بهنام محجوبی درگذشت

بهنام محجوبی درویش گنابادی زندانی، در بیمارستان لقمان تهران درگذشت.

به گزارش فعال حقوق بشر
بهنام محجوبی در زمستان ۹۶، در جریان حوادث گلستان هفتم توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و در تاریخ ۲۷ مردادماه ۹۸ توسط شعبهٔ ۲۶ دادگاه انقلاب تهران از بابت اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور از طریق ارتباط‌گیری با سایرین و فراهم ساختن تجمع غیرقانونی» ۲ سال حبس تعزیری و مجازات تکمیلی محکوم شده بود .
بهنام محجوبی در زندان اوین پس از آگاهی از درگذشت نور‌علی تابنده، قطب دراویش گنابادی، بعلت شوک روانی شدید، به اختلال پانیک مبتلا شد و هر چند وقت یکبار بر اثر حملات پانیک به فلج موقت و اختلال در تکلم دچار می‌شد. مسئولان قضایی و عوامل زندان اوین، جهت تحمیل فشار به ایشان، دارو‌هایی که خانواده‌اش به سختی تهیه کردند و به زندان تحویل می‌دادند را در اختیار ایشان قرار نمی‌داد,
آزاد نکردن فوری زندانی‌ای که برای او توسط پزشکی قانونی رأی عدم تحمل کیفر صادر شده، در اختیار نگذاشتن دارو‌های درمانی و تحمیل مقادیر بالای داروی خواب‌آور به زندانی با تهدید به انتقال و بستری در شکنجه‌گاهی بنام بیمارستان روانپزشکی و نهایتاً به کما رفتن زندانی در اثر مسمومیت دارویی، مسئولیت مرگ‌ وی را مستقیماً متوجه مسئولان قضایی، امنیتی و مخصوصاً پزشک و عوامل بهداری زندان اوین می‌کند.
از تمامی جوامع حقوق بشری میخواهیم که این ظلم بزرگ را بی جواب نگذارنند بی نهایت بهنام ها میمیرند و جهموری اسلامی به ظلمش ادامه میدهد

۲۶ ژوئن روز مبارزه با شکنجه

پوریا ابراهیمی زندانی سیاسی خبرنگار و فعال حقوق بشر

من پوریا ابراهیمی بارها به بازداشتگاه و به زندان کشانده شدم. بارها کتک خوردم و بارها تهدید شدم. در بازداشت های خیابانی یا از منزل، داعش وطنی به شکل یک جانی مرا به عمق سیاچال قانون که در بی قانونی غوطه ور بود کشاند. در سال ۸۸ چند روزی میهمان اطلاعات در کهریزک بودم. در همان سال ۸۸ با تفنگ بر تنم تیر ساچمه‌ای نواختند. سال ۸۹ در بند ۶۶ سپاه و ۲الف و ۲۴۰ و قرنطینه ۷ تهدید به تجاوز و…شدم. سال ۹۱ در در ۳۵۰ شکنجه شدم. سال ۹۳ در ۲۰۹ و بند ۸ و …….. شکنجه شدم. در آخر هم حکومت شما به ۷ سال حبس و ۳۱ ضربه شلاق برای من بسنده نکرد و باز تشکیل پرونده ایی جدید برایم دادند.. چرا؟ این همه گیر این همه بازداشت برای چه. برای یک اعتراض؟ برای اینکه گفتم و راهِ بهشتِ مینوی من بُز روِ طوع و خاکساری نبود:* .. تنها بخاطر اینکه پرسیدم چرااا؟ تنها بخاطراینکه گند کاری های حکومت کثیف جمهوری اسلامی را فریاد میزدم؟ کتک و زندان و شلاق و توهین و آسیب های روانی برای چه بود؟ و بخاطر اینکه اصلاح طلب نبودم #چهل و یک_سال_شکنجه

من_هم_شکنجه_شدم

دومین سالگرد بازداشت خودسرانه‌ی نسرین ستوده، وکیل حقوق بشری

دومین سالگرد حبس ناعادلانه و خودسرانه نسرین ستوده در حالی فرا می‌رسد که بیش از یک میلیون نفر از نقاط مختلف جهان خواهان آزادی وی شده‌اند و همراه با او و سایر مدافعان حقوق زنان زندانی از جمله صبا کردافشاری، یاسمن آریانی، مژگان کشاورز و آتنا دائمی، به قانون تبعیض آمیز و تحقیرآمیز حجاب اجباری در ایران با صدای بلند اعتراض کرده‌اند.

خانم نسرین ستوده وکیل سرشناس حقوق بشری، برنده‌ی جایزه‌ی زاخاروف پارلمان اروپا در سال ۲۰۱۲ و چهره‌ی مهمی مبارزاتی در دفاع از حقوق بشر در ایران است.

