلا شده، از پنج تیرماه از زندان شهر‌ری (قرچک) به محلی نامعلوم منتقل شده است. سازمان عفو بین‌الملل با اشاره به «ناپدیدسازی قهری» زینب جلالیان از مقامات خواسته، «باید بی‌درنگ سرنوشت و محل نگهداری وی را اعلام کنند و به او اجازه دهند تا با خانواده و وکالت خود تماس بگیرد.»

وبسایت «حقوق بشر در ایران» نوشت که پدر زینب جلالیان پیامکی مبنی بر انتقال فرزندش به دادگاه جزائی کرمان دریافت کرده است.

آنگونه که تقی رحمانی همسر نرگس محمدی اعلام کرده، نرگس محمدی به همراه شش نفر از افراد زندانی در زندان زنجان علائم ابتلا به ویروس کُرونا را دارند اما به خدمات پزشکی دسترسی ندارند.

سازمان حقوق بشری هه‌نگاو هم از ابتلای سهیلا حجاب وکیل دادگستری و فعال مدنی در زندان قرچک ورامین به کُرونا خبر داده است. گفته می‌شود وی باوجود تأیید ابتلا به کُرونا همچنان در زندان و در شرایط نامناسب و بدون رسیدگی پزشکی نگهداری می‌شود.

این وکیل دادگستری د اسفندماه ۹۸ با اتهاماتی نظیر «تبلیغ علیه نظام»، «تشکیل گروه در راستای حقوق زنان» و «درخواست رفراندوم و تغییر قانون اساسی» مجموعاً به ۱۸ سال زندان محکوم شد.

سهیلا حجاب و زینب جلالیان/ ۳ تیرماه ۹۹/ زندان قرچک ورامین”.

” ما زنده به آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما، عدم ماست

ما زندانیان سال‌هاست که در زندان‌های جمهوری وحشت، جمهوری ترور، جمهوری فقر که از حقوق انسانی برخوردار نبوده و در بیدادگاه‌های جمهوری اسلامی و بدون داشتن وکیل محاکمه ناعادلانه شدیم. انواع شکنجه های جسمی و روحی را متحمل شدیم. از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود هرگز برخوردار نبودیم. حکومت ستمگر، بارها و بارها تحت عناوین مختلف، با توسل به دروغ و فریب و ریا، تحت عنوان جلسه بازپرسی، جلسه دادگاهی، ما را از زندان خارج و ماه‌های متوالی در خانه‌های امن، مورد بازجویی‌های خشن (همراه با شکنجه، توهین و اهانت) قرار داد.

بازرسی‌های وحشتناک بدنی و غیر انسانی و استفاده از دستبند و پابند، به شیوه‌های قرون وسطایی و مطابق اصول برده‌داری، بخشی از رنجنامه‌های ماست. یعنی جنسیت زنانه ما، آنقدر برای جمهوری ضد زن وحشت به همراه دارد که برای جا به جایی ما از محافظان متعدد، همراه در قل و زنجیر کردن دست و پاهایمان باید استفاده شود ؟

علیرغم این که در سیاه چاله‌های قرون وسطایی این افراد نگهداری می‌شویم، حتی برای رفتن به درمانگاه یا جابه‌جایی بین زندان‌ها یا حضور در بیدادگاه‌ها و حضور در سالن ملاقات که البته در بیشتر موارد ما در محرومیت از ملاقات به سر برده‌ایم، ما را مورد بازرسی‌های بی شرمانه خود قرار می‌دهند. مگر در سیاه چاله‌ها توسط دوربین‌ها و ماموران سرکوبگر رصد نمی‌شویم؟

اینجانبان زینب جلالیان و سهیلا حجاب، جمهوری اسلامی را به رسمیت نمی‌شناسیم و هرگز از آنها تقاضای مرخصی، آزادی و عفو نکرده‌ایم و نخواهیم کرد. چرا که فردی طلب بخشش و عفو می‌کند که مرتکب اشتباهی شده باشد . ما پژواک خواسته‌ها، آرزوها، حقوق مدنی و شهروندی از دست رفته مردمان کشورمان بوده‌ایم.

