روح الله زیبایی، شهروند بهایی به دادگاه انقلاب کرج احضار شد

روح الله زیبایی، شهروند بهایی ساکن کرج امروز یکشنبه طی ابلاغیه‌ای برای تاریخ ۱۷ تیرماه ۹۹ به شعبه ۲ دادگاه انقلاب کرج احضار شد. احضار آقای زیبایی در حالی است که وی آذرماه ۹۸ توسط شعبه یک دادگاه انقلاب این شهر به ۱ سال حبس تعزیری محکوم شد و این حکم توسط دادگاه تجدیدنظر استان البرز عینا تایید شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، امروز یکشنبه ۱۵ تیرماه ۱۳۹۹، روح الله زیبایی، شهروند بهایی ساکن کرج طی ابلاغیه‌ای از طریق یک پیامک به دادگاه انقلاب کرج احضار شد.

بر این اساس به آقای زیبایی اعلام شده در خصوص شکایت علیه شما در تاریخ ۱۷ تیرماه ۹۹ خود را به شعبه ۲ دادگاه انقلاب کرج معرفی کنید.

آقای زیبایی پیشتر توسط شعبه ۵ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب کرج به ریاست قاضی منتظری احضار و از بابت اتهامی که اردیبهشت امسال در دادگاه انقلاب برای آن محکوم شده، بازپرسی شد.

هشدار جمعی از فعالان و سازمان حقوق بشری آمریکا درباره وضعیت زندانیان اقلیت‌های مذهبی در ایران

بیست فعال و سازمان حقوق بشری در آمریکا، در نامه‌ای به مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، با اشاره به شیوع کرونا، درباره وضعیت زندانیان سیاسی و عقیدتی، از جمله بهائيان، دراویش گنابادی، مسیحیان و دیگر زندانیان اقلیت‌های مذهبی در ایران هشدار دادند.

در این نامه که به تاریخ جمعه ۱۳ تیر منتشر شده است، با اشاره به آزادی موقت برخی از زندانیان در ایران در اسفندماه گذشته، آمده که با این حال، «بر اساس اطلاعات به دست آمده هیچ درویش گنابادی آزاد نشد.»

همچنین در این نامه آمده است: «حدود بیست نفر از بهائیان آزاد شدند، اما در ماه مه حکومت یازده نفر از آنان را به زندان‌ها فراخواند.»

این فعالان و سازمان‌های حقوق بشری ادامه دادند: «بر اساس برخی اطلاعات، هفت نفر از بیست و سه زندانی مسیحی در اسفند آزاد شدند، اما یکی از آنها مجبور به بازگشت به زندان شده است.»

همچنین بر اساس این نامه، ۴۰ زندانی اهل سنت همچنان در زندان‌های جمهوری اسلامی هستند و به هیچ کدام از آنان نیز برای جلوگیری از ابتلا به کرونا مرخصی داده نشده است.

این فعالان و سازمان‌های حقوق بشری تاکید کرده‌اند که طی هفته‌های گذشته، دست‌کم ۶۰ شهروند بهائی دیگر نیز احضار شده‌اند.

آنها همچنین به فشار بر اقلیت‌های قومی، زندانی شدن روزنامه‌نگاران و وکلا و هدف قرار گرفتن سایر کنشگران حقوق بشر علاوه بر شمار بالای اعدام‌ها در ایران اشاره کردند.

این فعالان و سازمان‌های حقوق بشری از پمپئو خواستند کردند با درخواست از حکومت ایران برای آزادی تمام زندانیان عقیدتی نگرانی خود را درباره وضعیت آزادی مذهبی و حقوق بشر در ایران ابراز کند و از سایر متحدان آمریکا بخواهد در این باره نگرانی‌شان را نشان دهند.

«اتحادیه ضد افترا»، «بهائیان ایالات متحده»، «کنگره اسلامی آمریکا»، «موسسه مذهب و دموکراسی» و «حقوق بشر بدون مرز» از جمله امضاکنندگان این نامه هستند.

