اطلاعیه روابط عمومی عرفان کیهانی حلقه

به نام خدا
هر انجمنی، چه رسمی و چه غیر رسمی، می‌تواند مستقلا فعالیت کند و در صورت تمایل به انجمن بزرگتر ملحق شود و یا اینکه فقط در گروه خود فعالیت کند، حتی در یک محله چندین انجمن محلی می‌توانند فعالیت کنند.
در ضمن، در آمریکا و آمریکای شمالی هم انجمن‌های کشوری، ایالتی، شهری و محلی می‌توانند تشکیل و فعالیت کنند.
لارم به ذکر است که انجمن آمریکای شمالی که اینجانب بنیان گذاشته‌ام فقط نقش مدیریتی و هماهنگی بین انجمن‌ها و برخی از فعالیت‌های مجموعه را به عهده دارد. این موضوع منافاتی با تشکیل هرگونه انجمنی در آمریکای شمالی ندارد.
موضوع مهم دیگر این که طبق تعریف ابتدایی و مقدماتی انجمن، زمانی یک انجمن متعلق به گروهی از یک کشور، شهر و محله خاصی می‌باشد که به منظور فعالیت‌های معرفت‌پژوهی به گرد یکدیگر جمع شده‌اند.
بنابراین، اعضا و هیئت‌ مدیره الزاما باید متعلق به همان کشور، شهر و یا محله باشند. در غیر این‌ صورت، می‌توانند با کسب اجازه از هیئت مدیره به عنوان مهمان حضور داشته باشند که طبیعتا حق انتخاب و اظهار نظر و … را نخواهند داشت.

با طلب خیر

▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️

🌟آی‌دی ادمین نماینده روابط عمومی:
@PR_Rep_admin

▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️

#اطلاعیه
#انجمن_ها
#اطلاعات_تکمیلی

🔸لینک کانال روابط عمومی عرفان کیهانی حلقه:
‏https://t.me/ErfaneHalghe_RavabetOmoomi

ثبت دانشگاه مجازی عرفان کیهانی حلقه

اینک آن جویی که چرخ سبز را گردان کند!

اینک آن رویی که ماه و زهره را حیران کند

حمد و سپاس یگانه ی هستی بخش را که مجال رویش و پویش عطا فرمود و بار دیگر جلوه های روشن از مسیر کمال را نمایان ساخت.

ثبت دانشگاه مجازی را به بنیانگذار مکتب #عرفان‌کیهانی_حلقه دکتر #محمدعلی_طاهری تبریک گفته ؛ سلامتی و بهروزی شما استاد بزرگوار را از درگاه ایزد متعال خواستاریم.