رژیم دیکتاتوری‌ای که ۴۱ سال است مردم کشور ما و سرمایه‌های ملی و منابع طبیعی را به اشکال مختلف به نابودی کشانده، باید در پیشگاه مردم هم عذرخواهی کند و هم پاسخگوی تمام جنایات خود در دهه های مختلف باشد و هم در دادگاه‌های ملی محاکمه شود.

بعد از تحمل تمام رنج‌ها و دردهایی که در سطور بالا به آن اشاره شد ما را به زندان شهر ری منتقل کردند تا به خیال خام خود ما را تنبیه کنند؛ چرا که زندان قرچک ورامین دارای بدترین وضعیّت در میان زندان های سراسر کشور است.

اما ای دیکتاتور آیا نمی‌دانی که دردها و رنج‌ها انسان‌ها را بزرگ‌تر، متعالی‌تر، خودساخته‌تر و قوی‌تر می‌کند؟! ما از این که در این زندان حبس می کِشیم ، اصلاً آزرده خاطر نبوده و نیستیم.

ما در این زندان با زن‌هایی آشنا شدیم که با اَشکال مختلف از سوء مدیریت جمهوری اسلامی در امور متفاوت رنج کشیده بودند. حضور ما در این مکان باعث شد ما پای صحبت کسانی بنشینیم که بتوانیم در جهت احقاق حقوق از دست رفته زنان، کوشاتر باشیم. ما باید پاسخگوی تاریخ باشیم. اگر می‌بینید که ما دست به اعتصاب غذا زده‌ایم (برای انتقال از این زندان)، فقط برای مطالبه حقوق انسانی ماست. این که به نسل حاضر و نسل های آینده بگوییم در هر وضعیتی که هستید، مطالبه‌گر حقوق خود باشند. به گفته یکی از بزرگان: “اگر در جامعه ای زنی روزنامه خواند و از سیاست حرف زد، به آینده آن کشور خوش بین باشید”.

جالب این‌جاست که رئیس قوه قضائیه در سخنرانی مفصلی که از صداوسیمای میلی پخش کرد اعلام کرد که محل نگهداری زندانیان سیاسی باید جدا از جرایم عمومی باشد و با زندانیان سیاسی با احترام برخورد شود. اما این گفته ها فقط تبلیغات رسانه ای به همراه داشت. چرا که در عمل به هیچ شکل به آنچه که گفتند عمل نکردند.

محلی که در آن نگهداری می شویم، عملا تبدیل به کمپ معتادان شده! زنان آسیب دیده از اجتماع که ابتدا باید درمان شوند، سپس آموزش ببینند و در نهایت به آغوش اجتماع برگردند. تأسف‌بارتر این که اکثریت زندانیانی که به اینجا وارد می شوند ، تحت عنوان جرایم فساد و فحشا و روابط خارج از ازدواج هستند. این زنان به دلیل روابط متعدد، ناقل بیماری‌های عفونی، هپاتیت، زگیل تناسلی و بسیاری بیماری‌های دیگر هستند و متاسفانه سطح بهداشت زندان بسیار ضعیف و همچنین عدم رعایت حداقل بهداشت از سوی زندانیان، رنج مضاعفی به همراه دارد.

ضرب و شتم… معضل تجاوز در میان زنان زندانی و ضرب و شتم متعدد میان آنان با وسایل متعدد که برای زد و خورد ها استفاده می‌کنند، احساس امنیت جسمی و آرامش روحی ما را به مخاطره انداخته!

در اوج بیماری کرونا، اینجانب زینب جلالیان را از زندان خوی به زندان شهر ری منتقل کردند و نگهداری در میان بیماران مبتلا به کرونا موجب شد که من زینب جلالیان به کرونا مبتلا شوم و بدون هیچگونه رسیدگی، ریه‌ام دچار آسیب شدید شود. هم اکنون هم در اتاقی نگهداری می‌شوم که تست کرونای افراد آن مثبت اعلام شده و بدون هیچگونه فاصله گذاری، بدون ماسک و مایع ضدعفونی و الکل، نفس و نفس با آ

ن‌ها زندگی می‌کنیم.

با توج

ّه به این که اینجانب سهیلا حجاب در اعتصاب غذا هستم، سیستم ایمنی بدنم ضعیف شده و مطابق گفته‌های دکتر، خطر ابتلا به کرونا بدن اینجانب را تهدید می‌کند.

