تداوم اعتصاب غذای سهیلا حجاب در زندان قرچک ورامین

سهیلا حجاب، زندانی سیاسی که از تاریخ ۲۷ خرداد در اعتراض به نگهداری خود در زندان قرچک ورامین و طرح مطالباتی ازجمله انتقال به زندان اوین دست به اعتصاب غذا زد، کماکان در اعتصاب بسر می‌برد. گفته می‌شود مسئولان زندان کارت تلفن خانم حجاب را ضبط کرده و اکنون از ارتباط با خانواده خود محروم شده است.

یک منبع مطلع به خبرگزاری هرانا،از وضعیت خانم حجاب در خصوص آخرین وضعیت وی گفت: «سهیلا حجاب طی این مدت به شدت کاهش وزن و فشار خون داشته است. او شب پنج‌شنبه نیز زمانی نسبت به انتقال زینب جلالیان به مکان نامعلوم اعتراض کرد، توسط ماموران مورد ضرب و شتم قرار گرفت و یک دست و یک پای او پانسمان شده است. پس از آن نیز مسئولان زندان کارت تلفن او را ضبط کرده از صحبت کردن با خانواده خود محروم شده است.»

سهیلا حجاب از تاریخ ۲۷ خرداد دست به اعتصاب غذا زد. اعتصاب غذای خانم حجاب در اعتراض به نگهداری خود در زندان قرچک ورامین و عدم انتقال به زندان اوین و همچنین خواسته آزادی بی‌قید و شرط برادرش مجید حجاب صورت گرفته است.

سهیلا حجاب و زینب جلالیان/ ۳ تیرماه ۹۹/ زندان قرچک ورامین”.

” ما زنده به آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما، عدم ماست

ما زندانیان سال‌هاست که در زندان‌های جمهوری وحشت، جمهوری ترور، جمهوری فقر که از حقوق انسانی برخوردار نبوده و در بیدادگاه‌های جمهوری اسلامی و بدون داشتن وکیل محاکمه ناعادلانه شدیم. انواع شکنجه های جسمی و روحی را متحمل شدیم. از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود هرگز برخوردار نبودیم. حکومت ستمگر، بارها و بارها تحت عناوین مختلف، با توسل به دروغ و فریب و ریا، تحت عنوان جلسه بازپرسی، جلسه دادگاهی، ما را از زندان خارج و ماه‌های متوالی در خانه‌های امن، مورد بازجویی‌های خشن (همراه با شکنجه، توهین و اهانت) قرار داد.

بازرسی‌های وحشتناک بدنی و غیر انسانی و استفاده از دستبند و پابند، به شیوه‌های قرون وسطایی و مطابق اصول برده‌داری، بخشی از رنجنامه‌های ماست. یعنی جنسیت زنانه ما، آنقدر برای جمهوری ضد زن وحشت به همراه دارد که برای جا به جایی ما از محافظان متعدد، همراه در قل و زنجیر کردن دست و پاهایمان باید استفاده شود ؟

علیرغم این که در سیاه چاله‌های قرون وسطایی این افراد نگهداری می‌شویم، حتی برای رفتن به درمانگاه یا جابه‌جایی بین زندان‌ها یا حضور در بیدادگاه‌ها و حضور در سالن ملاقات که البته در بیشتر موارد ما در محرومیت از ملاقات به سر برده‌ایم، ما را مورد بازرسی‌های بی شرمانه خود قرار می‌دهند. مگر در سیاه چاله‌ها توسط دوربین‌ها و ماموران سرکوبگر رصد نمی‌شویم؟

اینجانبان زینب جلالیان و سهیلا حجاب، جمهوری اسلامی را به رسمیت نمی‌شناسیم و هرگز از آنها تقاضای مرخصی، آزادی و عفو نکرده‌ایم و نخواهیم کرد. چرا که فردی طلب بخشش و عفو می‌کند که مرتکب اشتباهی شده باشد . ما پژواک خواسته‌ها، آرزوها، حقوق مدنی و شهروندی از دست رفته مردمان کشورمان بوده‌ایم.

رژیم دیکتاتوری‌ای که ۴۱ سال است مردم کشور ما و سرمایه‌های ملی و منابع طبیعی را به اشکال مختلف به نابودی کشانده، باید در پیشگاه مردم هم عذرخواهی کند و هم پاسخگوی تمام جنایات خود در دهه های مختلف باشد و هم در دادگاه‌های ملی محاکمه شود.

بعد از تحمل تمام رنج‌ها و دردهایی که در سطور بالا به آن اشاره شد ما را به زندان شهر ری منتقل کردند تا به خیال خام خود ما را تنبیه کنند؛ چرا که زندان قرچک ورامین دارای بدترین وضعیّت در میان زندان های سراسر کشور است.

