جدیدترین مقالات منتشر شده توسط محققان ساینسفکت در ارتباط با ویروس کرونا

پس از حدود یک سال تحقیق شبانه‌روزی 6 مقاله جدید از محققان ساینسفکت در ارتباط با تاثیر میدان شعوری فرادرمانی بر روی ویروس کویید-۱۹ منتشر شد. نتیجه تمامی تحقیقات به لحاظ آماری معنادار بوده و نشان‌دهنده تاثیر میدان شعوری فرادرمانی بر عملکرد ویروس کوید-۱۹ می‌باشد‌.

مقالات منتشر شده تنها ۶ مقاله از ۷ مقاله آماده انتشار در این زمینه می‌باشد که توسط محققان ساینسفکت پژوهش و تهیه شده است:

  • تاثیرات میدان شعوری فرادرمانی بر محیط کشت سلولی، آلودگی باکتریایی کشت سلولی و نیز تکثیر ویروس کرونا در آزمایشگاه
  • اثر میدان شعوری فرادرمانی بر میزان بیان ژن فاکتور رونویسی NF-kB و فاکتورهای پیش التهابی IL-1β ،IL-6 و TNF-α در نمونه خون بیماران مبتلا به عفونت COVID-19
  • بررسی تأثیرات میدان های شعوری بر ویروس کرونا در مقایسه با ماده ضد عفونی کننده
  • مطالعه بقا و قدرت عفونت زایی ویروس کرونا بر روی موادغذایی مختلف تحت تأثیر میدان های شعوری
  • تأثیر میدان های شعوری بر بقا و عفونت زایی ویروس کرونا در pH های مختلف
  • تأثیر میدان های شعوری بر بقا و عفونت زایی ویروس کرونا در دماهای مختلف

مقالات دیگر به زودی در این وبسایت قرار خواهد گرفت.

برای مطالعه مقالات اینجا کلیک کنید.

#استاد_محمد_علی_طاهری #عرفان_کیهانی_حلقه

اطلاعیه – اپیدمی کرونا ۲

انسان برای منافع خود به طبیعت لطمه می زند، اما اکوسیستم زمینی به عنوان یک کل، به دنبال حفظ بقاء است و حذف و اضافه کردن های موجودات بر روی زمین نیز به همین منظور است. پدیده هایی مانند پدیده گل خانه ای(GREEN HOUSE EFFECT) و گرم شدن جو زمین بر اثر افزایش گاز کربنیک جو و در نتیجه ذوب شدن یخ های قطبی که با (طرح اعجاب انگیز مهندسی اکوسیستم برای متوقف کردن انسان از نابودی کامل زمین که طی میلیون ها سال میزان غیر قابل تصوری از آب اقیاوسها را به صورت یخ در قطب های زمین برای چنین روزی ذخیره نموده تا امروز بتواند جلوی تخریب بیش از حد انسان را بگیرد و انسان با احساس خطر، به اصل زندگی مسالمت آمیز خود با طبیعت بازگشت کند)، در ظاهر موجب از بین رفتن موجودات می شود، اما از طرف دیگر باعث نجات زمین و تداوم حیات بر روی آن خواهد شد.

اکوسیستم زمینی، با صلاحدید هایی در یک سطح موجوداتی را از بین می برد تا موجودات دیگری بقاء یابند. برای مثال، در بررسی آتش سوزی جنگل ها دیده می شود که اکوسیستم سطح رویی جمعیت گیاهی را از بین می برد تا فرصت برای رشد موجودات سطوح زیرین ایجاد کنند. انسان نیز این درس را از آن فراگرفته و آتش سوزی مصنوعی جنگل ها را با برنامه انجام می دهد و در پی آن است که این تعادل را به طور مصنوعی حفظ کند؛ یعنی به نوعی در حال پذیرفتن پدیده مرگ در اکوسیستم است و برای آن دستورالعمل نیز صادر می کند.

بخش کامل را در لینک زیر مطالعه کنید 👇
https://www.mataheri.com/archives/348

ثبت دانشگاه مجازی عرفان کیهانی حلقه

اینک آن جویی که چرخ سبز را گردان کند!

اینک آن رویی که ماه و زهره را حیران کند

حمد و سپاس یگانه ی هستی بخش را که مجال رویش و پویش عطا فرمود و بار دیگر جلوه های روشن از مسیر کمال را نمایان ساخت.