محی الدین تازه وارد، زندانی سنی مذهب به اعدام محکوم شد

محی الدین تازه وارد، زندانی سنی مذهب توسط شعبه ۲ دادگاه انقلاب ارومیه به اعدام محکوم شد. این حکم امروز پنج‌شنبه ۱۲ تیرماه در دادگاه انقلاب ارومیه به وی ابلاغ شده است. جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات آقای تازه وارد هفته گذشته برگزار شده بود. آقای تازه وارد آبان‌ماه ۹۷ بازداشت و پس از پایان مراحل بازجویی به زندان ارومیه منتقل شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، محی الدین تازه وارد، زندانی سنی مذهب توسط دادگاه انقلاب ارومیه به اعدام محکوم شد.
بر اساس این حکم که توسط شعبه ۲ دادگاه انقلاب ارومیه به ریاست قاضی علی شیخ لو صادر شده است، آقای تازه وارد به اتهام “محاربه از طریق عضویت در گروههای سلفی” به اعدام محکوم شده است.
این حکم امروز پنج‌شنبه ۱۲ تیرماه ۱۳۹۹ پس از انتقال آقای تازه وارد به دادگاه انقلاب به وی ابلاغ شده است.
جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات آقای تازه وارد هفته گذشته در شعبه ۲ دادگاه انقلاب ارومیه به ریاست قاضی علی شیخ لو برگزار شده بود.
محی الدین تازه وارد در تاریخ ۷ آبان‌ماه ۹۷ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از پایان مراحل بازجویی به زندان ارومیه منتقل شد.
محی‌الدین تازه وارد، ۲۵ ساله، فرزند یوسف و اهل شهرستان اشنویه است.

محکومیت هفت نوکیش مسیحی به حبس، تبعید و جزای نقدی در بوشهر

روز یکشنبه ۱ تیرماه، هفت نوکیش مسیحی به نام های حبیب حیدری، سام خسروی، مریم فلاحی، ساسان خسروی، مرجان فلاحی، پوریا پیما و فاطمه طالبی توسط دادگاه انقلاب بوشهر به حبس، جزای نقدی، تبعید، محرومیت از کار و حقوق اجتماعی محکوم شدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ماده ۱۸، روز یکشنبه ۱ تیرماه ۱۳۹۹، دادگاه انقلاب بوشهر هفت نوکیش مسیحی را به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به حبس، جزای نقدی، تبعید، محرومیت از کار و حقوق اجتماعی محکوم کرده‌است.
بر اساس این گزارش، در اختیار داشتن کتاب‌ها و نمادهای مسیحی، برگزاری جلسات کلیسای خانگی، و درارتباط بودن با «مبلغین» مسیحی ایرانی خارج از ایران، از جمله مصادیقی است که دادگاه بوشهر به ریاست قاضی یزدان‌شناس، برای محکومیت این شهروندان مسیحی، عنوان کرده‌است.
سام و ساسان خسروی، هر کدام به یک سال حبس تعزیری و دو سال ممنوعیت اقامت در بوشهر محکوم شدند. این دو شهروند مسیحی از اشتغال در مراکز اقامتی، که شغل فعلی آنهاست نیز به مدت دو سال محروم شدند.
مریم فلاحی به ۸۰ میلیون ریال جزای نقدی محکوم و به دلیل به مسیحی شدن، به انفصال دائم از خدمات دولتی منع شده‌است. در صورت قطعی شدن این حکم، این پرستار مسیحی پس از ۲۰ سال کار در بیمارستانی در بوشهر مجبور است محل کارش را به دلیل باور دینی‌اش ترک کند.
گفتنی است که این شهروندان روز ۱۰ تیرماه ۱۳۹۸ توسط نیروهای وزارت اطلاعات در شهر بوشهر بازداشت شدند.
نیروهای امنیتی در ساعت ۹ صبح به خانه‌های این شهروندان مراجعه کرده و کتاب‌ها، جزوه‌ها و وسایل شخصی آنها از جمله چندین لپ‌تاپ، تلفن‌های همراه، کارت‌ها و مدارک شناسایی و کارت‌های بانکی آنها را ضبط کرده و با خود برده اند.
مأموران امنیتی، محل کار دست‌کم دو تن از این نوکیشان مسیحی را نیز بازرسی کردند و حافظه کامپیوترها و ویدیوهای ضبط شده توسط دوربین‌های مداربسته را با خود بردند.
این نوکیشان پیشتر متهم به «اقدام علیه امنیت ملی» و «عضویت در گروه‌های متخاصم علیه نظام» نیز شده بودند، که سپس از این اتهامات تبرئه شدند.
لازم به اشاره است علیرغم اینکه طبق قانون مسیحیان به عنوان یک اقلیت دینی به رسمیت شناخته می‌شوند، با این حال دستگاه‌های امنیتی مسئله‌ی گرویدن مسلمانان به مسیحیت را با حساسیت خاصی دنبال می‌کنند و برخورد قهرآمیزی با فعالان این عرصه دارند.
برخورد با نوکیشان مسیحی در ایران در حالی صورت می گیرد که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد.