نیروهای امنیتی در روز ۲۳ خرداد ۱۳۹۷ خانم نسرین ستوده را در خانه‌ی او در تهران دستگیر و به زندان اوین منتقل کردند. او پیش از دستگیری از محکومیت یا حکم زندان مطلع نشده بود که این خود، نقض موازین داخلی و بین المللی محاکمه‌ی عادلانه است.

او در اعتراض به غیرقانونی بودن محاکمه‌ها در بیدادگاه انقلاب اسلامی از حضور در دادگاه سر باز زد. دادگاه او را مجرم تشخیص داد و به ۷ اتهام واهی، او را به ۳۸/۵ سال زندان و ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم کرد.

عرفان حلقه؛ نامه امیرحسین میرخلیلی از زندان اوین

سید امیرحسین میرخلیلی، یکی از هواداران عرفان حلقه محبوس در زندان اوین در نامه‌ای سرگشاده خطاب به حسن روحانی، رئیس جمهور ایران نسبت به روند دادرسی و اتهامات مطروحه علیه خود اعتراض کرده است. آقای میرخلیلی در ادامه درخصوص رویکرد سازمان اطلاعات سپاه در بازداشت محمدعلی طاهری و سایر شاگردان وی و اتهامات مطرح شده نوشته است. امیرحسین میرخلیلی همچنین به دلیل آنچه خود پرونده‌سازی‌های متعدد خوانده، تقاضای سلب تابعیت از جمهوری اسلامی ایران را کرده است….متن کامل این نامه
اینجانب سیدامیرحسین میرخلیلی بابت فعالیتهای ظلم ستیزانه خود در جهت افشای تخلفات صورت گرفته از سوی سازمان اطلاعات سپاه و قوه قضائیه، در پرونده ای که علیه دانشمند گرانقدر و اندیشمند فاضل و متواضع جناب آقای دکتر محمدعلی طاهری بنیانگذار عرفان حلقه، دو طب مکمل فرادرمانی و سایمنتولوژی، نگرش اینتریونیورسالیسم یا فراکل نگری و… ساخته و پرداخته کرده بودند، به اتهام «اقدام علیه امنیت کشور از طریق اداره گروه [به اصطلاح] غیرقانونی عرفان حلقه»، «تبلیغ علیه نظام» و «تشویش اذهان عمومی از طریق نشر [به اصطلاح] اکاذیب در صفحه مجازی» در حال حاضر در زندان به سر می‌ برم. متاسفانه این پرونده که با اطاله دادرسی بسیار طولانی مواجه بوده و همچنان نیز هست، در مرحله بدوی با اشد مجازات زندان مندرج در قانون (۱۰سال زندان بابت اقدام علیه امنیت ملی، ۱سال زندان بابت تبلیغ و ۲سال زندان و ۷۴ضربه شلاق بابت تشویش) مواجه و علیرغم اعتراض اینجانب در تاریخ ۹۸/۱۲/۱۶ در هنگام ابلاغ حکم، در محل شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی تهران، هنوز حتی به دادگاه تجدیدنظر نیز ارسال نشده است و پس از گذشت نزدیک به ۳ ماه از تاریخ ابلاغ حکم، تعیین شعبه تجدیدنظر صورت نگرفته است. وثیقه تعیینی در مرحله بازپرسی (۱۰۰میلیون تومان) نیز در تاریخ ۹۸/۷/۱۰ به ۲میلیارد تومان تشدید شد که به علت عدم توانایی در تودیع آن، پیش از قطعیت حکم فوق، تا مدت نامعلومی در زندان به سر خواهم برد. اعتراضات اینجانب و سایر اعضای ظلم ستیز و غیور عرفان حلقه، که سکوت در برابر دروغ پردازیهای صورت گرفته علیه استاد طاهری را خیانت علیه اسلام، قرآن و بشریت می دانستند، اعم از حضور در تجمعات مسالمت آمیز مدنی (که طبق اصل ۲۷ قانون اساسی، حق مسلم ما بوده است و اساساً قشرهای مختلف مردم چگونه باید صدای خود را به گوش شما مسئولین ناشنوا یا کم شنوا برسانند؟) که همواره با برخوردهای امنیتی، جرم انگاری بابت حضور در این تجمعات، دستگیری های موردی یا گسترده و… روبرو بوده است، فعالیتهایمان در فضای مجازی و… فقط و فقط به خاطر یک خواسته واضح و روشن و ساده و منطقی بیش نبوده است: اجرای قانون در روند رسیدگی به پرونده استاد طاهری، در نتیجه تبرئه ایشان از کلیه اتهامات جعلی و دروغین منتسب و در نتیجه آزادی بی قید و شرط ایشان از زندان.
استاد طاهری در ۸۹/۱/۲۹ برای اولین بار به اتهام دروغین و بی پایه و اساس «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور از طریق عضویت در گروه چریک های فدایی خلق» توسط سازمان دروغگوی اطلاعات سپاه دستگیر و به مدت ۲ماه و چندروز در یک «خانه تیمی» متعلق به این نهاد امنیتی، مورد بازجویی قرار گرفت. این اتهام به همراه اتهامات بی ربط و عجیب و غریب و دهن پر کن دیگری چون ارتداد، سب النبی و ترور افراد و تهدید آنها در تاریخ ۹۵/۴/۱۳ از سوی بازپرس شعبه ۳ بازپرسی دادسرای شهید مقدس (اوین) با قرار منع تعقیب مواجه شد. این از این!