اما ای دیکتاتور آیا نمی‌دانی که دردها و رنج‌ها انسان‌ها را بزرگ‌تر، متعالی‌تر، خودساخته‌تر و قوی‌تر می‌کند؟! ما از این که در این زندان حبس می کِشیم ، اصلاً آزرده خاطر نبوده و نیستیم.

ما در این زندان با زن‌هایی آشنا شدیم که با اَشکال مختلف از سوء مدیریت جمهوری اسلامی در امور متفاوت رنج کشیده بودند. حضور ما در این مکان باعث شد ما پای صحبت کسانی بنشینیم که بتوانیم در جهت احقاق حقوق از دست رفته زنان، کوشاتر باشیم. ما باید پاسخگوی تاریخ باشیم. اگر می‌بینید که ما دست به اعتصاب غذا زده‌ایم (برای انتقال از این زندان)، فقط برای مطالبه حقوق انسانی ماست. این که به نسل حاضر و نسل های آینده بگوییم در هر وضعیتی که هستید، مطالبه‌گر حقوق خود باشند. به گفته یکی از بزرگان: “اگر در جامعه ای زنی روزنامه خواند و از سیاست حرف زد، به آینده آن کشور خوش بین باشید”.

جالب این‌جاست که رئیس قوه قضائیه در سخنرانی مفصلی که از صداوسیمای میلی پخش کرد اعلام کرد که محل نگهداری زندانیان سیاسی باید جدا از جرایم عمومی باشد و با زندانیان سیاسی با احترام برخورد شود. اما این گفته ها فقط تبلیغات رسانه ای به همراه داشت. چرا که در عمل به هیچ شکل به آنچه که گفتند عمل نکردند.

محلی که در آن نگهداری می شویم، عملا تبدیل به کمپ معتادان شده! زنان آسیب دیده از اجتماع که ابتدا باید درمان شوند، سپس آموزش ببینند و در نهایت به آغوش اجتماع برگردند. تأسف‌بارتر این که اکثریت زندانیانی که به اینجا وارد می شوند ، تحت عنوان جرایم فساد و فحشا و روابط خارج از ازدواج هستند. این زنان به دلیل روابط متعدد، ناقل بیماری‌های عفونی، هپاتیت، زگیل تناسلی و بسیاری بیماری‌های دیگر هستند و متاسفانه سطح بهداشت زندان بسیار ضعیف و همچنین عدم رعایت حداقل بهداشت از سوی زندانیان، رنج مضاعفی به همراه دارد.

ضرب و شتم… معضل تجاوز در میان زنان زندانی و ضرب و شتم متعدد میان آنان با وسایل متعدد که برای زد و خورد ها استفاده می‌کنند، احساس امنیت جسمی و آرامش روحی ما را به مخاطره انداخته!

در اوج بیماری کرونا، اینجانب زینب جلالیان را از زندان خوی به زندان شهر ری منتقل کردند و نگهداری در میان بیماران مبتلا به کرونا موجب شد که من زینب جلالیان به کرونا مبتلا شوم و بدون هیچگونه رسیدگی، ریه‌ام دچار آسیب شدید شود. هم اکنون هم در اتاقی نگهداری می‌شوم که تست کرونای افراد آن مثبت اعلام شده و بدون هیچگونه فاصله گذاری، بدون ماسک و مایع ضدعفونی و الکل، نفس و نفس با آ

ن‌ها زندگی می‌کنیم.

با توج

ّه به این که اینجانب سهیلا حجاب در اعتصاب غذا هستم، سیستم ایمنی بدنم ضعیف شده و مطابق گفته‌های دکتر، خطر ابتلا به کرونا بدن اینجانب را تهدید می‌کند.

شرم بر جمهوری اسلامی که ما به خاطر ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود (یعنی بهداشت و مراقبت جسمانی)، دست به اعتصاب غذا زده‌ایم که از سیاه‌چال قرچک ورامین به سیاه‌چال اوین منتقل شویم.

این اعتصاب باید برای خواسته‌های بزرگ تری مانند آزادی اتفاق می‌افتاد، اما علیرغم تمام دردها و رنج‌ها و شکنجه‌ها، ما برای احقاق حقوق انسانی و مدنی مردمان خود ایستاده‌ایم و همچنان برای احقاق حقوق انسانی و مدنی خود، همچنان سراپا ایستاده‌ایم و باز هم خواهیم ایستاد. به قولی: “سیصد گل سرخ یک گل نصرانی، ما را ز سر بریده می‌ترسانی؟، ما گر ز سر بریده می‌ترسیدیم، در محفل عاشقان نمی‌رقصیدیم”.