تداوم اعتصاب غذای سهیلا حجاب در زندان قرچک ورامین

سهیلا حجاب، زندانی سیاسی که از تاریخ ۲۷ خرداد در اعتراض به نگهداری خود در زندان قرچک ورامین و طرح مطالباتی ازجمله انتقال به زندان اوین دست به اعتصاب غذا زد، کماکان در اعتصاب بسر می‌برد. گفته می‌شود مسئولان زندان کارت تلفن خانم حجاب را ضبط کرده و اکنون از ارتباط با خانواده خود محروم شده است.

یک منبع مطلع به خبرگزاری هرانا،از وضعیت خانم حجاب در خصوص آخرین وضعیت وی گفت: «سهیلا حجاب طی این مدت به شدت کاهش وزن و فشار خون داشته است. او شب پنج‌شنبه نیز زمانی نسبت به انتقال زینب جلالیان به مکان نامعلوم اعتراض کرد، توسط ماموران مورد ضرب و شتم قرار گرفت و یک دست و یک پای او پانسمان شده است. پس از آن نیز مسئولان زندان کارت تلفن او را ضبط کرده از صحبت کردن با خانواده خود محروم شده است.»

سهیلا حجاب از تاریخ ۲۷ خرداد دست به اعتصاب غذا زد. اعتصاب غذای خانم حجاب در اعتراض به نگهداری خود در زندان قرچک ورامین و عدم انتقال به زندان اوین و همچنین خواسته آزادی بی‌قید و شرط برادرش مجید حجاب صورت گرفته است.

سهیلا حجاب و زینب جلالیان/ ۳ تیرماه ۹۹/ زندان قرچک ورامین”.

” ما زنده به آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما، عدم ماست

ما زندانیان سال‌هاست که در زندان‌های جمهوری وحشت، جمهوری ترور، جمهوری فقر که از حقوق انسانی برخوردار نبوده و در بیدادگاه‌های جمهوری اسلامی و بدون داشتن وکیل محاکمه ناعادلانه شدیم. انواع شکنجه های جسمی و روحی را متحمل شدیم. از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود هرگز برخوردار نبودیم. حکومت ستمگر، بارها و بارها تحت عناوین مختلف، با توسل به دروغ و فریب و ریا، تحت عنوان جلسه بازپرسی، جلسه دادگاهی، ما را از زندان خارج و ماه‌های متوالی در خانه‌های امن، مورد بازجویی‌های خشن (همراه با شکنجه، توهین و اهانت) قرار داد.

بازرسی‌های وحشتناک بدنی و غیر انسانی و استفاده از دستبند و پابند، به شیوه‌های قرون وسطایی و مطابق اصول برده‌داری، بخشی از رنجنامه‌های ماست. یعنی جنسیت زنانه ما، آنقدر برای جمهوری ضد زن وحشت به همراه دارد که برای جا به جایی ما از محافظان متعدد، همراه در قل و زنجیر کردن دست و پاهایمان باید استفاده شود ؟

علیرغم این که در سیاه چاله‌های قرون وسطایی این افراد نگهداری می‌شویم، حتی برای رفتن به درمانگاه یا جابه‌جایی بین زندان‌ها یا حضور در بیدادگاه‌ها و حضور در سالن ملاقات که البته در بیشتر موارد ما در محرومیت از ملاقات به سر برده‌ایم، ما را مورد بازرسی‌های بی شرمانه خود قرار می‌دهند. مگر در سیاه چاله‌ها توسط دوربین‌ها و ماموران سرکوبگر رصد نمی‌شویم؟

اینجانبان زینب جلالیان و سهیلا حجاب، جمهوری اسلامی را به رسمیت نمی‌شناسیم و هرگز از آنها تقاضای مرخصی، آزادی و عفو نکرده‌ایم و نخواهیم کرد. چرا که فردی طلب بخشش و عفو می‌کند که مرتکب اشتباهی شده باشد . ما پژواک خواسته‌ها، آرزوها، حقوق مدنی و شهروندی از دست رفته مردمان کشورمان بوده‌ایم.

