#مهسا_امینی 🔴پیام یک شهروند دلار شده ۴۰ تومن، اینترنت نفسای آخرشو میکشه، هوا بقدری آلوده‌ست که چند صد متر جلوتر دیده نمیشه، گرونی و فقر و فساد بیداد میکنه، دارو پیدا نمیشه، قیمت اجاره خونه و مسکن سر به فلک گذاشته، خرید ماشین شده یه آرزو ولی عرزشی میگه شما فقط میخواید لخت شید!رسما لختمون کردین..💠 رهسپاریم با ولایت تا فلاکتتورم نقطه ای غذا ۶۰٪!دلار ۳۹ هزار تومان!سکه ۱۹ میلیون!پراید ۲۲۰ م ت!متوسط متر مربع مسکن در تهران ۴۶ میلیون !وصولی خانواده کارگری ۷ ، ۸ میلیون!رهسپاریم با ولایت تا فلاکت!✍️ محمّد حسين كريمي پور💠به مردم بگید اگر میخوان بدونن چه خبره، یک ساعت برن تو اداره گذرنامه بایستنببینن چه حجمی از نظامی ها و…. دنبال صدور پاسپورت فوری هستن!من دیدم شاخم در اومد.💠 دقت، دقت، دقتاول رفتیم بیرون برای بدست آوردن آزادیبعد برای حمایت از زندانیانبعد برای حمایت از اعدامی هابعد سکوت و عزاداری بعد از اعدامج ا داره حلقه رو تنگ‌میکنه، که من و شما یادمون بره برای چی اومدیم بیرونهدف اصلیمون رو یادمون نره!کف خیابان

نازی‌آباد تهران‏شلیک به یک شهروند توسط مزدوران خامنه‌ای، پس از ضرب و جرح فراوان‏⁧‫#مهسا_امینی‬⁩‏ ⁦‪#MahsaAmini‬⁩‏ ٣٠ مهر

This is how the Islamic regime puts down unarmed protesters. Batons, motorcycles and guns. Watch and judge for yourselves.

‎Watch this video in full if you want to know why so many protesters and are killed. ⁦‪

this video taken in NaziAbad, Tehran, it shows the heights of IR’s brutality & cruelty in suppressing people. Security forces beat a protester & then, as his injured body was laid on the ground, shoot at him at point blank.

Nika was only 17. She has been killed by the brutal Islamic regime in Iran. Her funeral was as the same day of her 17th birthday

ایرانیان بار دیگر شاهد جنایت هولناک جمهوری اسلامی این بار علیه یک دختر 17 ساله بودند.
آنها این نوجوان 17 ساله را ربودند و بارها به او تجاوز کردند، شکنجه کردند و با شکستن چندین استخوان او را کشتند و در آخر اعضای بدنش را به تاراج بردن .

🕊 توییت تسلیت استاد #محمدعلی_طاهری در خصوص قتل مهسا امینی و محکوم نمودن این اقدام سفاکانه مامورین گشت ارشادلینک توییت اولhttps://twitter.com/taheriofficial/status/1570786382087618569?s=46&t=3XGuDkev6B1XO0gI7UNfgQلینک توییت دومhttps://twitter.com/taheriofficial/status/1570786384100880390?s=46&t=3XGuDkev6B1XO0gI7UNfgQ

اظهارات همسر بهنام محجوبی در خصوص وضعیت فعلی این درویش زندانی

به گزارش خبر گزاری عرفان حلقه انا
🆔

🔸صالحه حسینی، همسر بهنام محجوبی دقایقی پس از دیدن او در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان لقمان گفت که عدم رسیدگی به موقع پزشکی و تأخیر در اعزام او به بیمارستان باعث وخامت وضعیت جسمانی و در نهایت به کما رفتن این زندانی عقیدتی شده است.

وی همچنین افزود: «بدنش خیلی ورم کرده و داغ است. یعنی بالاتر از دمای معمولی است و تب دارد. سه چهار دستگاه به او وصل است و با دستگاه نفس می‌کشد. پایش را که فشار دادم اصلاً هیچ حسی نداشت و احساس نمی‌کرد.»

بر اساس توضیحاتی که پزشک بهنام محجوبی به همسر او ارائه کرده، برای تخلیه موارد داخل ریه، به ریه‌اش لوله فرستاده‌اند گرچه تنها امیدی پنجاه درصدی به اثربخشی این کار دارند.