ثبت دانشگاه مجازی را به بنیانگذار مکتب #عرفان‌کیهانی_حلقه دکتر #محمدعلی_طاهری تبریک گفته ؛ سلامتی و بهروزی شما استاد بزرگوار را از درگاه ایزد متعال خواستاریم.

نقش ابلیس

به نام خدا

عوالم وجود که از تجلی ذات الهی (هیچ قطبی) به وجود آمده اند، درجات و مراتبی دارند که هر کدام، با ویژگی خاص خود شناخته می شوند. در عالم تک قطبی که عالم وحدت است، همه اجزای جهانی که ما در آن، مراحل زندگی خود را سپری می کنیم (جهان دوقطبی) به طور خنثی (در وحدت) وجود دارند. اولین رویارویی آدم و ابلیس، ابتدای چرخه جهان دوقطبی است. یعنی جایی که جهان دوقطبی (جهان تضاد) شکل گرفت.
طراحی خلقت، طراحی دقیق و حساب‌شده‌ خداوند است که به ‌وسیله‌ عوامل تحقق‌بخش هستی به اجرا در می‌آید. بنابراین، در نظام آفرینش، باید دوقطبی بودن جهان دوقطبی نیز به وسیله عاملی صورت می پذیرفت که با نوعی نافرمانی از امر خداوند (ایجاد تضاد)، وحدت جهان تک قطبی را به کثرت جهان دوقطبی تبدیل کند. این رویداد با ماموریت ابلیس رخ داد و خداوند که طراح طرح حساب شده هستی است و هیچ قدرتی بر او برتری ندارد و هیچ مخلوقی نمی تواند نظام دقیق آفرینش او را بر هم زند، چنین خواست که ابلیس فرمان سجده به آدم را اطاعت نکند و با این نافرمانی فرمایشی، خیر و شر در عالم شکل گیرد و انسان در جهانی دوقطبی همواره در معرض خیر و شر باشد تا در هر لحظه با انتخاب خود (انتخاب یکی از خیر یا شر) مورد آزمایش قرار گیرد و هدایت و گمراهی برای او معنا پیدا کند. تنها در شرایط امکان انتخاب است که اختیار انسان اهمیت پیدا می‌کند و حرکت او به سمت کمال ارزش می یابد.
زیرا هنر او غلبه بر نیروی مخالف کمال است و عامل نیروی مخالف کمال در سراسر چرخه‌ دوقطبی، «ابلیس» است.
به‌عبارت دیگر، سجده نکردن ابلیس به آدم، خارج از طراحی دقیق خداوند نیست و این کارگزار، عامل دوقطبی بودن «جهان دوقطبی» و شکل گرفتن صحنه‌ امتحان انسان است. برای به وجود آمدن چرخه جهان دو قطبی وجود یک عامل تضاد ضرورت داشت که لازم بود دو قطبی بودن این چرخه را تا پایان آن حفظ کند برای این منظور، خداوند به ابلیس ماموریت داد که به فرمان سجده بر آدم اعتنا نکند و او نیز این ماموریت را پذیرفت و بر خلاف ملائکی که بر آدم سجده کردند (یعنی هرکدام در مقطعی از مقاطع حرکت آدم در چرخه جهان دو قطبی، تحت سیطره او در می آیند) از فرمان سجده سرپیچی کرد و به اذن خداوند تا پایان سیر او در جهان دو قطبی، به سجده در برابر وی در نخواهد آمد. یعنی تا مقطع معلومی بر سر نقش خود پابرجا خواهد بود و اگر خداوند نمی خواست، به او چنین مهلتی نمی داد و آن گاه در جهان تک قطبی هیچ بستری برای ظهور اختیار انسان و رشد او فراهم نمی شد. پس تبعیت نکردن از فرمان سجده در ظاهر نافرمانی است و اگر نافرمانی نبود تضادی هم نبود؛ اما در عین حال، فرمانبرداری است.
چون خداوند آنرا از پیش تعیین کرده است. خداوند با امر به این که ابلیس جز بر او سجده نکند، نقش موحدی را به او می دهد که برای انجام مأموریت خود از جهان تک قطبی (بارگاه الهی) رانده می شود و در عین حال، این درس را به جا می گذارد که تکبر و نافرمانی از خداوند، نتیجه ای جز دوری از درگاه او ندارد.
ظاهر تکبرآمیز این نافرمانی و نکوهش خداوند از آن، درسی است که باید آدم در طول مسیر خود به آن توجه داشته باشد. ابلیس در اثر این تکبر و نافرمانی از جهان بدون تضاد به جهان تضاد فرود آمد و انسان باید بداند که هر نافرمانی دیگری نیز عامل تنزل و فرود آمدن است. آدم نیز در ابتدای خلقت خود یک نافرمانی کرد که در اثر آن، به جهان تضاد فرود آمد و شروع به سیر در چرخه‌ جهان دوقطبی کرد. اما ابلیس به‌عنوان اولین معلم این درس را پیش روی او می گذارد که همچنان در هر مرحله از مسیری که سیر در آن را انتخاب کرده‌است، سرپیچی از فرمان خداوند، او را از وحدت دور می‌کند.