رژیم دیکتاتوری‌ای که ۴۱ سال است مردم کشور ما و سرمایه‌های ملی و منابع طبیعی را به اشکال مختلف به نابودی کشانده، باید در پیشگاه مردم هم عذرخواهی کند و هم پاسخگوی تمام جنایات خود در دهه های مختلف باشد و هم در دادگاه‌های ملی محاکمه شود.

بعد از تحمل تمام رنج‌ها و دردهایی که در سطور بالا به آن اشاره شد ما را به زندان شهر ری منتقل کردند تا به خیال خام خود ما را تنبیه کنند؛ چرا که زندان قرچک ورامین دارای بدترین وضعیّت در میان زندان های سراسر کشور است.

اما ای دیکتاتور آیا نمی‌دانی که دردها و رنج‌ها انسان‌ها را بزرگ‌تر، متعالی‌تر، خودساخته‌تر و قوی‌تر می‌کند؟! ما از این که در این زندان حبس می کِشیم ، اصلاً آزرده خاطر نبوده و نیستیم.

ما در این زندان با زن‌هایی آشنا شدیم که با اَشکال مختلف از سوء مدیریت جمهوری اسلامی در امور متفاوت رنج کشیده بودند. حضور ما در این مکان باعث شد ما پای صحبت کسانی بنشینیم که بتوانیم در جهت احقاق حقوق از دست رفته زنان، کوشاتر باشیم. ما باید پاسخگوی تاریخ باشیم. اگر می‌بینید که ما دست به اعتصاب غذا زده‌ایم (برای انتقال از این زندان)، فقط برای مطالبه حقوق انسانی ماست. این که به نسل حاضر و نسل های آینده بگوییم در هر وضعیتی که هستید، مطالبه‌گر حقوق خود باشند. به گفته یکی از بزرگان: “اگر در جامعه ای زنی روزنامه خواند و از سیاست حرف زد، به آینده آن کشور خوش بین باشید”.

جالب این‌جاست که رئیس قوه قضائیه در سخنرانی مفصلی که از صداوسیمای میلی پخش کرد اعلام کرد که محل نگهداری زندانیان سیاسی باید جدا از جرایم عمومی باشد و با زندانیان سیاسی با احترام برخورد شود. اما این گفته ها فقط تبلیغات رسانه ای به همراه داشت. چرا که در عمل به هیچ شکل به آنچه که گفتند عمل نکردند.

محلی که در آن نگهداری می شویم، عملا تبدیل به کمپ معتادان شده! زنان آسیب دیده از اجتماع که ابتدا باید درمان شوند، سپس آموزش ببینند و در نهایت به آغوش اجتماع برگردند. تأسف‌بارتر این که اکثریت زندانیانی که به اینجا وارد می شوند ، تحت عنوان جرایم فساد و فحشا و روابط خارج از ازدواج هستند. این زنان به دلیل روابط متعدد، ناقل بیماری‌های عفونی، هپاتیت، زگیل تناسلی و بسیاری بیماری‌های دیگر هستند و متاسفانه سطح بهداشت زندان بسیار ضعیف و همچنین عدم رعایت حداقل بهداشت از سوی زندانیان، رنج مضاعفی به همراه دارد.

ضرب و شتم… معضل تجاوز در میان زنان زندانی و ضرب و شتم متعدد میان آنان با وسایل متعدد که برای زد و خورد ها استفاده می‌کنند، احساس امنیت جسمی و آرامش روحی ما را به مخاطره انداخته!

در اوج بیماری کرونا، اینجانب زینب جلالیان را از زندان خوی به زندان شهر ری منتقل کردند و نگهداری در میان بیماران مبتلا به کرونا موجب شد که من زینب جلالیان به کرونا مبتلا شوم و بدون هیچگونه رسیدگی، ریه‌ام دچار آسیب شدید شود. هم اکنون هم در اتاقی نگهداری می‌شوم که تست کرونای افراد آن مثبت اعلام شده و بدون هیچگونه فاصله گذاری، بدون ماسک و مایع ضدعفونی و الکل، نفس و نفس با آ

ن‌ها زندگی می‌کنیم.