در تاریخ ۹۰/۹/۸ در آخرین جلسه رسیدگی به پرونده استاد طاهری در سال ۱۳۹۰ از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب وقت (به ریاست قاضی پیرعباسی که بعلت عدم صدور حکم اعدام موردنظر نهاد دستگیر کننده از ریاست آن شعبه برکنار شد و قاضی احمدزاده جایگزین وی گردید. — ارجاع به نوار صوتی لو رفته از جلسه آخوند بازجو محمودرضا قاسمی با یکی از مافوقهای خود در قرارگاه ثارالله سپاه تهران) که منجر به صدور اولین حکم علیه استاد طاهری گردید. از مجموع ۱۶عنوان اتهامی، ۷عنوان با صدور حکم مواجه گردید و بقیه منوط به تحقیقات بیشتر شد. ۲عنوان اصلی اتهامی این دادنامه یعنی «توهین به مقدسات» با ۵سال زندان و «تحصیل مال از راه نامشروع» با ۸۹۰ میلیون تومان جریمه نقدی (۲برابر مبلغ حاصله مورد ادعای دادگاه) روبرو شد. توهین به مقدسات که بابت تدریس آموزه های عرفان حلقه به دیگران بوده است، بعدا در تاریخ ۹۴/۹/۲۲ در حکم شعبه ۳۳دیوانعالی کشور در پرونده یکی از شاگردان استاد طاهری، مصداق تدریس عرفان حلقه تشخیص داده نشد. در آن حکم آمده است: «… هیچیک از اتهامات انتسابی به نامبرده در پرونده از قبیل شرکت در کلاسهای عرفان حلقه و مطالعه کتابها و گذراندن دوره های فرادرمانی و تشعشع دفاعی و تشکیل کلاس و تدریس در آنها و نگهداری و خرید و فروش کتابهای گروه موسوم به عرفان حلقه، مصداق توهین به مقدسات اسلامی نبوده و صرف عضویت در این گروه و آموختن آموزه های آن و آموزش آن به دیگران و دریافت شهریه را نمی شود توهین به مقدسات اسلامی دانست و قابل انطباق با ماده قانونی مورد استناد (ماده ۵۱۳ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵) نمی باشد. هرچند ممکن است عنوان مجرمانه دیگری داشته باشد و ذکر و بیان جملات حاوی توهین و مقدساتی که مورد اهانت قرارگرفته به روشنی در رای دادگاه ضرورت دارد. بنابراین تقاضای نامبرده را با صدر بند ج ماده ۴۷۴ قانون آئین دادرسی کیفری منطبق دانسته و با استناد به ماده ۴۷۶ قانون آیین دادرسی کیفری، ضمن تجویز اعاده دادرسی نسبت به دادنامه مذکور، پرونده را جهت رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض دادگاه صادر کننده رای قطعی ارجاع می نماید. /ح …»
اتهام «افساد فی الارض از طریق گمراه نمودن دیگران» نیز که دستاویز صدور ۲حکم اعدام از سوی شعبه۲۶ به ریاست قاضی احمدزاده در سالهای ۹۴ و ۹۶ خورشیدی بود، هر دوبار به دلیل استناد غیرقانونی و بلاوجه به ماده موخرالتصویب ۲۸۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ (یعنی ۲سال پس از دستگیری نهایی استاد در تاریخ ۹۰/۲/۱۴ ) و عدم انطباق فعالیتهای استاد طاهری، نه با این ماده موخرالتصویب قانون مجازات اسلامی درمورد مجازات جرم افساد فی الارض و نه با مواد ۱۸۶~۱۸۳ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ در مورد مجازات این جرم که در لحظه دستگیری ایشان حاکم و لازم الاجرا بوده است، دادنامه های صادره نقض شد. (ارجاع به احکام صادره از سوی شعبه ۳۳ دیوان در اینخصوص، بخصوص دومین حکم صادره مورخ ۹۶/۸/۳ که در آن به قاضی صادر کننده رای، درس حقوق می دهد و با آوردن مثالها و توضیحات مبسوط و طولانی تلاش می‌ کند وی را شیرفهم کند که ماجرا چیست و چرا هیچ رقمه نمیتوان به استاد طاهری حکم اعدام داد) اما نهایتا شعبه هم عرض (شعبه ۱۵ به ریاست قاضی صلواتی) بازهم به استناد تبصره ذیل همان ماده موخرالتصویب ۲۸۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ ایشان را به ۵سال زندان محکوم نمود و خنده دار اینکه تقاضای تجدیدنظر خواهی استاد در شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی زرگر رد شد!
النهایه اینکه آنچه ما همواره گفتیم و می گوییم و تا زنده باشیم خواهیم گفت، این بوده و هست و خواهد بود که پرونده استاد محمدعلی طاهری، خلاف قانون تشکیل شد و خلاف قانون رسیدگی شد و برایش خلاف قانون حکم صادر شد و ایشان خلاف قانون در سلول های بازداشتگاه انفرادی و شبه انفرادی ۲-الف نگهداری شد (بیش از ۷سال) و… این پرونده همچون خاری در گلوی جمهوری اسلامی است و تا زمانیکه آقایان به اشتباه خود اعتراف نکنند و دست از سر ما شاگردان استاد طاهری بر ندارند، ما نیز دست از سرشان برنخواهیم داشت و فریاد خواهیم زد که چه جفاهایی بر سر استاد طاهری و شاگردانش در این مملکت گل و بلبل رفته و می ‌رود.