همسر بهنام محجوبی درباره وضعیت بیماری او توضیح می‌دهد: «حدوداً یکسال قبل که آقای تابنده فوت شد بهنام چون خیلی دوستش داشت اختلال پانیک گرفت، ولی داروهایش خیلی کم بود، روزی سه قرص مصرف می‌کرد. دکترش تأیید کرد که تحمل حبس ندارد و ما نامه را برای قاضی بردیم اما قبول نکرد.

⚫️✉️⚫️ “اطلاعیه” انا لله و انا الیه راجعون بازگشت همه بسوی اوست

رحلت جانگداز «درویش بهنام محجوبی» را به خانواده محترم آن مرحوم و جامعه دراویش گنابادی و همه آزاداندیشان تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال برایشان طلب مغفرت می‌نماید.
در ضمن بدینوسیله از کلیه نهادهای بین المللی حقوق بشری تقاضای رسیدگی عاجل به علت مرگ آن مرحوم را دارم. زیرا، با توجه به تجارب اینجانب در خلال حدود یک دهه اسارت در بازداشتگاه امنیتی و شکایاتی که به کمیسیون اصل ۹۰ مجلس ارائه نموده‌ام (با استناد به جلد چهارم مجموعه کتاب‌های دفاعیات من)، کاملا مشخص است که علت مرگ ایشان مشکوک و طی طرح و برنامه‌های امنیتی به وقوع پیوسته است.

با آرزوی توفیق الهی
محمد علی طاهری
تورنتو ۲۰۲۱/۰۲/۱۷ مصادف با ۱۳۹۹/۱۱/۲۹

▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️

🌟آی‌دی ادمین نماینده روابط عمومی:
@PR_Rep_admin

▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️

#اطلاعیه

🔸لینک کانال روابط عمومی عرفان کیهانی حلقه:

https://t.me/ErfaneHalghe_RavabetOmoomi

ضرب و شتم و تهدید به مرگ دو زندانی سیاسی در زندان اوین/ انتقال بهنام موسیوند به بند ۸ زندان اوین

گزارش ها از زندان اوین حاکی است که یکی از هواداران عرفان حلقه در بند ۸ این زندان توسط یک زندانی عادی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و سپس تهدید به مرگ شده است؛ پیش‌تر جعفر عظیم زاده، از اعضای اتحادیه آزاد کارگران نیز در همین بند توسط این زندانی مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود. از سوی دیگر گزارش شده، بهنام موسیوند، زندانی سیاسی به دنبال مشاجره لفظی با مسئول بند۴ زندان اوین، به بند ۸ این زندان منتقل شده است.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، امیر حسین میرخلیلی، از هواداران عرفان حلقه که دوران محکومیت خود را در بند ۸ زندان اوین سپری می‌کند، توسط یک زندانی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و تهدید به مرگ شده است.

ضرب و شتم آقای میرخلیلی در حالی است که پیشتر روز یک‌شنبه ۵ مردادماه ۹۹ یکی از زندانیانی که به جرم فروش مواد مخدر در سالنی دیگر از بند‌ هشت زندان نگهداری می‌شود، جعفر عظیم زاده، از اعضای اتحادیه آزاد کارگران را مورد ضرب و شتم قرار داد و بار دیگر حوالی غروب همان روز در هواخوری، زندانی دیگری از بندی دیگر به او حمله کرده بود.

افزایش تنش بین زندانیان جرائم عادی با زندانیان سیاسی در بند ۸ زندان اوین، یکی از مواردی است که اخیرا فعالان حقوق بشر در شبکه های اجتماعی نسبت به ادامه این روند هشدار و واکنش نشان داده بودند. فعالان حقوق بشر می‌گویند اصل تفکیک جرایم از سوی مسئولان زندان اوین در این بند رعایت نمی‌شود.

همچنین بهنام موسیوند، دیگر زندانی محبوس در زندان اوین نیز اخیرا به دنبال مشاجره لفظی با «حیدرپور»، مسئول بند ۴ این زندان، به بند ۸ زندان اوین منتقل شده است.

گفته می‌شود بهنام موسیوند پس از اعتراض در خصوص وجود باندهای پخش مواد مخدر در زندان، استثمار زندانیان کم بضاعت توسط زندانیان جرائم مالی و تبعیض میان زندانیان متهمان جرائم اختلاس با سیاسی به صورت تنبیهی به بند ۸ اوین منتقل شده است.

تداوم اعتصاب غذای سهیلا حجاب در زندان قرچک ورامین

سهیلا حجاب، زندانی سیاسی که از تاریخ ۲۷ خرداد در اعتراض به نگهداری خود در زندان قرچک ورامین و طرح مطالباتی ازجمله انتقال به زندان اوین دست به اعتصاب غذا زد، کماکان در اعتصاب بسر می‌برد. گفته می‌شود مسئولان زندان کارت تلفن خانم حجاب را ضبط کرده و اکنون از ارتباط با خانواده خود محروم شده است.