نکته دیگر این است که در عالم دو قطبی که عالم کثرت ابعاد است؛ ابلیس نیز دچار کثرت می شود. جلوه های متعدد وجود ابلیس، “من های ضد کمال” در وجود انسان هستند که شیاطین نام می گیرند. در آفرینش هر انسانی، دو نوع کشش به سمت کمال و ضد کمال طراحی شده است که در اثر وجود “من های کمال” و “من های ضدکمال” ایجاد می شود. به بیان دیگر شیطان در وجود هر انسانی سهم مشخصی دارد و کسی نیست که در درون خود، عامل تضاد نداشته باشد.
همچنین، هیچ‌کس نمی‌تواند عامل تضاد را از درون خود حذف کند؛ یعنی نمی‌تواند من‌های ضد کمال را در خود از بین ببرد. بنابراین، هر فردی یا مغلوب این شیاطین درونی می‌شود و یا آن‌ها را مهار می‌کند و تحت کنترل در می‌آورد. به همین دلیل است که پیامبر گرامی اسلام (ص) فرموده اند که من شیطانم را به دست خودم مسلمان (تسلیم) کردم.
هنرمندی انسان همین است که بتواند با آگاهی کافی، در صدد مدیریت صحیح من‌های درون خود برآید و شیاطین‌ درونش را به تسلیم در آورد تا بتواند مسیر کمال را طی کند. این هنر بدون وجود «شیطان» نشان داده نمی‌شود. از این منظر می‌توان گفت که «ابلیس» یکی از ارکان هستی است که در قالب کثرت‌یافته‌ی خود در کمال‌آفرینی انسان ایفای نقش می‌کند و به همین لحاظ، وجود او اهمیت دارد.
تا وقتی که انسان نیاموخته است که در مسیر زندگی حرکت مستقیم داشته باشد و تنها معطوف به خدا باشد، در خطر گرایش‌های درونی به ضد کمال است؛ یعنی شیاطین وجود او از هر جهت غیر از جهت مستقیم، او را مورد حمله قرار می‌دهند. اما از زمانی که او دیگر به جهتی جز جهت مستقیم نگاه نکند، بر این شیاطین غلبه خواهد کرد و نه تنها دیگر شیطان برای او نقش گمراه‌کننده نخواهد داشت، بلکه غلبه بر آن،‌ عامل تعالی او می‌شود. کسی که در شرایط دوم است، وجود شیطان را ارزشمند می‌بیند؛ اما معمولا کسی که در شرایط اول قرار دارد، از وجود او گله‌مند است.
برای تفهیم این مطلب می‌توان از مثال ساده‌ای استفاده کرد. یک کودک، خطرات تماس با آتش را نمی‌شناسد و به همین دلیل، لازم است که برای نزدیک نشدن او به آتش، آن را برای او وسیله‌ای خطرناک معرفی کرد. اما وقتی به رشد لازم رسید، بدون این‌که خود را در معرض خطرات آتش قرار دهد، با آن به طور صحیح مواجه خواهد شد و دیگر نگرانی از آسیب دیدن از آن برای او وجود نخواهد داشت. پس در مرحله‌ای که شناخت و توانایی لازم را ندارد، یک دیدگاه نسبت به آتش دارد و وقتی با نحوه رویارویی با آن آشنا شد، دیدگاه دیگری پیدا خواهد کرد.
بهره بردن از وجود عناصر و عوامل ضد کمال، با انتخاب کمال و حرکت به سوی آن (با غلبه بر ضد کمال) حاصل می شود و انسانی که به بلوغ عرفانی رسیده است و نگاه خود را به سوی خدا دوخته است، در زندگی خود، از کارآزمودگی لازم در رویارویی با این آتش برخوردار است.