پشت این میله‌ها، امید برای یک زندگی آزاد در وجود ما زبانه می‌کشد. “ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر می‌شوند”

سهیلا حجاب و زینب جلالیان/ ۳ تیرماه ۹۹/ زندان قرچک ورامین”.

۲۶ ژوئن روز مبارزه با شکنجه

پوریا ابراهیمی زندانی سیاسی خبرنگار و فعال حقوق بشر

من پوریا ابراهیمی بارها به بازداشتگاه و به زندان کشانده شدم. بارها کتک خوردم و بارها تهدید شدم. در بازداشت های خیابانی یا از منزل، داعش وطنی به شکل یک جانی مرا به عمق سیاچال قانون که در بی قانونی غوطه ور بود کشاند. در سال ۸۸ چند روزی میهمان اطلاعات در کهریزک بودم. در همان سال ۸۸ با تفنگ بر تنم تیر ساچمه‌ای نواختند. سال ۸۹ در بند ۶۶ سپاه و ۲الف و ۲۴۰ و قرنطینه ۷ تهدید به تجاوز و…شدم. سال ۹۱ در در ۳۵۰ شکنجه شدم. سال ۹۳ در ۲۰۹ و بند ۸ و …….. شکنجه شدم. در آخر هم حکومت شما به ۷ سال حبس و ۳۱ ضربه شلاق برای من بسنده نکرد و باز تشکیل پرونده ایی جدید برایم دادند.. چرا؟ این همه گیر این همه بازداشت برای چه. برای یک اعتراض؟ برای اینکه گفتم و راهِ بهشتِ مینوی من بُز روِ طوع و خاکساری نبود:* .. تنها بخاطر اینکه پرسیدم چرااا؟ تنها بخاطراینکه گند کاری های حکومت کثیف جمهوری اسلامی را فریاد میزدم؟ کتک و زندان و شلاق و توهین و آسیب های روانی برای چه بود؟ و بخاطر اینکه اصلاح طلب نبودم #چهل و یک_سال_شکنجه

من_هم_شکنجه_شدم

جمعه ۲۶ ژوئن ۲۰۲۰ «روز جهانی مبارزه با شکنجه» نام دارد.

شکنجه در ایران به فجیع ترین شکل ممکن انجام میشود

دسامبر سال ١٩٩٧ مجمع عمومی سازمان ملل متحد بقصد حمایت از قربانیان شکنجه و مبارزه علیه عاملان شکنجه در جهان، روز بیست و شش ماه ژوئن را به همین عنوان نامگذاری کرد.

١٩۴٨ یعنی تقریباً شصت و پنج سال پیش بود که
» اعلامیه جهانی

حقوق بشر» توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید و در آن برای اولین بار»شکنجه » توسط جامعه بین المللی محکوم شد.

در سال ١٩٨۴ » کنوانسیون علیه هر نوع شکنجه و بد رفتاری های بیرحمانه و غیر انسانی» به تصویب مجمع عمومی رسید و آنگاه سه سال طول کشید تا در سال ١٩٨٧ به مرحله اجرا گذاشته شد. نهادی بنام «کمیته علیه شکنجه» که از افراد کارشناس تشکیل شده است مسئول پیگیری رعایت این کنوانسیون در جهان است.
به این ترتیب اولین گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره شکنجه در سال ١٩٨٥ شروع بکار کرد . یک کارشناس مستقل از سوی کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در راس این کمیته گمارده میشود.
و سرانجام در سال ١٩٩٧ مجمع عمومی سازمان ملل روز بیست و ششم ماه ژوئن را بنام روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه نام گذاری کرد.
بدینوسیله روز جهانی مبارزه با شکنجه سفید و سیاه را پاس میداریم و از همه آزاد اندیشان و طرفداران راستین حقوق بشر دعوت میکنیم تا با همه توان خود ،این اقدام رذیلانه را محکوم نموده و برای آزادی زندانیان (سیاسی، امنیتی، عقیدتی)از چنگال شکنجه گران نهایت مجاهدت خود را بعمل آورده و به هر نحو ممکن با این اقدام ضد بشری مبارزه نمایند .

سهیلا حجاب در اعتراض به نگهداری خود در زندان قرچک ورامین و عدم انتقال به زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده است.

سهیلا حجاب، زندانی سیاسی از روز سه‌شنبه ۲۷ خردادماه در اعتراض به نگهداری خود در زندان قرچک ورامین و عدم انتقال به زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده است. سهیلا حجاب در تاریخ ۳ خردادماه پس از مراجعه به دادگاه تجدیدنظر استان تهران توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل شد. در جریان این جلسه دادگاه به خانم حجاب گفته شد حکم دادگاه بدوی او عینا تایید شد.