یک منبع مطلع به خبرگزاری هرانا،از وضعیت خانم حجاب در خصوص آخرین وضعیت وی گفت: «سهیلا حجاب طی این مدت به شدت کاهش وزن و فشار خون داشته است. او شب پنج‌شنبه نیز زمانی نسبت به انتقال زینب جلالیان به مکان نامعلوم اعتراض کرد، توسط ماموران مورد ضرب و شتم قرار گرفت و یک دست و یک پای او پانسمان شده است. پس از آن نیز مسئولان زندان کارت تلفن او را ضبط کرده از صحبت کردن با خانواده خود محروم شده است.»

سهیلا حجاب از تاریخ ۲۷ خرداد دست به اعتصاب غذا زد. اعتصاب غذای خانم حجاب در اعتراض به نگهداری خود در زندان قرچک ورامین و عدم انتقال به زندان اوین و همچنین خواسته آزادی بی‌قید و شرط برادرش مجید حجاب صورت گرفته است.

سهیلا حجاب و زینب جلالیان/ ۳ تیرماه ۹۹/ زندان قرچک ورامین”.

” ما زنده به آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما، عدم ماست

ما زندانیان سال‌هاست که در زندان‌های جمهوری وحشت، جمهوری ترور، جمهوری فقر که از حقوق انسانی برخوردار نبوده و در بیدادگاه‌های جمهوری اسلامی و بدون داشتن وکیل محاکمه ناعادلانه شدیم. انواع شکنجه های جسمی و روحی را متحمل شدیم. از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود هرگز برخوردار نبودیم. حکومت ستمگر، بارها و بارها تحت عناوین مختلف، با توسل به دروغ و فریب و ریا، تحت عنوان جلسه بازپرسی، جلسه دادگاهی، ما را از زندان خارج و ماه‌های متوالی در خانه‌های امن، مورد بازجویی‌های خشن (همراه با شکنجه، توهین و اهانت) قرار داد.

بازرسی‌های وحشتناک بدنی و غیر انسانی و استفاده از دستبند و پابند، به شیوه‌های قرون وسطایی و مطابق اصول برده‌داری، بخشی از رنجنامه‌های ماست. یعنی جنسیت زنانه ما، آنقدر برای جمهوری ضد زن وحشت به همراه دارد که برای جا به جایی ما از محافظان متعدد، همراه در قل و زنجیر کردن دست و پاهایمان باید استفاده شود ؟

علیرغم این که در سیاه چاله‌های قرون وسطایی این افراد نگهداری می‌شویم، حتی برای رفتن به درمانگاه یا جابه‌جایی بین زندان‌ها یا حضور در بیدادگاه‌ها و حضور در سالن ملاقات که البته در بیشتر موارد ما در محرومیت از ملاقات به سر برده‌ایم، ما را مورد بازرسی‌های بی شرمانه خود قرار می‌دهند. مگر در سیاه چاله‌ها توسط دوربین‌ها و ماموران سرکوبگر رصد نمی‌شویم؟

اینجانبان زینب جلالیان و سهیلا حجاب، جمهوری اسلامی را به رسمیت نمی‌شناسیم و هرگز از آنها تقاضای مرخصی، آزادی و عفو نکرده‌ایم و نخواهیم کرد. چرا که فردی طلب بخشش و عفو می‌کند که مرتکب اشتباهی شده باشد . ما پژواک خواسته‌ها، آرزوها، حقوق مدنی و شهروندی از دست رفته مردمان کشورمان بوده‌ایم.

رژیم دیکتاتوری‌ای که ۴۱ سال است مردم کشور ما و سرمایه‌های ملی و منابع طبیعی را به اشکال مختلف به نابودی کشانده، باید در پیشگاه مردم هم عذرخواهی کند و هم پاسخگوی تمام جنایات خود در دهه های مختلف باشد و هم در دادگاه‌های ملی محاکمه شود.

بعد از تحمل تمام رنج‌ها و دردهایی که در سطور بالا به آن اشاره شد ما را به زندان شهر ری منتقل کردند تا به خیال خام خود ما را تنبیه کنند؛ چرا که زندان قرچک ورامین دارای بدترین وضعیّت در میان زندان های سراسر کشور است.

اما ای دیکتاتور آیا نمی‌دانی که دردها و رنج‌ها انسان‌ها را بزرگ‌تر، متعالی‌تر، خودساخته‌تر و قوی‌تر می‌کند؟! ما از این که در این زندان حبس می کِشیم ، اصلاً آزرده خاطر نبوده و نیستیم.