شرم بر جمهوری اسلامی که ما به خاطر ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود (یعنی بهداشت و مراقبت جسمانی)، دست به اعتصاب غذا زده‌ایم که از سیاه‌چال قرچک ورامین به سیاه‌چال اوین منتقل شویم.

این اعتصاب باید برای خواسته‌های بزرگ تری مانند آزادی اتفاق می‌افتاد، اما علیرغم تمام دردها و رنج‌ها و شکنجه‌ها، ما برای احقاق حقوق انسانی و مدنی مردمان خود ایستاده‌ایم و همچنان برای احقاق حقوق انسانی و مدنی خود، همچنان سراپا ایستاده‌ایم و باز هم خواهیم ایستاد. به قولی: “سیصد گل سرخ یک گل نصرانی، ما را ز سر بریده می‌ترسانی؟، ما گر ز سر بریده می‌ترسیدیم، در محفل عاشقان نمی‌رقصیدیم”.

پشت این میله‌ها، امید برای یک زندگی آزاد در وجود ما زبانه می‌کشد. “ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر می‌شوند”

سهیلا حجاب و زینب جلالیان/ ۳ تیرماه ۹۹/ زندان قرچک ورامین”.

۲۶ ژوئن روز مبارزه با شکنجه

پوریا ابراهیمی زندانی سیاسی خبرنگار و فعال حقوق بشر

من پوریا ابراهیمی بارها به بازداشتگاه و به زندان کشانده شدم. بارها کتک خوردم و بارها تهدید شدم. در بازداشت های خیابانی یا از منزل، داعش وطنی به شکل یک جانی مرا به عمق سیاچال قانون که در بی قانونی غوطه ور بود کشاند. در سال ۸۸ چند روزی میهمان اطلاعات در کهریزک بودم. در همان سال ۸۸ با تفنگ بر تنم تیر ساچمه‌ای نواختند. سال ۸۹ در بند ۶۶ سپاه و ۲الف و ۲۴۰ و قرنطینه ۷ تهدید به تجاوز و…شدم. سال ۹۱ در در ۳۵۰ شکنجه شدم. سال ۹۳ در ۲۰۹ و بند ۸ و …….. شکنجه شدم. در آخر هم حکومت شما به ۷ سال حبس و ۳۱ ضربه شلاق برای من بسنده نکرد و باز تشکیل پرونده ایی جدید برایم دادند.. چرا؟ این همه گیر این همه بازداشت برای چه. برای یک اعتراض؟ برای اینکه گفتم و راهِ بهشتِ مینوی من بُز روِ طوع و خاکساری نبود:* .. تنها بخاطر اینکه پرسیدم چرااا؟ تنها بخاطراینکه گند کاری های حکومت کثیف جمهوری اسلامی را فریاد میزدم؟ کتک و زندان و شلاق و توهین و آسیب های روانی برای چه بود؟ و بخاطر اینکه اصلاح طلب نبودم #چهل و یک_سال_شکنجه

من_هم_شکنجه_شدم

زندان قرچک ورامین؛ ابتلای زینب جلالیان به کرونا و عدم رسیدگی پزشکی

زینب جلالیان، زندانی سیاسی که اخیرا به بیماری کرونا مبتلا شده است، کماکان بدون رسیدگی پزشکی در قرنطینه زندان قرچک ورامین بسر می‌برد. خانم جلالیان به بیماری زمینه‌ای آسم مبتلا بوده که همین امر جان وی را بیش از سایرین در خطر قرار می‌دهد. زینب جلالیان که اردیبهشت‌ماه از زندان خوی به زندان قرچک ورامین منتقل شد، کماکان در زندان قرچک ورامین بسر می‌برد. این در حالی که تمامی زندانیان باید پس از طی دوره قرنطینه به بند عمومی منتقل شوند. این زندانی سیاسی در سال ۸۶ بازداشت و دو سال بعد به اتهام خروج غیر قانونی از کشور به یک سال حبس تعزیری و به اتهام محاربه به اعدام محکوم شد. حکم اعدام او در دادگاه تجدیدنظر و دیوان عالی کشور تایید اما با یک درجه تخفیف به حبس ابد تقلیل یافت.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، زینب جلالیان، زندانی سیاسی که اخیرا به بیماری کرونا مبتلا شده است، کماکان بدون رسیدگی پزشکی در قرنطینه زندان قرچک ورامین بسر می‌برد.