سهیلا حجاب، روز شنبه ۳ خردادماه ۱۳۹۹، پس از مراجعه به شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی احمد زرگر توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت و جهت تحمل حبس به زندان قرچک ورامین منتقل شد.

سهیلا حجاب در تاریخ ۲۸ اسفند ۹۸ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه از بابت اتهاماتی ازجمله “تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی، تشویش اذعان عمومی به قصد آشوب و تشکیل گروه غیرقانونی” مجموعا به ۱۸ سال حبس تعزیری محکوم شد. با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس تعزیری برای وی قابل اجرا خواهد بود.

خانم حجاب پیشتر در تاریخ ۲۴ اسفندماه ۹۸ با تودیع قرار وثیقه ۳ میلیارد تومانی، به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شد.

سهیلا حجاب خردادماه ۹۸ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بند زنان زندان اوین منتقل شد. خانم حجاب مدتی پس از بازداشت به یکی از خانه‌های امن اطلاعات سپاه منتقل و مدتی بعد مجدداً به بند زنان زندان اوین بازگردانده شد.

این شهروند پیشتر نیز در دیماه ۹۷ در شیراز بازداشت و پس از طی مراحل دادرسی به ۲ سال حبس محکوم شده بود. وی پس از تحمل ۵ ماه حبس در زندان عادل آباد شیراز با اعمال عفو از زندان آزاد شد. با این حال وی ۱۰ روز پس از آزادی مجدداً توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت شد.

دلیل بازداشت وی توسط این نهاد امنیتی “هواداری از یکی از سازمان‌های مخالف نظام” عنوان شده است.

بحران کرونا؛ درخواست آزادی دو تن از اعضای زندانی «عرفان حلقه»

اعضای مجموعه «عرفان حلقه» با توجه به «بحران کرونا» در ایران و زندان‌های کشور، خواستار آزادی امیرحسین میرخلیلی و طاهر حاجی‌قربانی،از اعضای مجموعه «عرفان حلقه» که در حال سپری کردن دوران محکومیت خود در زندان اوین هستند شدند.