زمانی نوع برخوردهای صورت گرفته با اعضای مجموعه عرفان حلقه برخوردهای عقیدتی بود و پرونده هایی که برایمان تشکیل میدادند، عموما ذیل اتهام «توهین به مقدسات» صورت می گرفت. اتهامی که برای خود استاد طاهری هم ۵ سال حبس غیرقانونی و ناعادلانه به همراه داشت. اما همانطور که ذکر شد پس از حکم شعبه ۳۳ دیوانعالی کشور در پرونده یکی از اعضای مجموعه عرفان حلقه که از دست نهاد دستگیر کننده در رفته بود و تقاضای اعاده دادرسی پذیرفته شده بود، مبنی بر اینکه تدریس عرفان حلقه مصداق توهین به مقدسات اسلامی محسوب نمی شود (و این حکم، ۵سال حبسی که به اتهام جعلی و دروغین و خلاف واقع و غیرقانونی به استاد طاهری و دیگر اعضای مجموعه عرفان حلقه داده شده بود را زیر سوال می بَرد)، نهاد دستگیر کننده سیاست مسبوق به سابقه «تبدیل پرونده های عقیدتی به پرونده های امنیتی با سوءاستفاده از ماده ۴۸۶ قانون مجازات اسلامی» را در پیش گرفت و علیه اعضای این مجموعه، اتهام «اقدام علیه امنیت کشور از طریق اداره گروه غیرقانونی عرفان حلقه» را مطرح می کند. ( باز مثلا در مورد اینجانب) در حالیکه نه تنها هیچ مرجع رسمی و قانونی صالحه ای حکم به غیرقانونی بودن مجموعه عرفان حلقه نداده است، بلکه حتی خود استاد طاهری که بنیانگذار این مجموعه عرفانی «خدامحور-خدامحور» است نیز علیرغم متهم شدن به ۱۶عنوان مختلف اتهامی از شیرمرغ تا جان آدمیزاد، اساساً اتهام موضوع ماده ۴۹۸ قانون مجازات اسلامی (تشکیل یا اداره گروه یا جمعیت با هدف برهم زدن امنیت کشور) حتی به ایشان تفهیم اتهام نیز نشده بوده است (این در حالیست که ایشان بیش از ۸ سال در اختیار نهاد دستگیر کننده و در بازداشتگاه انفرادی ۲-الف و زندان اوین بوده است و فرصت کافی برای طرح این اتهام وجود داشت) چه رسد به جلسه تشکیل دادگاه و صدور حکم در این زمینه. ادعای غیرقانونی بودن مجموعه عرفان حلقه بنا به دادنامه صادره علیه اینجانب در ۹۸/۱۱/۲۷ از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی مقیسه، صرفاً مبتنی است بر گزارش دروغین و خلاف واقع و متوهمانه از سازمان دروغگو و زورگوی اطلاعات سپاه که به حقیقت تبدیل به شجره ملعونه این سرزمین شده است. حال سوال اینجاست که مرجع غیرقانونی اعلام کردن یک گروه اندیشه ورزانه و معرفت پژوه، نظیر عرفان حلقه در این مملکت کدام نهاد است؟ آیا سازمان بی آبرو و متوهم اطلاعات سپاه مرجع رسمی تشخیص و اعلام قانونی یا غیرقانونی بودن مجموعه ای چون مجموعه عرفان حلقه است؟ اگر اینگونه است که بفرمایید ما چیزی به عنوان قوه قضائیه در کشورمان نداریم و همه چیز دست سپاه و سازمان اطلاعات سنتی-صنعتی آن هست و تکلیف ما و سایرین را نیز معلوم کنید. بازهم تَکرار! میکنم: تشخیص قانونی یا غیرقانونی بودن گروهها و جمعیت ها با سازمان اطلاع سپاه نیست و در این خصوص قانون باید تصمیم بگیرد و سازمان اطلاعات سپاه مساوی قانون نیست. ضمن اینکه با امنیتی جلوه دادن پرونده های ما اعضای مجموعه عرفان حلقه، که پای مباحث عقیدتی آن حتی به جلسات دادگاه رسیدگی به اتهامات امنیتی مان نیز باز میشود، جنابعالی و اعضای کابینه تان نیز می‌توانید در مجامع بین المللی وانمود کنید که در ایران زندانی عقیدتی وجود ندارد! در حالیکه پرونده من و سایر زندانیان عقیدتی که به جرمهای امنیتی دروغین و واهی محاکمه و محکوم شده اند ازجمله نوکیشان مسیحی فارسی زبان که به اتهام «اقدام علیه امنیت کشور از طریق اداره کلیسای خانگی» محاکمه و محکوم شده اند، دلیل بزرگی است بر دروغ بودن چنین ادعایی.
از آنجاییکه آن ظلم ستیزی ها و افشاگری‌ ها برای من و امثال من به عوض تقدیر و تشکر از سوی شما مسئولین، منجر به پرونده‌سازی‌های امنیتی نیز شده است و با توجه به این موضوع که امنیت این مملکت آنقدر پیزوری و پِرپِری است که با افشای ظلم ظالمین که لعنت خداوند متعال بر آنان باد، نه تنها تقویت نمی‌شود بلکه تازه به خطر هم می‌افتد، در نتیجه شهروندی و تابعیت چنین کشوری چیزی نیست که از این به بعد برای اینجانب پشیزی ارزش و کمترین اهمیتی داشته باشد.