۱) انسان می تواند با درس گرفتن از هر حادثه و رفتار خوب یا بد، اندیشه و رفتار خود را اصلاح کند و ارتقا ببخشد. زیرا اگر وجود موجودات عالم را مانند یک سیستم در نظر بگیریم، انسان تنها موجودی است که سیستم وجود او فرایند متغیری دارد و می تواند انواع ورودی های مثبت و منفی را به خروجی مثبت تبدیل کند. به همین دلیل، وقتی به لقمان گفتند ادب از که آموختی، گفت از بی ادبان.

استاد محمدعلی طاهری

منابع: mataheri.com

تاملی پیرامون عرفان حقیقی

به نام خدا

امروزه، وجود عرفان در زندگی به صورت نیازی احساس می شود که نمی توان آن را نادیده گرفت. البته، استقبال از عرفان در سراسر جهان، بازار ظاهرسازی های عرفانی را نیز گرم کرده است و به همین دلیل، عده ای فرصت یافته اند سخن و عمل خود را به عرفان پیوند بزنند و با رنگ و لعاب عرفانی دادن به آن، مخاطب و اعتبار کسب کنند.

در چنین شرایطی، که هم عرفان و هم ادعای عرفان رونق دارد، می توان بدون شناخت کافی، انواع تفکرات منسوب به عرفان را کاذب جلوه داد و از طریق انتقادهای غیر علمی و غیر اخلاقی به نوعی دیگر کسب شهرت کرد و می توان همه ی آن ها را به طور دقیق مطالعه و به طور منصفانه تحلیل کرد تا با ارائه ی این تحلیل، هر یک از مردم هشیار سراسر جهان بتوانند آگاهانه راه خود را انتخاب کنند.
«الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ (۱۸-زمر)
آن کسانى که به سخن گوش می‌دهند و از بهترین آن پیروى میکنند، ایشانند کسانى که خدا هدایتشان کرده و اینان خردمندانند.»

سخن گفتن از عرفان آسان و در عین حال، دشوار است. آسان است؛ زیرا بسیاری از مردم به راحتی درباره¬ی آن اظهار نظر می کنند و وقتی از آن ها سوال شود که عرفان چیست، بعضی از موسیقی ها، نقاشی ها، اشعار، پوشش¬ها و آداب و مراسم خاص، حتی برخی تکنیک ها و همچنین، انواع و اقسام نظریه های جدید و قدیم و اغلب متضاد عرفانی در ذهن آن ها نقش می بندد و از آن سخن می¬گویند و گاهی دامنه¬ی عرفانی که از آن صحبت می کنند، به انواع خرافه ها، دعانویسی ها و برخی کرامات ظاهری و باطنی که نوعی قدرت نمایی است نیز کشیده می شود و البته گاهی نیز از لطیف ترین و زیباترین مکشوفات و معرفتهای تاریخ بشری سخن به میان می آورند.

اما صحبت از عرفان وقتی دشوار است که این افراد بخواهند اصالت ادعا های موجود را محک بزنند و یا درباره¬ی آن به اطمینان قلبی برسند. زیرا بسیاری از آن ها هنگام رویارویی با یک بینش عرفانی، تنها به فکر دفاع از اندیشه ی خود و نفی دیگران هستند و سخنانشان حاکی از انواع و اقسام ادعا ها و استدلال هایی است که اغلب در همان حوزه ای که از نظر خودشان پذیرفته شده است (اصول اعتقادی و منطق استدلالی اختصاصی) می تواند قابل قبول باشد و کمتر از معیارهائی استفاده می کنند که برای همه مخاطبین قابل ارزیابی، پذیرش و کاربرد باشد ( اصول اعتقادی و منطق استدلالی عام). در بازار مکاره ی عرفان، همه خود را برحق می دانند و دیگران را ناحق می پندارند. «… کُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ (۵۳- مؤمنون)- … هر گروهى به آنچه دارند (به روشى که برگزیده اند)، خشنود هستند.»
به این ترتیب، پس از هزاران سال رشد تمدن بشری، این سوال هنوز مطرح است که به راستی عرفان حقیقی چیست و در آسمان پر ستاره ی سیر تاریخی تکامل معرفتی انسان، چه جایگاهی دارد؟ و آیا ملاک و میزان و محک محکمی برای سنجشی عام، پایدار و قابل اتکای عمومی و برای انتخاب راه از بیراهه وجود دارد و چگونه می توان با تکیه بر آن، به درستی ادعاهای درست و انتخاب راه صحیح از بین راه های مشابه و متضاد دست زد؟ شاید عده ای گمان کنند که داشتن این نوع ملاک های عام دلیل بر این است که در توجه به عرفان باید آموزه های دینی را کنار گذاشت؛ زیرا اختلاف ادیان مانع از این است که صاحبان همه ی ادیان بتوانند عرفان دینی مشترکی داشته باشند.