عرفان حلقه؛ نامه امیرحسین میرخلیلی از زندان اوین

سید امیرحسین میرخلیلی، یکی از هواداران عرفان حلقه محبوس در زندان اوین در نامه‌ای سرگشاده خطاب به حسن روحانی، رئیس جمهور ایران نسبت به روند دادرسی و اتهامات مطروحه علیه خود اعتراض کرده است. آقای میرخلیلی در ادامه درخصوص رویکرد سازمان اطلاعات سپاه در بازداشت محمدعلی طاهری و سایر شاگردان وی و اتهامات مطرح شده نوشته است. امیرحسین میرخلیلی همچنین به دلیل آنچه خود پرونده‌سازی‌های متعدد خوانده، تقاضای سلب تابعیت از جمهوری اسلامی ایران را کرده است….متن کامل این نامه
اینجانب سیدامیرحسین میرخلیلی بابت فعالیتهای ظلم ستیزانه خود در جهت افشای تخلفات صورت گرفته از سوی سازمان اطلاعات سپاه و قوه قضائیه، در پرونده ای که علیه دانشمند گرانقدر و اندیشمند فاضل و متواضع جناب آقای دکتر محمدعلی طاهری بنیانگذار عرفان حلقه، دو طب مکمل فرادرمانی و سایمنتولوژی، نگرش اینتریونیورسالیسم یا فراکل نگری و… ساخته و پرداخته کرده بودند، به اتهام «اقدام علیه امنیت کشور از طریق اداره گروه [به اصطلاح] غیرقانونی عرفان حلقه»، «تبلیغ علیه نظام» و «تشویش اذهان عمومی از طریق نشر [به اصطلاح] اکاذیب در صفحه مجازی» در حال حاضر در زندان به سر می‌ برم. متاسفانه این پرونده که با اطاله دادرسی بسیار طولانی مواجه بوده و همچنان نیز هست، در مرحله بدوی با اشد مجازات زندان مندرج در قانون (۱۰سال زندان بابت اقدام علیه امنیت ملی، ۱سال زندان بابت تبلیغ و ۲سال زندان و ۷۴ضربه شلاق بابت تشویش) مواجه و علیرغم اعتراض اینجانب در تاریخ ۹۸/۱۲/۱۶ در هنگام ابلاغ حکم، در محل شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی تهران، هنوز حتی به دادگاه تجدیدنظر نیز ارسال نشده است و پس از گذشت نزدیک به ۳ ماه از تاریخ ابلاغ حکم، تعیین شعبه تجدیدنظر صورت نگرفته است. وثیقه تعیینی در مرحله بازپرسی (۱۰۰میلیون تومان) نیز در تاریخ ۹۸/۷/۱۰ به ۲میلیارد تومان تشدید شد که به علت عدم توانایی در تودیع آن، پیش از قطعیت حکم فوق، تا مدت نامعلومی در زندان به سر خواهم برد. اعتراضات اینجانب و سایر اعضای ظلم ستیز و غیور عرفان حلقه، که سکوت در برابر دروغ پردازیهای صورت گرفته علیه استاد طاهری را خیانت علیه اسلام، قرآن و بشریت می دانستند، اعم از حضور در تجمعات مسالمت آمیز مدنی (که طبق اصل ۲۷ قانون اساسی، حق مسلم ما بوده است و اساساً قشرهای مختلف مردم چگونه باید صدای خود را به گوش شما مسئولین ناشنوا یا کم شنوا برسانند؟) که همواره با برخوردهای امنیتی، جرم انگاری بابت حضور در این تجمعات، دستگیری های موردی یا گسترده و… روبرو بوده است، فعالیتهایمان در فضای مجازی و… فقط و فقط به خاطر یک خواسته واضح و روشن و ساده و منطقی بیش نبوده است: اجرای قانون در روند رسیدگی به پرونده استاد طاهری، در نتیجه تبرئه ایشان از کلیه اتهامات جعلی و دروغین منتسب و در نتیجه آزادی بی قید و شرط ایشان از زندان.
استاد طاهری در ۸۹/۱/۲۹ برای اولین بار به اتهام دروغین و بی پایه و اساس «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور از طریق عضویت در گروه چریک های فدایی خلق» توسط سازمان دروغگوی اطلاعات سپاه دستگیر و به مدت ۲ماه و چندروز در یک «خانه تیمی» متعلق به این نهاد امنیتی، مورد بازجویی قرار گرفت. این اتهام به همراه اتهامات بی ربط و عجیب و غریب و دهن پر کن دیگری چون ارتداد، سب النبی و ترور افراد و تهدید آنها در تاریخ ۹۵/۴/۱۳ از سوی بازپرس شعبه ۳ بازپرسی دادسرای شهید مقدس (اوین) با قرار منع تعقیب مواجه شد. این از این!