یک منبع نزدیک به خانواده این زندانی سیاسی در این خصوص به هرانا گفت: “زینب جلالیان که از پیش به بیماری آسم هم مبتلا بود، با ابتلا به بیماری کرونا دائما سرفه می‌کند و وضعیت ریه‌اش اصلا مساعد نیست. تنها مدتی قبل پس از تایید ایتلایش به کرونا، به دلیل سرفه‌های مداوم یک عکس از قفسه سینه‌اش گرفتند و بلافاصله به قرنطینه برش گرداندند. تاکنون رسیدگی پزشکی به خانم جلالیان صورت نگرفته و او در قرنطینه زندان قرچک ورامین بسر می‌برد”.
نگهداری خانم جلالیان در این بند در حالی است که بیش از ۱ ماه از انتقال این زندانی سیاسی به بند قرنطینه زندان قرچک ورامین می‌گذرد. مطابق با قوانین تمامی زندانیان باید پس از طی دوره قرنطینه به بند عمومی منتقل شوند.

پیشتر یک منبع نزدیک به خانواده این زندانی سیاسی در این خصوص به هرانا گفت: “زینب جلالیان از زمان انتقال به زندان قرچک کماکان در قرنطینه و البته با شرایط مشابه ایزوله بسر می‌برد و تماس سایر زندانیان با او نیز ممنوع شده است. شرایط قرنطینه اصلا بهداشتی نیست و حتی از دیگر قسمت‌های زندان امکانات رفاهی کمتری دارد”.

زینب جلالیان روز دوشنبه ۸ اردیبهشت، به دلایل نامشخصی از زندان خوی خارج و نهایتا در تاریخ ۱۳ اردیبهشت به بند قرنطینه زندان قرچک ورامین منتقل شد. پیشتر یک منبع نزدیک به خانواده جلالیان در این خصوص به هرانا گفت: «زینب جلالیان پس از خروج از زندان خوی ابتدا به زندان ارومیه و از آنجا به کرمانشاه، سپس به زندان اوین و نهایتا به بند قرنطینه زندان قرچک ورامین منتقل شد. انتقال او به این بند در حالی است که هم‌اکنون حدود هشتاد زندانی که طی روزهای اخیر به زندان قرچک وارمین منتقل شده‌اند در آنجا نگهداری می‌شوند و با توجه به شیوع ویروس کرونا در زندان‌ها خانواده او به شدت نگران وضعیت او هستند.»

گفتنی است، یکی از وکلای خانم جلالیان، وکالت خود را لغو و امیرسالار داودی، دیگر وکیل وی نیز به حبس محکوم شده و در حال سپری کردن مدت محکومیت خود است. در حال حاضر هیچ وکیلی برای پیگیری پرونده، وضعیت پزشکی و یا اعزام این زندانی سیاسی به مرخصی وکالت او را بر عهده ندارد.

سال ۹۷ نیز سازمان عفو بین الملل در گزارشی از مشکلاتی چون ”ناخونک چشم، عوارض روده و کلیه و برفک دهان” که موجب اختلال در غذا خوردن وی شده نام برده بود. بنا بر این گزارش خانم جلالیان بارها درخواست اعزام به بیمارستان و انجام آزمایشات پزشکی را نموده است که با مخالفت مسئولان زندان مواجه شده است.

زینب جلالیان در سال ۱۳۸۶ بازداشت و در سال ۱۳۸۸ به اتهام خروج غیر قانونی از کشور به یک سال حبس تعزیری و به اتهام محاربه از طریق عضویت در گروه‌های مخالف نظام به اعدام محکوم شد.
حکم اعدام او در دادگاه تجدیدنظر و دیوان عالی کشور تایید اما با یک درجه تخفیف مورد عفو قرار گرفته و محکوم به حبس ابد تقلیل یافت.

بنا به گفته خانم جلالیان در زمان بازداشت از طریق شلاق بر کف پا، مشت به شکم، کوباندن سر به دیوار و تهدید به تجاوز مورد آزار و شکنجه قرار گرفته بود.