نقش ابلیس

به نام خدا

عوالم وجود که از تجلی ذات الهی (هیچ قطبی) به وجود آمده اند، درجات و مراتبی دارند که هر کدام، با ویژگی خاص خود شناخته می شوند. در عالم تک قطبی که عالم وحدت است، همه اجزای جهانی که ما در آن، مراحل زندگی خود را سپری می کنیم (جهان دوقطبی) به طور خنثی (در وحدت) وجود دارند. اولین رویارویی آدم و ابلیس، ابتدای چرخه جهان دوقطبی است. یعنی جایی که جهان دوقطبی (جهان تضاد) شکل گرفت.
طراحی خلقت، طراحی دقیق و حساب‌شده‌ خداوند است که به ‌وسیله‌ عوامل تحقق‌بخش هستی به اجرا در می‌آید. بنابراین، در نظام آفرینش، باید دوقطبی بودن جهان دوقطبی نیز به وسیله عاملی صورت می پذیرفت که با نوعی نافرمانی از امر خداوند (ایجاد تضاد)، وحدت جهان تک قطبی را به کثرت جهان دوقطبی تبدیل کند. این رویداد با ماموریت ابلیس رخ داد و خداوند که طراح طرح حساب شده هستی است و هیچ قدرتی بر او برتری ندارد و هیچ مخلوقی نمی تواند نظام دقیق آفرینش او را بر هم زند، چنین خواست که ابلیس فرمان سجده به آدم را اطاعت نکند و با این نافرمانی فرمایشی، خیر و شر در عالم شکل گیرد و انسان در جهانی دوقطبی همواره در معرض خیر و شر باشد تا در هر لحظه با انتخاب خود (انتخاب یکی از خیر یا شر) مورد آزمایش قرار گیرد و هدایت و گمراهی برای او معنا پیدا کند. تنها در شرایط امکان انتخاب است که اختیار انسان اهمیت پیدا می‌کند و حرکت او به سمت کمال ارزش می یابد.
زیرا هنر او غلبه بر نیروی مخالف کمال است و عامل نیروی مخالف کمال در سراسر چرخه‌ دوقطبی، «ابلیس» است.
به‌عبارت دیگر، سجده نکردن ابلیس به آدم، خارج از طراحی دقیق خداوند نیست و این کارگزار، عامل دوقطبی بودن «جهان دوقطبی» و شکل گرفتن صحنه‌ امتحان انسان است. برای به وجود آمدن چرخه جهان دو قطبی وجود یک عامل تضاد ضرورت داشت که لازم بود دو قطبی بودن این چرخه را تا پایان آن حفظ کند برای این منظور، خداوند به ابلیس ماموریت داد که به فرمان سجده بر آدم اعتنا نکند و او نیز این ماموریت را پذیرفت و بر خلاف ملائکی که بر آدم سجده کردند (یعنی هرکدام در مقطعی از مقاطع حرکت آدم در چرخه جهان دو قطبی، تحت سیطره او در می آیند) از فرمان سجده سرپیچی کرد و به اذن خداوند تا پایان سیر او در جهان دو قطبی، به سجده در برابر وی در نخواهد آمد. یعنی تا مقطع معلومی بر سر نقش خود پابرجا خواهد بود و اگر خداوند نمی خواست، به او چنین مهلتی نمی داد و آن گاه در جهان تک قطبی هیچ بستری برای ظهور اختیار انسان و رشد او فراهم نمی شد. پس تبعیت نکردن از فرمان سجده در ظاهر نافرمانی است و اگر نافرمانی نبود تضادی هم نبود؛ اما در عین حال، فرمانبرداری است.
چون خداوند آنرا از پیش تعیین کرده است. خداوند با امر به این که ابلیس جز بر او سجده نکند، نقش موحدی را به او می دهد که برای انجام مأموریت خود از جهان تک قطبی (بارگاه الهی) رانده می شود و در عین حال، این درس را به جا می گذارد که تکبر و نافرمانی از خداوند، نتیجه ای جز دوری از درگاه او ندارد.
ظاهر تکبرآمیز این نافرمانی و نکوهش خداوند از آن، درسی است که باید آدم در طول مسیر خود به آن توجه داشته باشد. ابلیس در اثر این تکبر و نافرمانی از جهان بدون تضاد به جهان تضاد فرود آمد و انسان باید بداند که هر نافرمانی دیگری نیز عامل تنزل و فرود آمدن است. آدم نیز در ابتدای خلقت خود یک نافرمانی کرد که در اثر آن، به جهان تضاد فرود آمد و شروع به سیر در چرخه‌ جهان دوقطبی کرد. اما ابلیس به‌عنوان اولین معلم این درس را پیش روی او می گذارد که همچنان در هر مرحله از مسیری که سیر در آن را انتخاب کرده‌است، سرپیچی از فرمان خداوند، او را از وحدت دور می‌کند.