در تاریخ ۹۰/۹/۸ در آخرین جلسه رسیدگی به پرونده استاد طاهری در سال ۱۳۹۰ از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب وقت (به ریاست قاضی پیرعباسی که بعلت عدم صدور حکم اعدام موردنظر نهاد دستگیر کننده از ریاست آن شعبه برکنار شد و قاضی احمدزاده جایگزین وی گردید. — ارجاع به نوار صوتی لو رفته از جلسه آخوند بازجو محمودرضا قاسمی با یکی از مافوقهای خود در قرارگاه ثارالله سپاه تهران) که منجر به صدور اولین حکم علیه استاد طاهری گردید. از مجموع ۱۶عنوان اتهامی، ۷عنوان با صدور حکم مواجه گردید و بقیه منوط به تحقیقات بیشتر شد. ۲عنوان اصلی اتهامی این دادنامه یعنی «توهین به مقدسات» با ۵سال زندان و «تحصیل مال از راه نامشروع» با ۸۹۰ میلیون تومان جریمه نقدی (۲برابر مبلغ حاصله مورد ادعای دادگاه) روبرو شد. توهین به مقدسات که بابت تدریس آموزه های عرفان حلقه به دیگران بوده است، بعدا در تاریخ ۹۴/۹/۲۲ در حکم شعبه ۳۳دیوانعالی کشور در پرونده یکی از شاگردان استاد طاهری، مصداق تدریس عرفان حلقه تشخیص داده نشد. در آن حکم آمده است: «… هیچیک از اتهامات انتسابی به نامبرده در پرونده از قبیل شرکت در کلاسهای عرفان حلقه و مطالعه کتابها و گذراندن دوره های فرادرمانی و تشعشع دفاعی و تشکیل کلاس و تدریس در آنها و نگهداری و خرید و فروش کتابهای گروه موسوم به عرفان حلقه، مصداق توهین به مقدسات اسلامی نبوده و صرف عضویت در این گروه و آموختن آموزه های آن و آموزش آن به دیگران و دریافت شهریه را نمی شود توهین به مقدسات اسلامی دانست و قابل انطباق با ماده قانونی مورد استناد (ماده ۵۱۳ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵) نمی باشد. هرچند ممکن است عنوان مجرمانه دیگری داشته باشد و ذکر و بیان جملات حاوی توهین و مقدساتی که مورد اهانت قرارگرفته به روشنی در رای دادگاه ضرورت دارد. بنابراین تقاضای نامبرده را با صدر بند ج ماده ۴۷۴ قانون آئین دادرسی کیفری منطبق دانسته و با استناد به ماده ۴۷۶ قانون آیین دادرسی کیفری، ضمن تجویز اعاده دادرسی نسبت به دادنامه مذکور، پرونده را جهت رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض دادگاه صادر کننده رای قطعی ارجاع می نماید. /ح …»
اتهام «افساد فی الارض از طریق گمراه نمودن دیگران» نیز که دستاویز صدور ۲حکم اعدام از سوی شعبه۲۶ به ریاست قاضی احمدزاده در سالهای ۹۴ و ۹۶ خورشیدی بود، هر دوبار به دلیل استناد غیرقانونی و بلاوجه به ماده موخرالتصویب ۲۸۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ (یعنی ۲سال پس از دستگیری نهایی استاد در تاریخ ۹۰/۲/۱۴ ) و عدم انطباق فعالیتهای استاد طاهری، نه با این ماده موخرالتصویب قانون مجازات اسلامی درمورد مجازات جرم افساد فی الارض و نه با مواد ۱۸۶~۱۸۳ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ در مورد مجازات این جرم که در لحظه دستگیری ایشان حاکم و لازم الاجرا بوده است، دادنامه های صادره نقض شد. (ارجاع به احکام صادره از سوی شعبه ۳۳ دیوان در اینخصوص، بخصوص دومین حکم صادره مورخ ۹۶/۸/۳ که در آن به قاضی صادر کننده رای، درس حقوق می دهد و با آوردن مثالها و توضیحات مبسوط و طولانی تلاش می‌ کند وی را شیرفهم کند که ماجرا چیست و چرا هیچ رقمه نمیتوان به استاد طاهری حکم اعدام داد) اما نهایتا شعبه هم عرض (شعبه ۱۵ به ریاست قاضی صلواتی) بازهم به استناد تبصره ذیل همان ماده موخرالتصویب ۲۸۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ ایشان را به ۵سال زندان محکوم نمود و خنده دار اینکه تقاضای تجدیدنظر خواهی استاد در شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی زرگر رد شد!
النهایه اینکه آنچه ما همواره گفتیم و می گوییم و تا زنده باشیم خواهیم گفت، این بوده و هست و خواهد بود که پرونده استاد محمدعلی طاهری، خلاف قانون تشکیل شد و خلاف قانون رسیدگی شد و برایش خلاف قانون حکم صادر شد و ایشان خلاف قانون در سلول های بازداشتگاه انفرادی و شبه انفرادی ۲-الف نگهداری شد (بیش از ۷سال) و… این پرونده همچون خاری در گلوی جمهوری اسلامی است و تا زمانیکه آقایان به اشتباه خود اعتراف نکنند و دست از سر ما شاگردان استاد طاهری بر ندارند، ما نیز دست از سرشان برنخواهیم داشت و فریاد خواهیم زد که چه جفاهایی بر سر استاد طاهری و شاگردانش در این مملکت گل و بلبل رفته و می ‌رود.