فلذا در عمل به آیه ۹۷ سوره نساء و پیرو نامه سلب تابعیت خود استاد طاهری در سال ۱۳۹۷ به جنابعالی و با توجه به نامه سال گذشته اینجانب از زندان اوین به جناب آقای جاوید رحمان گزارشگر محترم سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر در ایران و اعلام سلب تابعیت خود از کشور جمهوری اسلامی ایران به ایشان، در اجرای اصل ۴۱ قانون اساسی از جناب عالی تقاضا دارم تابعیت اینجانب سیدامیرحسین میرخلیلی فرزند سیدعلیرضا از جمهوری اسلامی ایران به طور رسمی سلب و مراتب در زندان به اینجانب ابلاغ و اعلام گردد.
مال بد بیخ ریش صاحبش.
شاگرد گمنام استاد محمدعلی طاهری امیرحسین میرخلیلی/ ۲ خردادماه ۱۳۹۹/ زندان اوین”.
درخصوص نویسنده این نامه گفتنی است؛ امیرحسین میرخلیلی در تاریخ ۲۱ شهریور ۹۶ توسط نیروهای قرارگاه ثارالله سپاه در منزل خود بازداشت و در تاریخ ۱ آذر ۹۶ با تودیع قرار کفالت ۱۰۰ میلیون تومانی تا پایان مراحل دادرسی از زندان آزاد شد. قاضی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران در تاریخ ۱۰ مهرماه ۱۳۹۸ این قرار را به قرار وثیقه ۲ میلیارد تومانی افزایش داد و امیرحسین میرخلیلی را بازداشت و به زندان اوین منتقل کرد. آقای میرخلیلی نهایتا توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه از بابت اتهام “اقدام علیه امنیت از طریق اداره گروه و جمعیت با هدف بر هم زدن امنیت کشور با سازماندهی و فراخوانی تجمعات غیرقانونی در حمایت از محمدعلی طاهری” به ۱۰ سال حبس، از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به ۱ سال حبس و از بابت اتهام “تشویش اذهان عمومی از طریق نشر اکاذیب در فضای مجازی” به ۲ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق و در مجموع به تحمل ۱۳ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق با احتساب ایام بازداشت محکوم شد.
لازم به ذکر است محمد‌علی طاهری بنیانگذار «عرفان کیهانی» یا حلقه در ایران که در تاریخ ۱۴ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۰ بازداشت شده بود، در مرتبه نخست، توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه، به اتهام افساد فی الارض به اعدام محکوم شد. این حکم در دیوان عالی کشور نقض و پرونده به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی احمدزاده به عنوان شعبه هم‌عرض ارجاع شد. این شعبه نیز طاهری را به اعدام محکوم کرد اما دیوان عالی کشور، بار دیگر حکم صادره را نقض کرد تا پرونده مجدداً در دادگاه هم‌عرض بررسی شود. پرونده بیانگذار عرفان حلقه برای مرتبه سوم در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی مورد بررسی قرار گرفت که این بار دادگاه وی را به اتهام “توهین به مقدسات”، “مداخله غیرقانونی در امور پزشکی و درمان بیماران”، “ارتکاب فعل حرام و رابطه نامشروع”، “استفاده غیرمجاز از عناوین علمی (دکتر و مهندس)” و “ضالّه بودن کتب و آثار” به پنج سال حبس، پرداخت ۹۰۰ میلیون تومان جزای نقدی و ۷۴ ضربه شلاق محکوم کرد. در حالی که آقای طاهری نزدیک به دو سال بیشتر از محکومیت ۵ ساله خود را در زندان سپری کرده بود، در اسفندماه سال ۹۶ توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران مجددا به اتهام افساد فی الارض به پنج سال حبس دیگر محکوم شد و این حکم نیز در مردادماه ۹۷ به تائید دیوان عالی کشور رسید. گفتنی است در تاریخ ۵ آذرماه ۹۷، درخواست اعاده دادرسی آقای طاهری توسط شعبه ۳۳ دیوان عالی کشور رد و به وکلای وی ابلاغ شد. در تاریخ ۲۷ فروردین ماه سال ۱۳۹۸ رای دادگاه تجدید نظر مبنی بر تجمیع احکام آقای طاهری اعمال و اشد مجازات صادر شد و با توجه به سپری کردن حدود ۸ ماه حبس بیش از مدت محکومیت رسما آزاد شد. محمد علی طاهری در تاریخ ۲۸ اسفندماه ۹۷ به مرخصی اعزام شد و با صدور این قرار رسما آزاد شد