اشتباه این افراد در این است که فراموش کرده اند ادیان الهی یکدیگر را تایید می کنند و هر کدام از آن ها نسبت به دین قبلی دستورالعمل های کامل تری دارد و به رعایت اصول بیشتری در زندگی دعوت می کند. اما ارزش رعایت همه این اصول (که کمیت دین هستند) به این است که کیفیت آن ها حفظ شود و ارتقا یابد و نکته ی مهم این است که عرفان حقیقی، کیفیت مشترک همه ادیان است.

عرفان حقیقی، چنگ زدن به حلقه های رحمانیت الهی است که برای صعود انسان در مسیر کمال به طور بی دریغ در اختیار انسان قرارداده شده است. لطف خدا حد و اندازه ای ندارد؛ ولی انسان به دلیل این که اسیر ترفندهای شیطان است، همواره میل به خودخواهی و کثرت طلبی دارد.

توحید، راه وحدت است و موحد رهروی است که نه تنها به درک وحدت رسیده است؛ بلکه بر خلاف فرد منافق، میل به وحدت دارد. به همین دلیل، یکی از معیارهای کیفیت سنجی، میزان برقراری صلح و حرکت به سوی وحدت است. حرکت از وحدت به کثرت و ایجاد شکاف در جامعه بشری (نفاق) از هر منظری که در نظر گرفته شود، حرکتی در خلاف جهت کمال انسان محسوب می شود و اولین محک برای شناخت عرفان غیر اصیل از عرفان اصیل است. بنابراین، هر طریق و روش انحصار طلبانه ای که استفاده از لطف و رحمت خداوند و ارتقا در مراتب توحید را مختص خود بداند، عرفانی و دینی نیست و در جهت تفرقه در راه خدا و فرقه فرقه کردن عرفان گام بر می دارد.
«قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ کَلِمَهٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (۶۴- آل عمران)- بگو: اى اهل کتاب، بیایید از آن کلمه‏اى که پذیرفته ما و شماست پیروى کنیم: آنکه جز خداى را نپرستیم و هیچ چیز را شریک او نسازیم و بعضى از ما بعضى دیگر را سواى خدا به پرستش نگیرد. اگر آنان رویگردان شدند بگو: شاهد باشید که ما مسلمان هستیم.»

عرفان و شریعت (مذهب) که دو بال دین هستند، با هدف رسیدن به کمال و تعالی، ارتباط با خدا و حرکتی از کثرت به وحدت را دنبال می کنند. در عرفان حقیقی، انسان خود را با همه ی اجزای جهان هستی در پیوندی می بیند که تن واحد هستی را شکل می دهد و همه ی اجزای عالم را با وجود تنوع و کثرت آن، تجلی یکتائی و بی همتائی او می بیند و از اینرو، کل هستی را در وحدت و یکتائی مشاهده می کند. رحمانیت الهی، انسان را به این درک می رساند که به وسعت جهان هستی است و اندیشه ی او را از سطح خود و قوم و نژاد و ملت خود به سطحی گسترده و کیهانی (اینتریونیورسال) که شامل کل جهان های موازی و مجاور و عوالم دیگر است، ارتقاء می دهد تا از این رهگذر، به درکی متعالی و به مقام انسان صالح (صلح با خدا، خود، جهان هستی و انسان های دیگر) نائل شده، رسالت انسانی خود را به جا آورد. برخورداری از این عرفان، در عین حال که منجر به آشتی بیشتر با دین می شود، نه تنها امکان طرح و بررسی افکار و آرای مختلف را سلب نمی کند، بلکه باعث می گردد رویارویی با این افکار، بدون تعصب باشد و از این طریق، همواره بالندگی بیشتری به ارمغان آید.