نکته دیگر این است که در عالم دو قطبی که عالم کثرت ابعاد است؛ ابلیس نیز دچار کثرت می شود. جلوه های متعدد وجود ابلیس، “من های ضد کمال” در وجود انسان هستند که شیاطین نام می گیرند. در آفرینش هر انسانی، دو نوع کشش به سمت کمال و ضد کمال طراحی شده است که در اثر وجود “من های کمال” و “من های ضدکمال” ایجاد می شود. به بیان دیگر شیطان در وجود هر انسانی سهم مشخصی دارد و کسی نیست که در درون خود، عامل تضاد نداشته باشد.
همچنین، هیچ‌کس نمی‌تواند عامل تضاد را از درون خود حذف کند؛ یعنی نمی‌تواند من‌های ضد کمال را در خود از بین ببرد. بنابراین، هر فردی یا مغلوب این شیاطین درونی می‌شود و یا آن‌ها را مهار می‌کند و تحت کنترل در می‌آورد. به همین دلیل است که پیامبر گرامی اسلام (ص) فرموده اند که من شیطانم را به دست خودم مسلمان (تسلیم) کردم.
هنرمندی انسان همین است که بتواند با آگاهی کافی، در صدد مدیریت صحیح من‌های درون خود برآید و شیاطین‌ درونش را به تسلیم در آورد تا بتواند مسیر کمال را طی کند. این هنر بدون وجود «شیطان» نشان داده نمی‌شود. از این منظر می‌توان گفت که «ابلیس» یکی از ارکان هستی است که در قالب کثرت‌یافته‌ی خود در کمال‌آفرینی انسان ایفای نقش می‌کند و به همین لحاظ، وجود او اهمیت دارد.
تا وقتی که انسان نیاموخته است که در مسیر زندگی حرکت مستقیم داشته باشد و تنها معطوف به خدا باشد، در خطر گرایش‌های درونی به ضد کمال است؛ یعنی شیاطین وجود او از هر جهت غیر از جهت مستقیم، او را مورد حمله قرار می‌دهند. اما از زمانی که او دیگر به جهتی جز جهت مستقیم نگاه نکند، بر این شیاطین غلبه خواهد کرد و نه تنها دیگر شیطان برای او نقش گمراه‌کننده نخواهد داشت، بلکه غلبه بر آن،‌ عامل تعالی او می‌شود. کسی که در شرایط دوم است، وجود شیطان را ارزشمند می‌بیند؛ اما معمولا کسی که در شرایط اول قرار دارد، از وجود او گله‌مند است.
برای تفهیم این مطلب می‌توان از مثال ساده‌ای استفاده کرد. یک کودک، خطرات تماس با آتش را نمی‌شناسد و به همین دلیل، لازم است که برای نزدیک نشدن او به آتش، آن را برای او وسیله‌ای خطرناک معرفی کرد. اما وقتی به رشد لازم رسید، بدون این‌که خود را در معرض خطرات آتش قرار دهد، با آن به طور صحیح مواجه خواهد شد و دیگر نگرانی از آسیب دیدن از آن برای او وجود نخواهد داشت. پس در مرحله‌ای که شناخت و توانایی لازم را ندارد، یک دیدگاه نسبت به آتش دارد و وقتی با نحوه رویارویی با آن آشنا شد، دیدگاه دیگری پیدا خواهد کرد.
بهره بردن از وجود عناصر و عوامل ضد کمال، با انتخاب کمال و حرکت به سوی آن (با غلبه بر ضد کمال) حاصل می شود و انسانی که به بلوغ عرفانی رسیده است و نگاه خود را به سوی خدا دوخته است، در زندگی خود، از کارآزمودگی لازم در رویارویی با این آتش برخوردار است.


۱) انسان می تواند با درس گرفتن از هر حادثه و رفتار خوب یا بد، اندیشه و رفتار خود را اصلاح کند و ارتقا ببخشد. زیرا اگر وجود موجودات عالم را مانند یک سیستم در نظر بگیریم، انسان تنها موجودی است که سیستم وجود او فرایند متغیری دارد و می تواند انواع ورودی های مثبت و منفی را به خروجی مثبت تبدیل کند. به همین دلیل، وقتی به لقمان گفتند ادب از که آموختی، گفت از بی ادبان.

استاد محمدعلی طاهری

منابع: mataheri.com

تاملی پیرامون عرفان حقیقی

به نام خدا

امروزه، وجود عرفان در زندگی به صورت نیازی احساس می شود که نمی توان آن را نادیده گرفت. البته، استقبال از عرفان در سراسر جهان، بازار ظاهرسازی های عرفانی را نیز گرم کرده است و به همین دلیل، عده ای فرصت یافته اند سخن و عمل خود را به عرفان پیوند بزنند و با رنگ و لعاب عرفانی دادن به آن، مخاطب و اعتبار کسب کنند.

در چنین شرایطی، که هم عرفان و هم ادعای عرفان رونق دارد، می توان بدون شناخت کافی، انواع تفکرات منسوب به عرفان را کاذب جلوه داد و از طریق انتقادهای غیر علمی و غیر اخلاقی به نوعی دیگر کسب شهرت کرد و می توان همه ی آن ها را به طور دقیق مطالعه و به طور منصفانه تحلیل کرد تا با ارائه ی این تحلیل، هر یک از مردم هشیار سراسر جهان بتوانند آگاهانه راه خود را انتخاب کنند.
«الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ (۱۸-زمر)
آن کسانى که به سخن گوش می‌دهند و از بهترین آن پیروى میکنند، ایشانند کسانى که خدا هدایتشان کرده و اینان خردمندانند.»