با توج

ّه به این که اینجانب سهیلا حجاب در اعتصاب غذا هستم، سیستم ایمنی بدنم ضعیف شده و مطابق گفته‌های دکتر، خطر ابتلا به کرونا بدن اینجانب را تهدید می‌کند.

شرم بر جمهوری اسلامی که ما به خاطر ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود (یعنی بهداشت و مراقبت جسمانی)، دست به اعتصاب غذا زده‌ایم که از سیاه‌چال قرچک ورامین به سیاه‌چال اوین منتقل شویم.

این اعتصاب باید برای خواسته‌های بزرگ تری مانند آزادی اتفاق می‌افتاد، اما علیرغم تمام دردها و رنج‌ها و شکنجه‌ها، ما برای احقاق حقوق انسانی و مدنی مردمان خود ایستاده‌ایم و همچنان برای احقاق حقوق انسانی و مدنی خود، همچنان سراپا ایستاده‌ایم و باز هم خواهیم ایستاد. به قولی: “سیصد گل سرخ یک گل نصرانی، ما را ز سر بریده می‌ترسانی؟، ما گر ز سر بریده می‌ترسیدیم، در محفل عاشقان نمی‌رقصیدیم”.

پشت این میله‌ها، امید برای یک زندگی آزاد در وجود ما زبانه می‌کشد. “ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر می‌شوند”

سهیلا حجاب و زینب جلالیان/ ۳ تیرماه ۹۹/ زندان قرچک ورامین”.

۲۶ ژوئن روز مبارزه با شکنجه

پوریا ابراهیمی زندانی سیاسی خبرنگار و فعال حقوق بشر

من پوریا ابراهیمی بارها به بازداشتگاه و به زندان کشانده شدم. بارها کتک خوردم و بارها تهدید شدم. در بازداشت های خیابانی یا از منزل، داعش وطنی به شکل یک جانی مرا به عمق سیاچال قانون که در بی قانونی غوطه ور بود کشاند. در سال ۸۸ چند روزی میهمان اطلاعات در کهریزک بودم. در همان سال ۸۸ با تفنگ بر تنم تیر ساچمه‌ای نواختند. سال ۸۹ در بند ۶۶ سپاه و ۲الف و ۲۴۰ و قرنطینه ۷ تهدید به تجاوز و…شدم. سال ۹۱ در در ۳۵۰ شکنجه شدم. سال ۹۳ در ۲۰۹ و بند ۸ و …….. شکنجه شدم. در آخر هم حکومت شما به ۷ سال حبس و ۳۱ ضربه شلاق برای من بسنده نکرد و باز تشکیل پرونده ایی جدید برایم دادند.. چرا؟ این همه گیر این همه بازداشت برای چه. برای یک اعتراض؟ برای اینکه گفتم و راهِ بهشتِ مینوی من بُز روِ طوع و خاکساری نبود:* .. تنها بخاطر اینکه پرسیدم چرااا؟ تنها بخاطراینکه گند کاری های حکومت کثیف جمهوری اسلامی را فریاد میزدم؟ کتک و زندان و شلاق و توهین و آسیب های روانی برای چه بود؟ و بخاطر اینکه اصلاح طلب نبودم #چهل و یک_سال_شکنجه

من_هم_شکنجه_شدم

جمعه ۲۶ ژوئن ۲۰۲۰ «روز جهانی مبارزه با شکنجه» نام دارد.

شکنجه در ایران به فجیع ترین شکل ممکن انجام میشود

دسامبر سال ١٩٩٧ مجمع عمومی سازمان ملل متحد بقصد حمایت از قربانیان شکنجه و مبارزه علیه عاملان شکنجه در جهان، روز بیست و شش ماه ژوئن را به همین عنوان نامگذاری کرد.

١٩۴٨ یعنی تقریباً شصت و پنج سال پیش بود که
» اعلامیه جهانی

حقوق بشر» توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید و در آن برای اولین بار»شکنجه » توسط جامعه بین المللی محکوم شد.