ما در این زندان با زن‌هایی آشنا شدیم که با اَشکال مختلف از سوء مدیریت جمهوری اسلامی در امور متفاوت رنج کشیده بودند. حضور ما در این مکان باعث شد ما پای صحبت کسانی بنشینیم که بتوانیم در جهت احقاق حقوق از دست رفته زنان، کوشاتر باشیم. ما باید پاسخگوی تاریخ باشیم. اگر می‌بینید که ما دست به اعتصاب غذا زده‌ایم (برای انتقال از این زندان)، فقط برای مطالبه حقوق انسانی ماست. این که به نسل حاضر و نسل های آینده بگوییم در هر وضعیتی که هستید، مطالبه‌گر حقوق خود باشند. به گفته یکی از بزرگان: “اگر در جامعه ای زنی روزنامه خواند و از سیاست حرف زد، به آینده آن کشور خوش بین باشید”.

جالب این‌جاست که رئیس قوه قضائیه در سخنرانی مفصلی که از صداوسیمای میلی پخش کرد اعلام کرد که محل نگهداری زندانیان سیاسی باید جدا از جرایم عمومی باشد و با زندانیان سیاسی با احترام برخورد شود. اما این گفته ها فقط تبلیغات رسانه ای به همراه داشت. چرا که در عمل به هیچ شکل به آنچه که گفتند عمل نکردند.

محلی که در آن نگهداری می شویم، عملا تبدیل به کمپ معتادان شده! زنان آسیب دیده از اجتماع که ابتدا باید درمان شوند، سپس آموزش ببینند و در نهایت به آغوش اجتماع برگردند. تأسف‌بارتر این که اکثریت زندانیانی که به اینجا وارد می شوند ، تحت عنوان جرایم فساد و فحشا و روابط خارج از ازدواج هستند. این زنان به دلیل روابط متعدد، ناقل بیماری‌های عفونی، هپاتیت، زگیل تناسلی و بسیاری بیماری‌های دیگر هستند و متاسفانه سطح بهداشت زندان بسیار ضعیف و همچنین عدم رعایت حداقل بهداشت از سوی زندانیان، رنج مضاعفی به همراه دارد.

ضرب و شتم… معضل تجاوز در میان زنان زندانی و ضرب و شتم متعدد میان آنان با وسایل متعدد که برای زد و خورد ها استفاده می‌کنند، احساس امنیت جسمی و آرامش روحی ما را به مخاطره انداخته!

در اوج بیماری کرونا، اینجانب زینب جلالیان را از زندان خوی به زندان شهر ری منتقل کردند و نگهداری در میان بیماران مبتلا به کرونا موجب شد که من زینب جلالیان به کرونا مبتلا شوم و بدون هیچگونه رسیدگی، ریه‌ام دچار آسیب شدید شود. هم اکنون هم در اتاقی نگهداری می‌شوم که تست کرونای افراد آن مثبت اعلام شده و بدون هیچگونه فاصله گذاری، بدون ماسک و مایع ضدعفونی و الکل، نفس و نفس با آ

ن‌ها زندگی می‌کنیم.

با توج

ّه به این که اینجانب سهیلا حجاب در اعتصاب غذا هستم، سیستم ایمنی بدنم ضعیف شده و مطابق گفته‌های دکتر، خطر ابتلا به کرونا بدن اینجانب را تهدید می‌کند.

شرم بر جمهوری اسلامی که ما به خاطر ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود (یعنی بهداشت و مراقبت جسمانی)، دست به اعتصاب غذا زده‌ایم که از سیاه‌چال قرچک ورامین به سیاه‌چال اوین منتقل شویم.

این اعتصاب باید برای خواسته‌های بزرگ تری مانند آزادی اتفاق می‌افتاد، اما علیرغم تمام دردها و رنج‌ها و شکنجه‌ها، ما برای احقاق حقوق انسانی و مدنی مردمان خود ایستاده‌ایم و همچنان برای احقاق حقوق انسانی و مدنی خود، همچنان سراپا ایستاده‌ایم و باز هم خواهیم ایستاد. به قولی: “سیصد گل سرخ یک گل نصرانی، ما را ز سر بریده می‌ترسانی؟، ما گر ز سر بریده می‌ترسیدیم، در محفل عاشقان نمی‌رقصیدیم”.

پشت این میله‌ها، امید برای یک زندگی آزاد در وجود ما زبانه می‌کشد. “ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر می‌شوند”

سهیلا حجاب و زینب جلالیان/ ۳ تیرماه ۹۹/ زندان قرچک ورامین”.