سازمان گزارشگران بدون مرز» از «غلامرضا منصوری» قاضی فاسد جمهوری اسلامی، به دادستان آلمان شکایت کرد

سازمان گزارشگران بدون مرز روز ۲۲ خرداد ماه اعلام کرد شکایت خود را از قاضی «غلامرضا منصوری» برای سرکوب و زندانی کردن حداقل ۲۰ روزنامه‌نگار در ایران به دادستان فدرال آلمان ارائه کرده است. دادستانی فدرال آلمان نیز وصول شکایت از غلامرضا منصوری از سوی سازمان گزارشگران بدون مرز را روز جمعه ۲۳ خرداد (۱۲ ژوئن) تایید کرد.

رضا معینی، مسئول میز ایران و افغانستان در سازمان گزارش‌گران بدون مرز می‌گوید ‌همراه با شکایت‌نامه، تمامی موارد نقض حقوق بشر در مورد غلامرضا منصوری فهرست‌بندی و تاریخ‌بندی شده و به دادستانی آلمان ارائه شده است.

غلامرضا منصوری قاضی فاسد و فاسق، مدتی بازپرس یکی از شعبه‌های دادسرای فرهنگ و رسانه بود و سابقه صدور احکام سنگین برای برخی فعالان رسانه‌ای و سیاسی در اواخر دهه ۱۳۸۰ و اوایل دهه ۹۰ را در کارنامه ننگین خود دارد. وی متهم ردیف نهم پرونده فساد در قوه فاسد قضاییه است که با دریافت ۵۰۰ هزار یورو رشوه از کشور فرار کرده است. این خبر در اولین جلسه دادگاه «اکبر طبری»، در تاریخ ۱۸ خرداد ماه علنی شد وقتی جایگاه او به عنوان متهم پرونده خالی بود.

این تبهکار دستگاه قضایی، دوشنبه شب با انتشار یک ویدئو در رسانه های اجتماعی به دروغ گفت که وی برای معالجه پزشکی در خارج از کشور است و بزودی به سفارت ایران مراجعه خواهد کرد تا مقدمات برگشت به کشور و شرکت در جلسه دادگاه و دفاع را فراهم کند. وی نزدیک به ۳۰ سال در خدمتِ ظلم و فساد سازمان یافته دستگاه قضایی جمهوری اسلامی بوده است. منصوری ضمن عذرخواهی از رهبری، نظام را «مقدس» و جمهوری اسلامی را «حرم» خواند!

در همین زمینه شماری از فعالان و گروه‌های حقوق بشری خواستار بازداشت قاضی منصوری در آلمان شدند. ایرج مصداقی، فعال حقوق بشر، دادخواستی خطاب به دادستان کل آلمان و دادستان ایالت نیدرزاکسن منتشر کرده و از ایرانی‌ها خواسته است آن را امضا کنند. این دادخواست را تا کنون بیش از ۶ هزار نفر امضا کرده‌اند.