زمانی نوع برخوردهای صورت گرفته با اعضای مجموعه عرفان حلقه برخوردهای عقیدتی بود و پرونده هایی که برایمان تشکیل میدادند، عموما ذیل اتهام «توهین به مقدسات» صورت می گرفت. اتهامی که برای خود استاد طاهری هم ۵ سال حبس غیرقانونی و ناعادلانه به همراه داشت. اما همانطور که ذکر شد پس از حکم شعبه ۳۳ دیوانعالی کشور در پرونده یکی از اعضای مجموعه عرفان حلقه که از دست نهاد دستگیر کننده در رفته بود و تقاضای اعاده دادرسی پذیرفته شده بود، مبنی بر اینکه تدریس عرفان حلقه مصداق توهین به مقدسات اسلامی محسوب نمی شود (و این حکم، ۵سال حبسی که به اتهام جعلی و دروغین و خلاف واقع و غیرقانونی به استاد طاهری و دیگر اعضای مجموعه عرفان حلقه داده شده بود را زیر سوال می بَرد)، نهاد دستگیر کننده سیاست مسبوق به سابقه «تبدیل پرونده های عقیدتی به پرونده های امنیتی با سوءاستفاده از ماده ۴۸۶ قانون مجازات اسلامی» را در پیش گرفت و علیه اعضای این مجموعه، اتهام «اقدام علیه امنیت کشور از طریق اداره گروه غیرقانونی عرفان حلقه» را مطرح می کند. ( باز مثلا در مورد اینجانب) در حالیکه نه تنها هیچ مرجع رسمی و قانونی صالحه ای حکم به غیرقانونی بودن مجموعه عرفان حلقه نداده است، بلکه حتی خود استاد طاهری که بنیانگذار این مجموعه عرفانی «خدامحور-خدامحور» است نیز علیرغم متهم شدن به ۱۶عنوان مختلف اتهامی از شیرمرغ تا جان آدمیزاد، اساساً اتهام موضوع ماده ۴۹۸ قانون مجازات اسلامی (تشکیل یا اداره گروه یا جمعیت با هدف برهم زدن امنیت کشور) حتی به ایشان تفهیم اتهام نیز نشده بوده است (این در حالیست که ایشان بیش از ۸ سال در اختیار نهاد دستگیر کننده و در بازداشتگاه انفرادی ۲-الف و زندان اوین بوده است و فرصت کافی برای طرح این اتهام وجود داشت) چه رسد به جلسه تشکیل دادگاه و صدور حکم در این زمینه. ادعای غیرقانونی بودن مجموعه عرفان حلقه بنا به دادنامه صادره علیه اینجانب در ۹۸/۱۱/۲۷ از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی مقیسه، صرفاً مبتنی است بر گزارش دروغین و خلاف واقع و متوهمانه از سازمان دروغگو و زورگوی اطلاعات سپاه که به حقیقت تبدیل به شجره ملعونه این سرزمین شده است. حال سوال اینجاست که مرجع غیرقانونی اعلام کردن یک گروه اندیشه ورزانه و معرفت پژوه، نظیر عرفان حلقه در این مملکت کدام نهاد است؟ آیا سازمان بی آبرو و متوهم اطلاعات سپاه مرجع رسمی تشخیص و اعلام قانونی یا غیرقانونی بودن مجموعه ای چون مجموعه عرفان حلقه است؟ اگر اینگونه است که بفرمایید ما چیزی به عنوان قوه قضائیه در کشورمان نداریم و همه چیز دست سپاه و سازمان اطلاعات سنتی-صنعتی آن هست و تکلیف ما و سایرین را نیز معلوم کنید. بازهم تَکرار! میکنم: تشخیص قانونی یا غیرقانونی بودن گروهها و جمعیت ها با سازمان اطلاع سپاه نیست و در این خصوص قانون باید تصمیم بگیرد و سازمان اطلاعات سپاه مساوی قانون نیست. ضمن اینکه با امنیتی جلوه دادن پرونده های ما اعضای مجموعه عرفان حلقه، که پای مباحث عقیدتی آن حتی به جلسات دادگاه رسیدگی به اتهامات امنیتی مان نیز باز میشود، جنابعالی و اعضای کابینه تان نیز می‌توانید در مجامع بین المللی وانمود کنید که در ایران زندانی عقیدتی وجود ندارد! در حالیکه پرونده من و سایر زندانیان عقیدتی که به جرمهای امنیتی دروغین و واهی محاکمه و محکوم شده اند ازجمله نوکیشان مسیحی فارسی زبان که به اتهام «اقدام علیه امنیت کشور از طریق اداره کلیسای خانگی» محاکمه و محکوم شده اند، دلیل بزرگی است بر دروغ بودن چنین ادعایی.
از آنجاییکه آن ظلم ستیزی ها و افشاگری‌ ها برای من و امثال من به عوض تقدیر و تشکر از سوی شما مسئولین، منجر به پرونده‌سازی‌های امنیتی نیز شده است و با توجه به این موضوع که امنیت این مملکت آنقدر پیزوری و پِرپِری است که با افشای ظلم ظالمین که لعنت خداوند متعال بر آنان باد، نه تنها تقویت نمی‌شود بلکه تازه به خطر هم می‌افتد، در نتیجه شهروندی و تابعیت چنین کشوری چیزی نیست که از این به بعد برای اینجانب پشیزی ارزش و کمترین اهمیتی داشته باشد.
فلذا در عمل به آیه ۹۷ سوره نساء و پیرو نامه سلب تابعیت خود استاد طاهری در سال ۱۳۹۷ به جنابعالی و با توجه به نامه سال گذشته اینجانب از زندان اوین به جناب آقای جاوید رحمان گزارشگر محترم سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر در ایران و اعلام سلب تابعیت خود از کشور جمهوری اسلامی ایران به ایشان، در اجرای اصل ۴۱ قانون اساسی از جناب عالی تقاضا دارم تابعیت اینجانب سیدامیرحسین میرخلیلی فرزند سیدعلیرضا از جمهوری اسلامی ایران به طور رسمی سلب و مراتب در زندان به اینجانب ابلاغ و اعلام گردد.