سخن گفتن از عرفان آسان و در عین حال، دشوار است. آسان است؛ زیرا بسیاری از مردم به راحتی درباره¬ی آن اظهار نظر می کنند و وقتی از آن ها سوال شود که عرفان چیست، بعضی از موسیقی ها، نقاشی ها، اشعار، پوشش¬ها و آداب و مراسم خاص، حتی برخی تکنیک ها و همچنین، انواع و اقسام نظریه های جدید و قدیم و اغلب متضاد عرفانی در ذهن آن ها نقش می بندد و از آن سخن می¬گویند و گاهی دامنه¬ی عرفانی که از آن صحبت می کنند، به انواع خرافه ها، دعانویسی ها و برخی کرامات ظاهری و باطنی که نوعی قدرت نمایی است نیز کشیده می شود و البته گاهی نیز از لطیف ترین و زیباترین مکشوفات و معرفتهای تاریخ بشری سخن به میان می آورند.

اما صحبت از عرفان وقتی دشوار است که این افراد بخواهند اصالت ادعا های موجود را محک بزنند و یا درباره¬ی آن به اطمینان قلبی برسند. زیرا بسیاری از آن ها هنگام رویارویی با یک بینش عرفانی، تنها به فکر دفاع از اندیشه ی خود و نفی دیگران هستند و سخنانشان حاکی از انواع و اقسام ادعا ها و استدلال هایی است که اغلب در همان حوزه ای که از نظر خودشان پذیرفته شده است (اصول اعتقادی و منطق استدلالی اختصاصی) می تواند قابل قبول باشد و کمتر از معیارهائی استفاده می کنند که برای همه مخاطبین قابل ارزیابی، پذیرش و کاربرد باشد ( اصول اعتقادی و منطق استدلالی عام). در بازار مکاره ی عرفان، همه خود را برحق می دانند و دیگران را ناحق می پندارند. «… کُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ (۵۳- مؤمنون)- … هر گروهى به آنچه دارند (به روشى که برگزیده اند)، خشنود هستند.»
به این ترتیب، پس از هزاران سال رشد تمدن بشری، این سوال هنوز مطرح است که به راستی عرفان حقیقی چیست و در آسمان پر ستاره ی سیر تاریخی تکامل معرفتی انسان، چه جایگاهی دارد؟ و آیا ملاک و میزان و محک محکمی برای سنجشی عام، پایدار و قابل اتکای عمومی و برای انتخاب راه از بیراهه وجود دارد و چگونه می توان با تکیه بر آن، به درستی ادعاهای درست و انتخاب راه صحیح از بین راه های مشابه و متضاد دست زد؟ شاید عده ای گمان کنند که داشتن این نوع ملاک های عام دلیل بر این است که در توجه به عرفان باید آموزه های دینی را کنار گذاشت؛ زیرا اختلاف ادیان مانع از این است که صاحبان همه ی ادیان بتوانند عرفان دینی مشترکی داشته باشند.

اشتباه این افراد در این است که فراموش کرده اند ادیان الهی یکدیگر را تایید می کنند و هر کدام از آن ها نسبت به دین قبلی دستورالعمل های کامل تری دارد و به رعایت اصول بیشتری در زندگی دعوت می کند. اما ارزش رعایت همه این اصول (که کمیت دین هستند) به این است که کیفیت آن ها حفظ شود و ارتقا یابد و نکته ی مهم این است که عرفان حقیقی، کیفیت مشترک همه ادیان است.

عرفان حقیقی، چنگ زدن به حلقه های رحمانیت الهی است که برای صعود انسان در مسیر کمال به طور بی دریغ در اختیار انسان قرارداده شده است. لطف خدا حد و اندازه ای ندارد؛ ولی انسان به دلیل این که اسیر ترفندهای شیطان است، همواره میل به خودخواهی و کثرت طلبی دارد.