منابع: mataheri.com

نسرین ستوده به کویید ۱۹ مبتلا شد

گزارش ها حاکی است که نسرین ستوده، وکیل و فعال حقوق بشر برجسته ایرانی به ویروس کرونا مبتلا شده است.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، نسرین ستوده که به دنبالموافقت دادیار ناظر بر زندان در ۱۷ آبان‌ماه ۹۹ با تامین قرار وثیقه از زندان قرچک ورامین به مرخصی اعزام شده بود، به کرونا مبتلا شده است.

رضا خندان، همسر نسرین ستوده در این زمینه در توییتر شخصی خود نوشت: «چهارشنبه گذشته در ملاقاتی که برای اولین بار در زندان قرچک با نسرین داشتم گفت که تو بند ما کرونا آمده و خیلی‌ها بیمار شده‌اند. به همین دلیل برای پیگیری کارهای مرخصی عجله داشت. امروز نتیجه تست نسرین مثبت اعلام شد.»

نرگس محمدی از زندان زنجان آزاد شد

به گزارش خبرگزاری هرانا – روز چهارشنبه ۱۶ مهر، نرگس محمدی، سخنگو و نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر، پس از تحمل حدود ۵ سال و نیم حبس از زندان زنجان آزاد شد. به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، شامگاه چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹، نرگس محمدی، سخنگو و نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر، از زندان زنجان آزاد شد. صادقی نیارکی، رئیس کل دادگستری استان زنجان گفت: ” مجازات این فرد با استفاده از قانون اخیرالتصویب کاهش مجازات حبس، تقلیل یافت و از زندان آزاد شد”. وی افزود: “نرگس محمدی ده سال مجازات حبس لازم‌الاجرا داشت که با‌ استفاده از قانون کاهش مجازات حبس و موافقت دادگاه، میزان حبس وی به هشت و نیم سال کاهش پیدا کرد و با پایان محکومیت هشت سال و نیم حبس، شب گذشته از زندان آزاد شد”. در ارتباط با نرگس محمدی گفتنی است، وی از تاریخ ۱۵ اردیبهشت ١٣٩۴ در زندان بسر می‌برد، برای سه اتهام به ۱۶ سال زندان محکوم شده است. پنج سال برای ” اجتماع و تبانی علیه نظام” یک سال برای “برای تبلیغ علیه نظام” و ده سال برای تاسیس و همکاری با انجمن لگام، انجمنی برای لغو مجازات اعدام، مطالبه‌ای که از سوی حکومت در ایران تحمل نمی‌شود. بنا بر ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی و با در نظر داشت «مجازات اشد»، نرگس محمدی باید ١٠ سال زندان را تحمل کند.

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل؛ مدافعین حقوق بشر را آزاد کنید

خبرگزاری هرانا – کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل امروز با انتشار بیانیه‌ای ضمن ابراز نگرانی از زندانی کردن مدافعین حقوق بشر، وکلا، شهروندان خارجی و زندانیان دو-تابعیتی، فعالان محیط زیست و بازداشت شدگان اعتراض‌های مسالمت‌آمیز به ویژه در شرایط شیوع ویروس کرونا در زندان‌های کشور از دولت ایران خواسته است تا این افراد را هر چه سریع‌تر آزاد کند. در این بیانیه با اشاره به تجهیزات ناکافی، کمبود آب و وسایل ضدعفونی کننده در زندان‌ها، از دولت ایران خواسته شده است تا بی‌عدالتی در خصوص مدافعین حقوق بشر، به ویژه وکیل زندانی، نسرین ستوده پایان دهد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد امروز سه‌شنبه ۱۵ مهرماه ۱۳۹۹، کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل امروز با انتشار بیانیه‌ای خواستار آزادی مدافعین حقوق بشر زندانی شد.

میشل بچله کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل با اشاره به حبس خودسرانه مدافعین حقوق بشر، وکلا، شهروندان خارجی و زندانیان دو تابعیتی و فعالان محیط زیست اظهار داشته است: “به موجب قوانین بین‌المللی حقوق بشر، دولت‌ها مسئول سلامت جسمانی و روانی تمامی افراد تحت مسئولیت آنان از جمله افرادی که از آزادی شان محروم شده‌اند هستند. افرادی که صرفا برای ابراز عقاید سیاسی‌شان یا هر نوع دیگر کنشگری در دفاع از حقوق بشر حبس شده‌اند، اساسا نباید در زندان باشند و قطعا نباید با چنین زندانیانی با سختگیری بیشتر رفتار شود و یا آنان را در معرض خطر بیشتر قرار داد”.