مال بد بیخ ریش صاحبش.
شاگرد گمنام استاد محمدعلی طاهری امیرحسین میرخلیلی/ ۲ خردادماه ۱۳۹۹/ زندان اوین”.
درخصوص نویسنده این نامه گفتنی است؛ امیرحسین میرخلیلی در تاریخ ۲۱ شهریور ۹۶ توسط نیروهای قرارگاه ثارالله سپاه در منزل خود بازداشت و در تاریخ ۱ آذر ۹۶ با تودیع قرار کفالت ۱۰۰ میلیون تومانی تا پایان مراحل دادرسی از زندان آزاد شد. قاضی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران در تاریخ ۱۰ مهرماه ۱۳۹۸ این قرار را به قرار وثیقه ۲ میلیارد تومانی افزایش داد و امیرحسین میرخلیلی را بازداشت و به زندان اوین منتقل کرد. آقای میرخلیلی نهایتا توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه از بابت اتهام “اقدام علیه امنیت از طریق اداره گروه و جمعیت با هدف بر هم زدن امنیت کشور با سازماندهی و فراخوانی تجمعات غیرقانونی در حمایت از محمدعلی طاهری” به ۱۰ سال حبس، از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به ۱ سال حبس و از بابت اتهام “تشویش اذهان عمومی از طریق نشر اکاذیب در فضای مجازی” به ۲ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق و در مجموع به تحمل ۱۳ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق با احتساب ایام بازداشت محکوم شد.
لازم به ذکر است محمد‌علی طاهری بنیانگذار «عرفان کیهانی» یا حلقه در ایران که در تاریخ ۱۴ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۰ بازداشت شده بود، در مرتبه نخست، توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه، به اتهام افساد فی الارض به اعدام محکوم شد. این حکم در دیوان عالی کشور نقض و پرونده به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی احمدزاده به عنوان شعبه هم‌عرض ارجاع شد. این شعبه نیز طاهری را به اعدام محکوم کرد اما دیوان عالی کشور، بار دیگر حکم صادره را نقض کرد تا پرونده مجدداً در دادگاه هم‌عرض بررسی شود. پرونده بیانگذار عرفان حلقه برای مرتبه سوم در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی مورد بررسی قرار گرفت که این بار دادگاه وی را به اتهام “توهین به مقدسات”، “مداخله غیرقانونی در امور پزشکی و درمان بیماران”، “ارتکاب فعل حرام و رابطه نامشروع”، “استفاده غیرمجاز از عناوین علمی (دکتر و مهندس)” و “ضالّه بودن کتب و آثار” به پنج سال حبس، پرداخت ۹۰۰ میلیون تومان جزای نقدی و ۷۴ ضربه شلاق محکوم کرد. در حالی که آقای طاهری نزدیک به دو سال بیشتر از محکومیت ۵ ساله خود را در زندان سپری کرده بود، در اسفندماه سال ۹۶ توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران مجددا به اتهام افساد فی الارض به پنج سال حبس دیگر محکوم شد و این حکم نیز در مردادماه ۹۷ به تائید دیوان عالی کشور رسید. گفتنی است در تاریخ ۵ آذرماه ۹۷، درخواست اعاده دادرسی آقای طاهری توسط شعبه ۳۳ دیوان عالی کشور رد و به وکلای وی ابلاغ شد. در تاریخ ۲۷ فروردین ماه سال ۱۳۹۸ رای دادگاه تجدید نظر مبنی بر تجمیع احکام آقای طاهری اعمال و اشد مجازات صادر شد و با توجه به سپری کردن حدود ۸ ماه حبس بیش از مدت محکومیت رسما آزاد شد. محمد علی طاهری در تاریخ ۲۸ اسفندماه ۹۷ به مرخصی اعزام شد و با صدور این قرار رسما آزاد شد

توفان_توییتری در اعتراض به احکام روزافزون ‎#اعدام در ‎#ایران

‏‎#توفان_توییتری در اعتراض به احکام روزافزون ‎#اعدام در ‎#ایران

من و تو باید
که کاری بکنیم،
باید
که راهی بیابیم
به خانه ی آفتاب،
که از کورسوی این روزنِ حقیر
هیچ آبی گرم نخواهد شد.
دوشنبه ۲۶ خرداد ماه ۹۹
ساعت ۲۰:۳۰ به وقت ایران
هشتگ توفان

‎#StopExecutionsInIran

https://t.co/znlgFN686V‎

کتاب اعترافات یک بازجو

در طول تاریخ همواره انسان هایی بوده و هستند که در هر موقعیتی قرار بگیرند. با دیدن و روبه رو شدن با ظلم و بی عدالتی، وجدان آنها بیدار شده و نسبت به افشای نامردمی ها به هرطریق ممکن اقدام می کنند؛حتی اگر جان خود را به خطر بیندازند.

http://ketab.bashariyat.org/?p=15862

نوشته شده توسط بازجوی اطلاعات سپاه و شکنجر آقای محمد علی طاهری