توحید، راه وحدت است و موحد رهروی است که نه تنها به درک وحدت رسیده است؛ بلکه بر خلاف فرد منافق، میل به وحدت دارد. به همین دلیل، یکی از معیارهای کیفیت سنجی، میزان برقراری صلح و حرکت به سوی وحدت است. حرکت از وحدت به کثرت و ایجاد شکاف در جامعه بشری (نفاق) از هر منظری که در نظر گرفته شود، حرکتی در خلاف جهت کمال انسان محسوب می شود و اولین محک برای شناخت عرفان غیر اصیل از عرفان اصیل است. بنابراین، هر طریق و روش انحصار طلبانه ای که استفاده از لطف و رحمت خداوند و ارتقا در مراتب توحید را مختص خود بداند، عرفانی و دینی نیست و در جهت تفرقه در راه خدا و فرقه فرقه کردن عرفان گام بر می دارد.
«قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ کَلِمَهٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (۶۴- آل عمران)- بگو: اى اهل کتاب، بیایید از آن کلمه‏اى که پذیرفته ما و شماست پیروى کنیم: آنکه جز خداى را نپرستیم و هیچ چیز را شریک او نسازیم و بعضى از ما بعضى دیگر را سواى خدا به پرستش نگیرد. اگر آنان رویگردان شدند بگو: شاهد باشید که ما مسلمان هستیم.»

عرفان و شریعت (مذهب) که دو بال دین هستند، با هدف رسیدن به کمال و تعالی، ارتباط با خدا و حرکتی از کثرت به وحدت را دنبال می کنند. در عرفان حقیقی، انسان خود را با همه ی اجزای جهان هستی در پیوندی می بیند که تن واحد هستی را شکل می دهد و همه ی اجزای عالم را با وجود تنوع و کثرت آن، تجلی یکتائی و بی همتائی او می بیند و از اینرو، کل هستی را در وحدت و یکتائی مشاهده می کند. رحمانیت الهی، انسان را به این درک می رساند که به وسعت جهان هستی است و اندیشه ی او را از سطح خود و قوم و نژاد و ملت خود به سطحی گسترده و کیهانی (اینتریونیورسال) که شامل کل جهان های موازی و مجاور و عوالم دیگر است، ارتقاء می دهد تا از این رهگذر، به درکی متعالی و به مقام انسان صالح (صلح با خدا، خود، جهان هستی و انسان های دیگر) نائل شده، رسالت انسانی خود را به جا آورد. برخورداری از این عرفان، در عین حال که منجر به آشتی بیشتر با دین می شود، نه تنها امکان طرح و بررسی افکار و آرای مختلف را سلب نمی کند، بلکه باعث می گردد رویارویی با این افکار، بدون تعصب باشد و از این طریق، همواره بالندگی بیشتری به ارمغان آید.

منابع: mataheri.com

روز جهانی منع خشونت علیه زنان

مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۱۹۹۹ میلادی روز ۲۵ نوامبر را بعنوان روز جهانی “منع خشونت علیه زنان” تعیین کرد.

با وجود آنکه آمار مشخصی از سوی نهادهای مسئول در خصوص وضعیت خشونت خانگی در ایران منتشر نمی‌شود، اما طی ماه‌ها اخیر شماری از قتل‌های ناموسی به سبب خشونت بالا توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرد.

دکتر محمدعلی طاهری:
در پیشگاه عرفان هیچ فرقی بین مرد و زن نیست،انسان،انسانه و همه انسانها نیاز به کمال دارند تا بعد کیفیتی شون تکمیل بشه بنابراین مرد و زن نداره. چون زن و مرد مکمل همدیگه هستند لازم بوده بخش غالب مرد کل نگر(دورنگر) باشه،زن جز نگر(نزدیک بین)باشه، ولی تو بعد کیفی جفتشون میتونند کمال رو درک بکنند.

تصویب ۶۷مین قطعنامه سازمان ملل ‌متحد در محکومیت نقض حقوق‌بشر در جمهوری اسلامی ایران

مجمع عمومی سازمان ملل متحد امروز چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۹، شصت و هفتمین قطعنامه مرتبط با نقض شدید حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران را در کمیته سوم این مجمع با ۷۹ رای موافق، ۳۲ رای مخالف و ۶۴ رای ممتنع تصویب کرد.