شروع به کار رسمی «کمیته صیانت از آموزه‌های استاد محمدعلی طاهری» بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی

به گزارش خبرگزاری عرفان حلقه انا شروع به کار رسمی «کمیته صیانت از آموزه‌های استاد محمدعلی طاهری» بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی :به اطلاع همراهان گرامی می‌رسانیم پیرو فرمایشات گرانقدر استاد محمدعلی طاهری در چند برنامه‌ زنده ویدئویی اخیر در خصوص اعلام موجودیت «کمیته صیانت از آموزه‌های استاد محمدعلی طاهری»، این کمیته به همّت جمعی از مربیان امانتدار و با مشارکت و حمایت جمع کثیری از دانش‌آموختگان وفادار و متعهد عرفان حلقه، فعالیت رسمی خود را با هدف کلی حفظ و صیانت از آموزه ها و داشته‌های عرفان حلقه در مقابل دستبردها، نقض کپی رایت‌ها و تهاجم مغرضین و معاندین عرفان حلقه، آغاز نموده است.

به تبعیت از سخنان استاد محمدعلی طاهری که حفظ آموزه‌ها و داشته های عرفان حلقه را وظیفه تک تک اعضای مجموعه بزرگ عرفان حلقه قلمداد نمودند، امید است که با همراهی و هماهنگی یکپارچه مربیان و شاگردان وفادار، متعهد و پایبند به اصول عرفانی و معرفتی، این کمیته بتواند در جهت پاسخگویی به معاندین و منافقینی که قصد تخریب، مصادره و مخدوش کردن آموزه‌های مسیر خدامحور-خدامحور عرفان کیهانی حلقه را دارند، نقشی موثر و تاریخی را در این حرکت جمعی ایفا نماید.

🔻 متن اطلاعیه شماره (۱) کمیته صیانت از آموزه‌های استاد محمدعلی طاهری، به شرح ذیل می‌باشد:

به نام خداوند رحمان و رحیم

پس از آزادی معجزه آسای استاد محمدعلی طاهری از یک دهه زندان و حبس که به لطف خداوند متعال و مجاهدت‌های بی شائبه‌ی ایشان و همچنین حمایت‌های شاگردان و انسانهای آزاده تحقق یافت، دشمنان قسم خورده مسیر حقیقت، طبق روال همیشگی در تاریخ که با افراد مصلح و احیاگر و جویای کمال به مقابله بر می‌خیزند، این بار نیز به خیال خود دست به ترفندهایی جدید جهت حذف، منزوی کردن، ایجاد تفرقه و به انحراف کشاندن آموزه‌های استاد محمدعلی طاهری زدند، که از جمله آنها می‌توان به برخی روش‌های غیراخلاقی این معاندین اشاره کرد:

-پروژه‌ی نخ نمای حذف
-پروژه‌ی انکار (موضوع نادرست فیک بودن و عدم حضور در تورنتو )
– پرورش افراد معلوم‌الحال برای دست بردن و تحریف آموزه‌های ناب و حقیقی ایشان

کمیته صیانت از آموزه های استاد محمدعلی طاهری با حمایت جمع کثیری از شاگردان حقیقت طلب، قصد دارد جهت خنثی سازی ترفندهای این کذابان و سارقان و عوامل وابسته به موسسات و نهادهای امنیتی، در حرکتی جمعی و یکپارچه، اقدامات لازم را انجام دهد. بدیهی ست رسیدن به این هدف والا و مقدس با یاری شما همراهان حق طلب و قدر شناس میسر می‌گردد و نقش یک به یک اعضای گروه تاثیرگذار خواهد بود.

در این راستا آموزش‌های لازم برای خنثی کردن ترفندهای معاندین و متخلفین ظرف ۲۴ ساعت آینده ارائه خواهد شد.

▪️روش کار کمیته در جهت مقابله با متخلفین:

۱- ارائه‌ی اسناد و ادله‌ی لازم از تحریف و دستبرد افراد نام برده در آموزه‌های استاد محمدعلی طاهری (عرفان کیهانی حلقه).

۲- در پاسخ، رفرنس‌های مرتبط از استاد طاهری برای روشن شدن حق مطلب و نشان دادن این تحریفات، سرقت‌ها و تصرف‌ها ارائه می‌گردد.