در سال ١٩٨۴ » کنوانسیون علیه هر نوع شکنجه و بد رفتاری های بیرحمانه و غیر انسانی» به تصویب مجمع عمومی رسید و آنگاه سه سال طول کشید تا در سال ١٩٨٧ به مرحله اجرا گذاشته شد. نهادی بنام «کمیته علیه شکنجه» که از افراد کارشناس تشکیل شده است مسئول پیگیری رعایت این کنوانسیون در جهان است.
به این ترتیب اولین گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره شکنجه در سال ١٩٨٥ شروع بکار کرد . یک کارشناس مستقل از سوی کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در راس این کمیته گمارده میشود.
و سرانجام در سال ١٩٩٧ مجمع عمومی سازمان ملل روز بیست و ششم ماه ژوئن را بنام روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه نام گذاری کرد.
بدینوسیله روز جهانی مبارزه با شکنجه سفید و سیاه را پاس میداریم و از همه آزاد اندیشان و طرفداران راستین حقوق بشر دعوت میکنیم تا با همه توان خود ،این اقدام رذیلانه را محکوم نموده و برای آزادی زندانیان (سیاسی، امنیتی، عقیدتی)از چنگال شکنجه گران نهایت مجاهدت خود را بعمل آورده و به هر نحو ممکن با این اقدام ضد بشری مبارزه نمایند .

بیانیه بیش از ۳۰۰ تن از فعالان اجتماعی در اعتراض به نبود آزادی بیان و تداوم سانسور

بیش از سیصد تن از فعالان اجتماعی، سینماگران، جامعه‌شناسان، نویسندگان، شاعران و روزنامه‌نگاران با انتشار بیانیه‌ای نسبت به نبود آزادی بیان و تداوم سانسور در جامعه اعتراض کردند. امضا کنندگان این بیانیه اتهام “اقدام علیه امنیت ملی” را موجب نهادینه شدن فساد در جامعه عنوان کرده و درباره “فروپاشی بزرگ اجتماعی” هشدار داده‌اند. در بخشی از این بیانیه آمده است “مقامات ارشد نظام نباید آزادی‌های مدنی از جمله آزادی بیان را نادیده بگیرند و راه هرگونه انتقاد و پرسشگری را به بهانه‌ اقدام علیه امنیت ملی مسدود کنند”

این بیانیه اتهام “اقدام علیه امنیت ملی” را موجب نهادینه شدن فساد خوانده و درباره “فروپاشی بزرگ اجتماعی” هشدار داده است.
در این بیانیه آمده است: “این‌ پندار که هر نقدی به ساختارها، ‘اقدام علیه امنیت ملی ‘است، مبنای علمی ندارد و مغایر حق آزادی بیان و مصداق سانسور است. این سانسور و کنترل محتواست که امنیت ملی را به خطر می‌اندازد و ناامنی، بی‌اعتمادی و ناهنجاری‌ها را گسترش می‌دهد”.
آنها نوشته‌‎اند که “مقامات ارشد” نظام نباید آزادی‌های مدنی از جمله آزادی بیان را “نادیده بگیرند” و “راه هرگونه انتقاد و پرسشگری را به بهانه‌ اقدام علیه امنیت ملی مسدود کنند”.
امضاکنندگان نامه هشدار داده‌اند اگر این “رویکرد تمامیت‌خواهانه” ادامه پیدا کند، “تصلب و خام‌اندیشی در قالب جهل مقدس به نهادینه شدن فساد می‌انجامد” و در کنار “این همه ناکارآمدی و فساد ساختاری” موجب “ناامیدی مردم ایران” و در نهایت “فروپاشی بزرگ اجتماعی” خواهد شد.
نورالدین زرین‎کلک، بابک احمدی، علی صالحی، حمید نعمت‌الله، علی مصفا، کامران شیردل، بهزاد شیشه‌گران، پرستو فروهر، عبدالرضا کاهانی و فرهاد گوران از امضاکنندگان این بیانیه هستند.

ابتلای ۴ شهروند زن بهایی به کرونا در زندان بیرجند

۴  شهروند زن بهایی به نامهای «سارا محمدی»، «شیدا عابدی»، «سیمین محمدی» و «مریم مختاری» در زندان بیرجند به ویروس کرونا مبتلا شده و از ابتلای هشتاد زندانی دیگر به این بیماری در این زندان خبر دادند.

در اوایل فروردین ماه امسال، با شیوع ویروس کرونا و احتمال سرایت آن درمحیط‌های پرتراکم مانند زندان و نبود تدابیری مانند قرنطینه و فاصله‌گذاری اجتماعی و گسترش آن به زندان‌های ایران، بسیاری از زندانیان محبوس در زندانهای کشور به ویروس کرونا مبتلا شده اند.