این قطعنامه به پیشنهاد کانادا و از طرف ۳۴ کشور عضو سازمان ملل از جمله آمریکا، بریتانیا، آلمان و فرانسه به مجمع عمومی ارائه شده است.

موارد زیاد صدور و اجرای مجازات اعدام از جمله اعدام‌هایی که بر اساس اعترافات اجباری و یا برای افراد زیر سن قانونی انجام شده، بازداشتهای خودسرانه و استفاده از شکنجه برای اعتراف‌گیری مانند پرونده نوید افکاری، نقض حق آزادی بیان و عقیده و تجمعات مسالمت‌آمیز، اعمال محدودیتهای گسترده در دسترسی به اینترنت و صدور مجازات حبس برای مدافعان حقوق‌بشر از جمله موارد مطرح شده در قطعنامه بعنوان مصادیق نقض حقوق بشر در ایران است.

در سال‌های گذشته نیز مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه‌های پیشنهادی در مورد نقض فاحش حقوق بشر در ایران را با اکثریت آرا تصویب کرده است.

🕊 توییت «استاد محمد علی طاهری» در خصوص محکوم نمودن اقدامات سرکوبگرانه آبان ٩٨

متن توییت:
در ضمن با عرض تسلیت مجدد به خانواده و بازماندگان کشتار #آبان_٩٨ ، یک بار دیگر این اقدامات سرکوبگرانه را محکوم می‌نمایم.

#محمدعلی_طاهری
#کدام_آبان

‌https://twitter.com/TaheriOfficial/status/1328576847467122688?s=19

نسرین ستوده به کویید ۱۹ مبتلا شد

گزارش ها حاکی است که نسرین ستوده، وکیل و فعال حقوق بشر برجسته ایرانی به ویروس کرونا مبتلا شده است.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، نسرین ستوده که به دنبالموافقت دادیار ناظر بر زندان در ۱۷ آبان‌ماه ۹۹ با تامین قرار وثیقه از زندان قرچک ورامین به مرخصی اعزام شده بود، به کرونا مبتلا شده است.

رضا خندان، همسر نسرین ستوده در این زمینه در توییتر شخصی خود نوشت: «چهارشنبه گذشته در ملاقاتی که برای اولین بار در زندان قرچک با نسرین داشتم گفت که تو بند ما کرونا آمده و خیلی‌ها بیمار شده‌اند. به همین دلیل برای پیگیری کارهای مرخصی عجله داشت. امروز نتیجه تست نسرین مثبت اعلام شد.»

توفان توییتری در اعتراض به کشتار سوختبران بلوچ

#توفان_توییتری

سالانه صدها ⁧#سوختبر⁩ که بخاطر فقر تحمیلی در بلوچستان بدان روی آورده اند، با شلیک مستقیم ماموران کشته میشوند.

در اعتراض به کشتار سوختبران بلوچ

‏زمان : شنبه ۱۷ آبان ماه ۹۹ (۷ نوامبر ۲۰۲۰)
‏ساعت: ۲۰ بوقت ایران ( ۱۷:۳۰ بوقت اروپا مرکزی)

هشتگ توفان :

‏⁧ #سوختبر_نکشید⁩

🌪🌪🌪🌪🌪🌪🌪🌪🌪🌪🌪

پیج توییتر طاهری موومنت:↙️
https://twitter.com/taheri_movement/

/

ابتلای یک سوم از جمعیت کادر درمان کشور به بیماری کرونا

محمد پاکمهر نایب رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، در خصوص وضعیت کادر پرستاری بیمارستان‌های کشور ضمن اشاره به عدم درمان قاطع کرونا بیان کرد: » از مجموع ۱۱۰ هزار پرستار در کشور، ۳۲ هزار نفر به کرونا مبتلا شده‌اند که نشان‌دهنده ابتلای ۳۰ درصد این قشر از جامعه به این بیماری است».

پاکمهر ضمن تاکید بر عدم امکان حضور ۶ هزار پرستار در محل خدمت به دنبال ابتلا به این بیماری گفت: «از ۳۲ هزار پرستار مبتلابه کرونا، ۲۶ هزار نفر با بهبود وضعیت به محل کار خود بازگشته‌اند، این در حالی‌ست که از ابتدای شیوع این بیماری فقط ۴ هزار پرستار استخدام‌شده است».