۳- معرفی افراد متخلف، سارقین و متصرفین، نقض‌کنندگانِ حق کپی رایت و … در جهت افشای توطئه‌های پنهان و آشکار آنها.

۴- در نهایت کمیته صیانت با ارائه‌ی اسناد مربوطه و ادله‌ی کافی و رساندن آنها به سمع و نظر استاد محمدعلی طاهری و گرفتن تاییدیه‌ی ایشان، اخراج افراد متخلف را اعلام خواهد کرد.

با آرزوی توفیق الهی
«کمیته صیانت از آموزه های استاد محمدعلی طاهری»
جمعه ۹۹/۰۵/۲۴
؛- – – – – – – – – – – – – – –

🔸لازم بذکر است این کمیته در اطلاعیه‌های منتشره آتیِ خود، جزئیات بیشتری از نحوه همکاری و فعالیت در این حرکت حق‌طلبانه و ظلم‌ستیزانه را به سمع و نظر شما همراهان گرامی خواهد رساند.

آغاز اعتصاب غذای نسرین ستوده وکیل زندانی با درخواست آزادی زندانیان سیاسی (متن کامل نامه)

به گزارش خبرگزاری عرفان انا

🔴 نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر محبوس در بند زنان زندان اوین از روز سه‌شنبه ۲۱ مردادماه، طی نامه‌ای با شرح درخواست آزادی زندانیان سیاسی از اعتصاب غذای خود خبر داده است.

🔻متن کامل نامه خانم ستوده بشرح ذیل می‌باشد:

«فعالان حقوق بشر

در میانه‌ی بحران کرونا که ایران و جهان را در برگرفته است شرایط زندانیان سیاسی چنان سخت و دشوار شده است که ادامه‌ی حبس با این شرایط ظالمانه غیرممکن شده است.

پرونده‌ی محکومان سیاسی با اتهام‌های غیرقابل باور جاسوسی، افساد فی‌الارض، اقدام علیه امنیت کشور، فساد و فحشا و تشکیل گروه غیرقانونی کانال تلگرامی که می‌توانند تا ده سال حبس و یا حکم اعدام به همراه داشته باشد تشکیل می‌شود. بسیاری از متهمان از بدو تشکیل پرونده تا پایان صدور حکم، از داشتن وکیل مستقل یا ارتباط آزادانه با وکیل خود محروم باقی می‌مانند. قضات دادگاه انقلاب بی پروا و مکررا به متهمان سیاسی اظهار می‌دارند که صرفا برپایه‌ی گزارش نهادهای اطلاعاتی و امنیتی حکم صادر می‌کنند و بازجو در بدو دستگیری متهمان پیشاپیش حکم قضایی را به آنان می‌گوید.

وکلایی که مورد غضب قضات دادگاه انقلاب قرار می‌گیرند روانه زندان می‌شوند. برای متهمانی که ناباورانه با اتهام‌های سنگین روبرو شده‌اند، اشد مجازات و در مواردی نیز بیش از اشد مجازات، حکم صادر می‌شود؛ سپس زندانی سیاسی که حکم‌اش تحت چنین شرایط ناعادلانه‌ای صادر شده است ناباورانه به امید راه قانونی می‌نشیند.

دادگاه تجدید نظر، آزادی مشروط، تعلیق مجازات، تعویق اجرای حکم و قانون جدیدی که تاکید بر صدور حداقل حکم دارد نوید داده شده است، اما در برخوردهایی فراقانونی استفاده از همه‌ی این حقوق قانونی به نظر بازجویان موکول می‌شود و آخرین درها به روی زندانیان سیاسی بسته می‌شود.

بسیاری از زندانیان هم اکنون مشمول آزادی مشروط‌ اند و بسیاری از آنان با اعمال قانون جدید آزاد می‌شوند اما با زندانیان به گونه‌ای رفتار می‌شود که گویی قانونی وجود ندارد و هیچ‌یک از آنان حق برخورداری از هیچ روزنه‌ی قانونی را ندارند. مکاتبات زندانیان برای یافتن راه‌های قانونی تنفسی بی‌پاسخ مانده است.

با بی‌جواب ماندن کلیه مکاتبات و با درخواست آزادی زندانیان سیاسی، دست به اعتصاب غذا می‌زنم.
به امید استقرار عدالت در سرزمین‌ام، ایران زمین.

نسرین ستوده / ۲۱ مرداد ۹۹ / بند زنان زندان اوین»