مصداقی با اشاره به سخنان غلامرضا منصوری در پیام ویدئویی روز دوشنبه که تأکید می‌کند به همکاری با جمهوری اسلامی افتخار می‌کند نوشته است: «ما امضاکنندگان این دادخواست از مقامات قضایی کشور آلمان می‌خواهیم این فرد را که در پیگرد، دستگیری، حبس و شکنجه روزنامه‌نگاران ایرانی نقش فعال داشته و حتی به آن افتخار هم می‌کند، به خاطر نقض موازین حقوق بشر بازداشت کنند. بازگشت منصوری به ایران به معنی فرار او از پیشگاه عدالت است».

▪️لینک امضای این دادخواست:
https://www.daadkhast.org/petition/61168

انتقاد کارگران هفت تپه از حذف همه مزایا در فیش‌ حقوقی فروردین/ روابط عمومی: امکان پرداخت حقوق کامل امکان‌پذیر نیست

کارگران نیشکر هفت تپه از کاهش پرداختی فروردین ماه خود انتقاد دارند اما مدیر روابط عمومی شرکت می‌گوید به دلیل کمبود منابع مالی امکان پرداخت حقوق کامل فروردین ماه امکان پذیر نیست.

کارگران مجتمع کشت وصنعت هفت تپه در تماس با خبرنگار ایلنا، از حذف همه مزایای مزدی خود در فیش حقوق فروردین ماه انتقاد کردند.

این کارگران گفتند: در فیش حقوقی فروردین ماه به بهانه کاهش منابع مالی، همه مزایای مزدی اعم از اضافه‌کاری، ایاب و ذهاب، بن و سایر مزایا …حذف شده لذا دریافتی‌ها آنها به صورت پایه حقوق است.

کارگران هفت تپه از این روند ابراز نگرانی کردند و گفتند: پیش از این روند پرداخت‌ها در هفت تپه خوب پیش می‌رفت؛ اما در فیش حقوق فروردین ماه که امروز بدست‌مان رسیده همه مزایای مزدی حذف شده است. با این حال اکثر کارگران به نشانه اعتراض فیش فروردین ماه خود را به واحد مالی پس دادند چراکه کاهش دریافتی‌ها زندگی آنها را با مشکل مواجه می‌کند.

روابط عمومی شرکت هفت تپه در ارتباط با انتقاد کارگران به ایلنا گفت: به دلیل محدودیت مالی فیش‌های فروردین ماه بر اساس پایه حقوق به کارگران داده شد. در حال حاضر همه فیش‌ها جمع آوری و قرار است فیش‌های جدیدی برای کارگران با محاسبه همه مزایا صادر شود.

وی تاکید کرد: به دلیل محدودیت مالی حقوق فروردین ماه کارگران بر اساس پایه حقوق پرداخت می‌شود. در عین حال شرکت بعد از تامین منابع مالی همه مزایای مزدی حقوق فروردین ماه را پرداخت می‌کند.

منبع وب سایت خبر

انتقاد کارگران هفت تپه از حذف همه مزایا در فیش‌ حقوقی فروردین/ روابط عمومی: امکان پرداخت حقوق کامل امکان‌پذیر نیست

کتاب اعترافات یک بازجو

در طول تاریخ همواره انسان هایی بوده و هستند که در هر موقعیتی قرار بگیرند. با دیدن و روبه رو شدن با ظلم و بی عدالتی، وجدان آنها بیدار شده و نسبت به افشای نامردمی ها به هرطریق ممکن اقدام می کنند؛حتی اگر جان خود را به خطر بیندازند.

http://ketab.bashariyat.org/?p=15862

نوشته شده توسط بازجوی اطلاعات سپاه و شکنجر آقای محمد علی طاهری

رونمایی از موسسه بهداشت معنوی و عوامل تخریب کننده دیگر ادیان

گزارش صوتی جلسه سخنرانی نمایندگی اتریش ١۵ ماه مای ۲۰۲۰

جلسه سخنرانی نمایندگی اتریش طبق برنامه ریزی انجام شده در تاریخ ١۵ ماه مای ۲۰۲۰ ساعت .. :٢٠ به وقت اروپای مرکزی، با حضور اعضای نمایندگی و جمعی از فعالان حقوق بشر و میهمانان دیگر در فضای مجازی پالتاک با آقای بهروز شکری نسب به عنوان مسول جلسه آغاز گردید. در این جلسه در رابطه…

گزارش صوتی جلسه سخنرانی نمایندگی اتریش ١۵ ماه مای ۲۰۲۰


دوش دیدم به خواب حلقه وصل تو جهانگیر می شود
وین راز سر به مهر بر همه پیر و جوان عیان می شود

خلاصه سخنرانی پریسا چوبقلو

موسسه بهداشت معنوی سال 1389 زیر نظر مهدی طائب فرمانده بخش سیاسی عقیدتی قرارگاه سپاه ثارلله تاسیس شد, اعضای بهداشت معنوی از جمله شکنجه گران ظالم و بی رحم خیلی از زندانیان عقیدتی سیاسی مذهبی را مورد ازار قرار دادن. از جمله این شکنجه گران رضا عماری الهیاری و ابراهیم مالمیر و بازجو محمد رحیمی و خیلی های دیگر که طبل رسوایی انها در حال جهان گیر شدن است.

حمیدرضا مظاهری سیف یکی از اعضای بهداشت معنوی است که ادعا کرده فعالیت موسسه بهداشت معنوی با هدف مقابله با دانش بنیان با معنویت های نوظهور است. او یکی از معاندین اصلی مکتب عرفان حلقه می باشد.

حملات این موسسه تخریب شخصیتی افراد ادیان مختلف از جمله :
بهایی ها, سنی ها ,عرفان حلقه و مسیحیان و اکنکارا و غیره
هست
یکی از این موارد که بهداشت معنوی قرارگاه ثارلله به شدت در صدد تخریب شخصیتی و عقیدتی آنها هستند مکتب عرفان حلقه است که جناب محمد علی طاهری بنیان گذارش هست که به صورت قانونی در ایران به ثبت رسید و حتی در بخش آموزش های آزاد دانشگاه تهران توسط ایشان در زمینه فراپزشکی و سایمنتولوژی کلاسهای متعددی برگزار شد و هم چنین دانشگاه علوم پزشکی ایرانو


در کتاب اعترافات یک بازجو نوشته بازجوی محمد علی طاهری شماره 3 به شگردهای رایج علیه متهمین سیاسی عقیدتی و امنیتی اشاره کرده از جمله بمباران تبلیغاتی

سم پاشی, لجن پراکنی, نشر اکاذیب و اراجیف می باشد. متهم را در شرایط قرنطینه, حصر و در بازداشتگاه ها, خانه های تیمی بازجویی, و… در حبس نگه میدارند ,به طوری که نتوانند از این هجمه ها و حملات رسانه ای با خبر شده و همچنین قادر نباشد صدای خود را به گوش کسی برساند و از خود دفاع نموده و به این تهاجمان نامردانه و دروغین پاسخ دهد, سپس با توجه به حرفه, سابقه, نوع اتهام اصلی متهم(بعنوان پاپوش سیاسی, عقیدتی, امنیتی )اقدام به نشر اکاذیب, دروغ و افترا, اخبار کذب و انتشار هر موضوعی که به نحوی باعث لجن مال شدن ابرو حیثیت او شود می نمایند. در حالیکه متهم نه از این تبلیغات سو باخبر میشود و نه حتی در صورت باخبر شدن میتواند پاسخ اراجیف را داده و در قبال افتراها و تهمت ها از خود دفاع کند. در موارد بسیار مهم عقیدتی حتی ممکن است به انتشار کتب, مجلات, مقالات, و برگزاری همایش ها …اقدام نموده و تهیه فیلم ها, کلیپ ها, برنامه های به ظاهر مستند با موضوعات مسموم و کذب و سیاه نمائی و پخش انها از رسانه های مختلف بر علیه متهم, تبلیغات مسموم به راه بیاندازند. سپس پس از سال ها تداوم این سپم پاشی ها و حبس و نگهداری متهم در, بازداشتگاه همه این منابع را جمع اوری و به عنوان مستندات تحقیق شده معتبر که ادعا میشود توسط محققین خبره و بی طرف تهیه شده یا جزو مستندات قوه قضایه و… می باشد ولی در اصل توسط کارشناسان بر نامه ریزی, تهیه و ارائه شده است. به دادگاه ارائه و به عنوان مستندات پرونده مورد, بهره برداری سو قرار گرفته و حتی در موضوعات کیفر خواست هم بر اساس این منابع بعنوان منابع قطعی مسجل تنظیم میشود. در حالیکه امکان هیچ گونه بررسی و پاسخگویی به این منابع بظاهر مستند ولی در باطن کذب به متهم داده نمی شوند, این روش بر اساس اینکه هدف وسیله را توجیه می کند, عدالت را فدای سرکوب و حذف این دسته از متهمین می کند , البته در این راستا از اسناد و مدارک ساختگی و مصاحبه های زوری دیکته شده نیز استفاده می گردد

ما به عنوان یک انسان حق آزادی بیان و عقیده در دین را طبق ماده 19 و 18 اعلامیه جهانی حقوق بشر حق قانونی هر انسان و هر پیروان دینی میدانیم
به راستی چرا حقوق بشر در ایران نباید رعایت شود؟ به خاطر عملکردهای تروریستی – امنیتی اعضای بهداشت معنوی و امثالهم؟! به راستی چه کسی پاسخ گوی تمامی این معضلات و وقایع ضد حقوق بشری در ایران هست ؟
به امید ازادی بیان و عقیده و ازادی تمامی پیروان همه ادیان در ایران

پریسا چوبقلو